
تعديل مواضع برخی مسئولان کشورمان در مقابل اروپاييها باعث شده اظهارات ضدايراني مقامات كشورهاي عضو اتحاديه اروپا روندي تصاعدي به خود بگيرد، به طوري كه پس از روي كار آمدن دونالد ترامپ در امريكا ميتوان مصاديق و گزارههاي فراواني را در تأييد چنين مسئلهاي عنوان كرد.
بعد از آنكه دونالد ترامپ در امريكا به عنوان رئيسجمهور كار خود را آغاز كرد و تصميمات ضدايراني را كه نقض فاحش متن و روح برجام بود اتخاذ نمود، دولت تدبير و اميد براي حفظ و نگهداري ميراث خود در عرصه سياست خارجه ترجيح داد به جاي مقابله با اقدامات ضدايراني طرف غربي با بهرهگيري از تاكتيكهاي حقوقي، دست نياز را به سوي اروپاييها دراز و با لابيهاي پنهاني و آشكار از آنها بخواهد طرف امريكايي را متقاعد كنند براي حفظ توافق هسته اي، رفتار خود را تغيير دهد.
فارغ از اينكه در مذاكرات محرمانه دستگاه ديپلماسي كشور با كشورهاي اروپايي چه گذشته، آنچه مهم مينمايد اين مسئله است كه دشمنيهاي اروپاييها كه سابقهای به درازاي تاريخ روابط ميان ايران و كشورهاي اروپايي دارد طي یک سال اخير و به دليل دريافت اين پيام كه «دولت ايران به شدت نيازمند حفظ برجام است و براي به دست آوردن اين هدف هر اقدامي را انجام ميدهد» منجر به آن شد كه اكثر مقامات بلندپايه كشورهاي اروپايي و حتي فدريکا موگريني مواضع سخت و هزينهآوري را عليه جمهوري اسلامي ايران اتخاذ نمايد، به عنوان نمونه فدريکا موگريني چالشيترين سخنان خود بعد از امضاي برجام را به زبان ميآورد و با به چالش كشاندن طرف مذاكره كننده ايراني، تفسيري يك جانبه و بسيار موسع از بخشي از مقدمه برجام را ارائه ميدهد كه با تفسير امريكا و كشورهاي اروپايي يكي است و بر اساس آن ايران ملزم به انجام مذاكرات مجدد در ساير حوزههاي مورد مناقشه با غرب است و چنانچه اين هدف رنگ تحقق به خود نگيرد، طرف مقابل ميتواند ايران را در مسير پرچالشي قرار دهد كه حتي به راحتي عليه جمهوري اسلامي ايران قطعنامههاي ذيل فصل هفتمي صادر کند.
تعاون امريكا - اروپا عليه ايران
در حالي سخنگوي كاخ سفيد در يك نشست خبري در ادامه اظهارات خصمانه مقامات امريكايي از شوراي امنيت خواست ايران را به دليل آنچه که نقضهاي متعدد قطعنامههاي شوراي امنيت دانست، مسئول بدانند كه نخست وزير انگليس نيز در گفتوگوي تلفني با «محمد بن سلمان» وليعهد و وزير دفاع عربستان ضمن حمايت از حمله عربستان به يمن از جامعه جهاني ميخواهد با اقدامات مخل امنيت بينالمللي ايران مقابله كند.
نخست وزير انگليس پيش از اين نيز در نشست سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس مواضع مشابهی را عليه كشورمان اتخاذ كرده بود: «ما بايد همچنان به مقابله با دولتهايي كه نفوذ آنها بيثباتي منطقه را مشتعل ميكند، ادامه دهيم... بنابراين ميخواهم به شما اطمينان دهم من به وضوح تهديدي را كه ايران متوجه منطقه خليج فارس و در بُعدي وسيعتر، متوجه خاورميانه ميكند، مشاهده ميكنم.» وي همچنين در گفتوگو با شبكه «العربيه» بار ديگر ادعاهايي مشابه را مطرح ميكند: «چشمان ما در مورد ايران كاملاً باز است و من هم همين نگرانيها را در مورد فعاليتهاي مخرب ايران دارم. ايران در چندين بخش از منطقه مشاركتي مخرب دارد.»
نخست وزير انگليس ادامه ميدهد: «تصور ميكنم مهم است كه همچنان فعاليتهاي مخرب ايران در ديگر حوزهها را هم به چالش بكشيم. اين همان كاري است كه ما به عنوان انگلستان در حال انجام آن هستيم اما در عين حال اين هم مهم است كه ما با كشورهاي خليج فارس همكاري كنيم تا از تأمين امنيت آنها اطمينان يابيم، به اين منظور ما در اينجا حضور نظامي فيزيكي داريم كه به نظر من حائز اهميت است.»
متهم كردن ايران بلافاصله پس از بازگشت از تهران
جالب اينجاست كه وزير خارجه انگليس بلافاصله پس از بازگشت از ايران در جلسه پارلمان اين كشور حاضر شده و ايران را به نقش مخرب در منطقه متهم ميكند؛ جانسون در جلسه پارلمان بيان ميكند: « پارلمان انگليس از نقش مخرب ايران در درگيريهاي سراسر منطقه، از جمله در سوريه و يمن آگاه است... رايزنيهاي ما [با مقامهاي ايران] در خصوص اين موضوعات، صريح و سازنده بود... در آنجا، با صراحت درباره مسائلي كه كشورهايمان با يكديگر اختلاف دارند صحبت كردم، اما مذاكراتمان سازنده بود.» اين در حالي بود كه حسن روحاني در ديدار نخست وزير انگلستان با استقبال از حمايت قاطع اتحاديه اروپا و لندن از برنامه جامع اقدام مشترك (برجام) تأكيد ميكند: ايران آماده توسعه روابط خود با انگلستان است!
شبيه همين موضع را بارها مقامات ارشد قوه مجريه كشورمان در قبال نقش اروپا و اتحاديه اين قاره در دوران پسا برجام ابراز كردهاند.
نيويورك تايمز در گزارشي كه اخيراً منتشر كرده است در رابطه با تقسيم كار امريكا و اتحاديه اروپا نوشت: «در حالي كه امريكا در حال عقب نشيني از خاورميانه است، فرانسه اكنون جاي آن را در خاورميانه ميگيرد. ترامپ فقط به فكر تحكيم قدرت اسرائيل و زدن ايران است. تصميم ترامپ براي به رسميت شناختن بيت المقدس به پايتختي اسرائيل و توئيتهاي او عليه مسلمانان و به موازات آن كاهش بودجه وزارت امور خارجه امريكا همگي دلالت ميكنند كه ديپلماسي اين كشور در حال عقبنشيني است.» اين روزنامه در ادامه مينويسد: «تمايز رويكرد مكرون با ترامپ در خاورميانه اين است كه فرانسه شخصاً در صحنه حضور دارد و حضورش استراتژيك است. مداخله مكرون و فروكش كردن مسئله سعدحريري نمونهاي از اين تمايز است.»همانطور كه اشاره شد مصاديق و مؤلفههاي بسياري را ميتوان ذكر كرد كه نشان میدهد مواضع ضدايراني اروپاييها درباره ايران طي ماههاي اخير به شدت افزايش داشته است آن هم در حالي كه طرف ايراني همچنان نسبت به نقش اروپاييها در دوران پسابرجام اعلام رضايت كرده و حاميان جريان غربگرا در داخل تلاش داشتهاند از ضرورت تكيه دادن دولت به اروپا در عرصه سياست خارجه و به ويژه برجام سخن به ميان بياورند.
سانسور دشمنیهای اروپا در رسانههای خاص
روزنامههاي وابسته به جريان غربباور طي روزهاي اخير اصل مسئله افزايش دشمني اروپا با ايران را به حاشيه تبديل كرده و خواهان توسعه روابط يكجانبه با اروپا ميشوند، به عنوان نمونه روزنامه آرمانامروز بدون توجه به گستاخي مقامات انگلیس مينويسد: «انگليس يكي از طرفهاي توافق هستهاي ايران با كشورهاي 1+5 بوده و هست. پس از شكلگيري برجام، اين كشور به شكل كامل از آن حمايت كرده است، حتي پس از حضور ترامپ و مخالفتهاي او با برجام، اين كشور اروپايي همراه دو كشور ديگر يعني فرانسه و آلمان بر حفظ و ادامه آن تأكيد كردهاند.»
اين روزنامه مدعي اصلاحطلبي ادامه ميدهد: «ايران به اين نكته اشراف داشته است كه نوع برخورد و تأكيد بر مواضع مشترك از دو جنبه مهم است؛ اول اينكه دستاوردهاي چنين سفري را بالا برده و ديدار طرف انگليسي از تهران را اميدواركننده جلوه دهد و از سويي باعث شود ديگر وزرا و رهبران سياسي اروپايي نيز بهدنبال اين سفر موفق راهي تهران شوند تا هم به گسترش روابط خود با بازيگر مهم خاورميانه بپردازند و هم در راستاي تحولات منطقهاي، هماهنگيهاي لازم را با كشور متعادل و آيندهدار منطقه انجام دهند.»
به عنوان يكي ديگر از آخرين نمونهها ميتوان به اظهارات يكي از كارشناسان در گفتوگو با سايت خبرآنلاين در اين باره اشاره كرده، آنجا كه وي بدون توجه به افزايش دشمنيها توسط اروپا در ماههاي اخير تلاش ميكند دست به فرافكني زده و اينگونه القا كند كه اروپاييها در بسياري از امور مربوط به ايران با امريكا مخالفند: «اروپا در خصوص ايران منافع خود را دنبال ميكند، گاهي با امريكا همسو و گاهي مخالف هستند» اين در حالي است كه تمام رويكرد و رويههاي امريكا را اروپاييها دنبال كرده و تنها با يك بخش ناچيز از سياستهاي ضدايراني امريكا مخالفند و آن اين مسئله است كه دولت ترامپ نبايد عدم پايبندی ايران به توافق هستهاي را قيد كند چراكه منافع اقتصادي گسترده آنها به خطر خواهد افتاد. آنچه مهم مينمايد اين مسئله است كه كوتاه آمدن در برابر امريكا دستاوردي جز افزايش تحريم و تهديد براي كشور نداشته و متأسفانه همين اشتباه را دولت در قبال اروپاييها انجام داده و احساس نياز ايران به اروپا منجر به توسعه گستاخيها و تهديدات عليه جمهوري اسلامي ايران شده و ادامه روند كنوني هزينههاي فراواني را با خود به دنبال خواهد داشت.