
ميلاد دخانچي مجري برنامه در ابتدا پرسش چالشي در خصوص نگاه جريان فكري زرشناس به مدرنيته و نسبت آن با تفكر سلفي كه منكر مدرنيته است، مطرح كرد. زرشناس در پاسخ اما با بيان اينكه بايد بيشتر بررسي كنيم كه آيا واقعاً جريانهاي سلفي منتقد مدرنيته هستند (در حالي كه بخشي از اينها توسط نظام سلطه كه تجسم مدرنيته هستند، تشكيل شدهاند) گفت: انديشه سلفي چندين خصيصه دارد كه يكي از اين ويژگيها اين است كه خردگرا نيستند و انديشه آنان در حوزه تفكر بسيار ضعيف است در حالي كه اين تفكر مقابل تفكر شيعي قرار دارد كه تأكيد بسياري بر عميق فكر كردن و خردگرايي دارد.
اين پژوهشگر با بيان اينكه ما هم در مقدمات و هم در غايات با انديشه سلفي اختلاف داريم، گفت: ما نبايد اشتباه روشنفكران را تكرار كنيم و تنها ظواهر مدرنيته را بپذيريم بلكه بايد در ماهيت غرب مدرن تأمل كرد و بايد يك راه برخاسته از تفكر اسلامي و ايراني انتخاب كنيم.
مجري برنامه در ادامه بار ديگر سؤال خود پيرامون تمايز تفكر زرشناس و جريانات سلفي درباره مدرنيته را مطرح كرد و گفت چرا شما عالم جديد را دوست نداريد؟
زرشناس گفت: اصلاً مسئله دوست داشتن يا نداشتن من نيست چراكه عالم غرب مدرن ديگر خودش هم خودش را دوست ندارد و دارد به سمت خودويراني ميرود چراكه ظهور انديشه پستمدرن بزرگترين نشانه اين مسئله است.
عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي عطف به سؤال مجري گفت: انديشه سلفي هيچ آلترناتيوي مقابل جريان غرب مدرن ندارد. حتي اين جريان آلترناتيو اقتصادي مقابل نظام سرمايهداري غرب مدرن ندارد.
مجري برنامه با سؤال از زرشناس گفت: شما چه آلترناتيوي براي دولت- ملت مدرنيته داريد؟
اين نويسنده در پاسخ به دخانچي گفت: قبول دارم دولت- ملت محصول دنياي مدرن است اما از صفويه به بعد يك نوع آميختگي تاريخي بين تشيع و هويت ملي ما شكل گرفته است و دولت صفوي هم تجسم هويت ملي ماست و هم هويت ديني ما.
دخانچي در واكنش به سخنان زرشناس گفت: صفويه نميتواند بديلي براي دولت ملت باشد چراكه دولت- ملت يك مفهوم مدرن و مربوط به دوران سرمايهداري است نه پيشاسرمايهداري.
زرشناس نيز در پاسخ با اشاره به اينكه عالم غرب مدرن از قرن ۱۴ شروع شده و صفويه اتفاقاً در نقطه رنسانس و بعد رنسانس قرار دارد، گفت: آنچه ما در ايران در حال تجربه آن هستيم نوعي رستاخيز عالم ايراني اسلامي است كه پيوندي است بين هويت ايراني و شيعي كه در مقابل جهانيسازي اجباري نظام سلطه ايستاده است و من ولايت فقيه را يگانه آلترناتيو مقابل رويكردهاي سكولاريستي نظام سلطه ميدانم و معتقدم قوه مجريه ما در دوران سازندگي به بعد سراغ الگوهاي نئوليبرال رفته است در حالي كه اين الگوها با آرمانهاي انقلاب ناسازگارند.
در ادامه برنامه دخانچي اين سؤال را مطرح كرد كه اگر ما يك سنتي داريم كه ميتواند مشكلات ما را حل كند چه نيازي به گفتوگو و تعامل داريم چراكه هميشه يك خرد جمعي داريم كه ميتواند مشكل ما را حل كند و نيازي به ديگران نداريم.
مهمان برنامه سختانه در پاسخ به مجري گفت: ما هيچگاه نگفتهايم با كسي گفتوگو نكنيم و من با موضوعاتي همچون سنت و مدرنيته كه توسط دكتر نصر مطرح ميشود، مخالفم.
وي در ادامه افزود: من معتقدم يك عالم اسلامي ايراني داريم كه داراي يك پيشينه تفكري است كه بر اساس آموزههاي شيعي پيريزي شده است.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه مدرنيته ايراني تونل وحشت تاريخ ماست، افزود: مدرنيته، استقلال و هويت ما را گرفته است كه بايد از آن عبور كنيم.
اين پژوهشگر در پاسخ به سؤال مجري برنامه پيرامون چرايي استفاده از اصطلاح نئوليبرال در ايران گفت: تفكر نئوليبرال چهار خصيصه مهم دارد كه خصوصيسازي با محوريت بزرگ كردن سرمايهگذاري كلان، متوقف كردن استخدامها (تحت عنوان تعديل كردن)، مخالفت با هر نوع خدمات رايگان به مردم (كاري كه از سال ۶۸ در ايران اجرا شد) و كوچكسازي دولت از جمله اين ويژگي است كه نتيجه آن حاكميت بازار است كه قراردادهاي سفيد كارگري، حقوقهاي نجومي و تورم ويرانكننده را دربر دارد.
گفتوگو با زرشناس، دومين برنامه پخش شده از سري مجموعه سختانه است كه گونهاي از گفتوگوي چالشي در رسانه ملي بوده و قرار است هر پنجشنبه شب از آنتن شبكه سوم سيما پخش شود.