کد خبر: 886659
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۹
برداشت ساده اي که مي توان از سند راهبرد جدید کاخ سفید مي توان داشت:
دونالد ترامپ راهبرد امنیت ملی جدید ايالات متحده را که بر اساس شعار انتخاباتي وي مبني بر «آمریکا اول» گردآوري شده را منتشر کرد، راهبردي که همچنان جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از تهديدات مهم آن تعريف و از آن خطري براي منافع جامعه آمريکايي ياد مي کند.
امير عباس رسولي

دونالد ترامپ راهبرد امنیت ملی جدید ايالات متحده را که بر اساس شعار انتخاباتي وي مبني بر «آمریکا اول» گردآوري شده را منتشر کرد، راهبردي که همچنان جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از تهديدات مهم آن تعريف و از آن خطري براي منافع جامعه آمريکايي ياد مي کند.
اين اولين باري نيست که مقامات ارشد آمريکايي از ايران به عنوان تهديدي براي ايالات متحده آمريکا ياد مي کنند کمااينکه پيش از دونالد ترامپ ، باراک اوباما نيز از ايران به عنوان تهديدي براي جامعه جهاني ياد کرده و خواهان مقابله همه کشورها با ايران در عرصه منطقه اي و بين المللي مي شود.
مسئله اثبات شده اين است که «فروپاشی نظام اسلامی» یا حداقل «تضعیف قدرت ايران» با ایجاد تغییر رفتار ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی هدف مشترک تمام دولتهاي آمريکايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بوده است و در حالي که دشمني مبنايي و گسترده با جامعه ايراني محور مشترک تمام دولتهاي امريکايي بود که جريان در داخل تلاش کرده بين  دو حزب جمهوري خواه دموکرات امريکايي تفاوت و تمايز قائل شده و روي کاربودن دموکرات ها در اين کشور را فرصتي براي جمهوري اسلامي عنوان کند!
در طي 4سال گذشته دقيقا مواضع و جهت گيري هاي سياسي اين جريان در همين مسير بوده آنهم در حالي که دو جريان مذکور برجام را نقض و منافع و حقوق ايراني را تضيع کرده اند.

پذيرش ضعف در قبال قدرت روزافزون ايران

ترامپ در حالي در سند راهبردي امنيت ملي جديد امريکا، ايران را تهديدي براي امنيت اين کشور عنوان مي کند که طي 40سال اخير دولتهاي مختلف اين کشور نتوانسته مانع از قدرت گيري روزافزون جمهورذي اسلامي ايران در عرصه هاي مختلف بين المللي شود و تهديد دانستن مجدد ايران ، به معناي پذيرش ضعف در برخورد با ايران و پذيرش کشورمان با عنوان يک قدرت بلامنازع جهاني است، که اگر چنين نبود ضروري نداشت در سند فوق چندين بار نام کشورمان آورده شود.
بسياري از واژگان بکار رفته در سند امنيت ملي جديد آمريکا همان اتهاماتي است که پيش از اين نيز از زبان روساي جمهور گذشته اين کشور عليه ايران صورت گرفت از جمله «متهم کردن ایران به تروریست‌پروری»، «اتهام دخالت ایران در امور داخلی کشورهای منطقه غرب آسیا»، «نقض قوانین حقوق بشری توسط ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی»، «تولید بمب اتم و تهدید بشریت توسط ایران»، «به هم زدن صلح و ثبات و امنیت جهانی» است.
به عنوان نمونه در بخش هاي مقدمه  اين سند رئيس جمهور آمريکا از ضرورت بازسازی روابط دوستانه با کشورهای خاورمیانه به عنوان اهرمی موثر در ایجاد حرکت جمعی علیه ایران ياد و در سطر ديگر در حالي از چین و روسیه به عنوان کشورهایی که در پی ضربه زدن به منافع امنیتی و مالی آمریکا هستند یاد شده مي کند  بار ديگر از ایران و کره شمالی به عنوان رژیم‌های بی‌ثبات‌کننده منطقه، تهدیدکننده مردم آمریکا و عامل تهدید برای متحدان این کشور نام مي برد.
يا در فصل «اقدامات دارای اولویت» و زیربخش «ارتقای توان پدافند موشکی» آمده عنوان مي شود :« ایالات‌متحده در حال استقرار یک سامانه دفاع موشکی چند لایه با تمرکز بر ایران و کره شمالی است تا بتوانیم از میهنمان در برابر حملات موشکی دفاع کنیم».
کاخ سفید در بخش دیگری از سند مشکلات خاورمیانه را در عبارتي به «توسعه‌طلبی ایران» خلاصه و عنوان مي کند‌: «در طول سال‌های گذشته، مشکلات درهم‌تنیده ناشی از توسعه‌طلبی ایران، فروپاشی دولت‌ها، ایدئولوژی جهادگرا، رکود اقتصادی-اجتماعی و رقابت‌های منطقه‌ای خاورمیانه را متشنج کرده‌اند.»
اين سند در جاي ديگري مطرح مي کند‌: «ایالات متحده یاد گرفته که نه بلندپروازی‌های مربوط به تحول‌آفرینی‌های دموکراتیک و نه سیاست‌های دوری‌گزینی نمی‌توانند از ما در برابر مشکلات منطقه محافظت کنند. ما بایستی درباره انتظاراتمان برای منطقه واقع‌نگر باشیم و در عین حال، اجازه ندهیم بدبینی‌ها سد راه منافعمان یا چشم‌اندازمان برای خاورمیانه مدرن شوند».

عناوين اتهامي دونالد ترامپ در اين سند همان عناويني است که پيش از اين اوباما نيز به ايران نسبت داده بود به طوري که رئيس جمهور گذشته آمريکا

در تريبون رسمي مجمع عمومي سازمان ملل بيان مي کند‌: «ایرانی که دارای تسلیحات هسته‌ای باشد، چالشی قابل کنترل نیست و تهدید‌هایی از جمله از میان بردن اسرائیل، ایجاد بی‌ثباتی در وضعیت اقتصاد جهانی و ایجاد ناامنی در منطقه خلیج‌فارس را به دنبال خواهد داشت. وجود تسلیحات هسته‌ای در ایران می‌تواند به نوعی در منطقه ایجاد رقابت کند و باعث زیرپا گذاشتن قرارداد‌های بین‌المللی شود».
وي در يکي ديگر از سخنراني هاي خود در همين مجمع مي گويد:« من... روشن ساخته‌ام که هر چند ما مصمم هستیم از تولید یک سلاح هسته‌ای توسط ایران جلوگیری کنیم، امریکا ترجیح می‌دهد نگرانی‌های ما را از بابت برنامه هسته‌ای ایران به‌طور مسالمت‌‌آمیز رفع کند. ما درصدد تغییر رژیم نیستیم و به حق مردم ایران برای دستیابی مسالمت‌آمیز به انرژی هسته‌ای احترام می‌گذاریم.» 
آنچه مبرهن است اين مسئله است که محور فعاليت هاي ضدايراني دولت دونالدترامپ عليه ايران همچنان به قوت خود باقي است بر خلاف آنچه پيش از اين جريان غربگراي داخلي عنوان مي کرد و اصرار داشت با امضاي توافق هسته اي ميان دو کشور منازعات کاهش ، مناقشات تعديل و زمينه هاي دشمني با ملت ايران برداشته خواهد شد.
آمريکا چه در دوره ترامپ ( از جمله در سند مورد اشاره) و چه در دوره 8 ساله باراک اوباما نشان داده که اهداف مهمي از جمله « معرفی کردن ایران به عنوان تهدیدی برای صلح، ثبات و امنیت فضای بین‌الملل » ،‌« تفسیر یکجانبه از متن برجام که عبارات آن عمدتاً دو و چندپهلو است » ،‌« توسعه تحریم‌های غیرهسته‌ای (حقوق بشری ـ تررویسم) و حفظ سایه تحریم بر سر ایران » ،‌« معرفی کردن ایران به عنوان ناقض روح برجام » ،‌« تحمیل «مذاکرات مجدد برجامی»به ایران» را دنبال مي کند.

ايران هراسي همچنان اولويت آمريکاست

نکته مهم ديگر آنکه مفاد سند مذکور يک هدف اصلي را دنبال مي کند ، هدفي که مي توان ردپاي پررنگ آن را در موضع گيري روساي گذشته و حال ايالات متحده آمريکا نيز به صورت مشهود مشاهده کرد و آن ادامه دادن پروژه ايران هراسي است،پروژه اي که دولتمردان داخلي از برچيده شده آن به عنوان يکي از اهداف اصلي برجام ياد کرده بودند.
در جاي جاي سند راهبرد جديد ايالات متحده آمريکا تلاش شده تا همچنان چنين پروژه اي ادامه يابد آنهم در حالي که پيسش از اين عباس عراقچي معاون وزير امور خارجه كشورمان بيان کرده بود: «نمايندگي‌ها بايد بتوانند با اطلاع‌رساني دو طرفه، ارتباطات را برقرار و با ايران‌هراسي مقابله كنند. طبيعتاً در مقابل سياست ايران‌هراسي ما نيز بايد با ايجاد سياست ايران‌گرايي به معرفي ايران و اعتماد‌سازي بپردازيم و طبعاً سياست خارجي و نمايندگي‌هاي ما در خارج از كشور مي‌توانند نقش مؤثري را در اين زمينه ايفا كنند» يا رئيس‌جمهور در اظهاراتي مشابه مطرح مي کند: «مردم جهان درپي مذاكرات موفق هسته‌اي دريافتند كه ايران‌هراسي واقعيت ندارد و مردم ايران مردمي صلح‌دوست و صلح‌خواه هستند».
سند رهبرد جديد ايالات متحده آمريکا نشان مي دهد که بر خلاف وعده هاي تصنعي جريان غربگراي داخلي ، آمريکايي ها نه تنها براي فروپاشي و ضربه زدن به امنيت، اقتصاد و رفاه جامعه ايراني منصرف نشده بلکه مصمم تر از گذشته اين هدف را پيگيري مي کنند وبا توجه به اين بايد نتيجه گرفت که تعديل مواضع و تقليل انقلابي گري در برابر اين کشور نتيجه اي جز «جري شدن آنها و تنگ تر شدن حلقه هاي تحريم ها و تهديد عليه جامعه ايراني » به همراه نخواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار