مرد معتادی که با همدستی دوستانش در پوشش مسافربر مرتکب سرقت مقرون به آزارشده بود، روز گذشته در جلسه محاکمه جرمش را انکار کرد. این در حالی است که دو متهم دیگر همچنان متواری هستند.
به گزارش خبرنگار ما، زمستان سال گذشته، مردی افغان به نام احمد با مراجعه به اداره پلیس گیلاوند از راننده خودروی پرایدی همراه دو سرنشین به اتهام سرقت شکایت کرد و گفت: «ساعت 6 غروب بود که همراه دوستم حاشیه خیابان منتظر ماشین ایستاده بودیم. خودروی پرایدی توقف کرد و سوار شدیم. در آن خودرو راننده بود که بعد متوجه شدم اسم او پیمان است. یکی از دوستانش روی صندلی شاگرد و دیگری روی صندلی عقب کنار ما نشسته بود. بعد از طی مسافتی راننده از مسیر منحرف شد و به سمت جاده خاکیپیچید و ناگهان توقف کرد.» او در ادامه گفت: «متوجه شدیم که آنها نیت شومی دارند. هرچه آنها را التماس کردیم بیفایده بود. یکباره یکی از آنها روی ما قمه کشیدو دیگری دست و پای ما را با یک بند پلاستیکیبست. آنها باتهدید قمه پول،گوشی موبایل و شماره رمز کارتهای عابرانکمان را گرفتند.دوستم رمز عابربانکش را گفت اما من آنقدر ترسیده بودم که رمز کارتم را فراموش کرده بودم. آنها فکر میکردند دروغ میگویم به همین خاطر پیمانبا قمه به سرم زدو مرا به شدت زخمی کرد.ناگهان از شانس شماره رمز کارتم را به یاد آوردم و به آنها گفتم. همان لحظه یکی از همدستان پیمان همان موقع سوار ماشینشد و به سمت شهر رفت تا از طریق عابر بانک حسابمان را خالی کنند .آنها مبلغ ۳۰۰ هزار تومان پول نقدی را که همراه داشتم به همراه 300 هزار تومان پول از کارت عابربانکم و گوشی موبایلم را دزدیدند و سپس ما را با چشم های بسته و بدون کفشزیر برف رها کردند و رفتند.» در ادامه دیگر شاکی نیز شکایت خود را مطرح کرد.
بعد از طرح شکایت هر دو شاکی، مأموران با ثبت شماره پلاک خودرو توانستند خودرو را شناسایی و یکی از متهمان به نام پیمان را بازداشت کنند.
با انتقال متهم به پلیس آگاهی او جرمش را انکار کرد اما با توجه به شواهد و قرائن موجود، همچنین شناسایی در مواجهه حضوری از سوی شاکیان،روانه زندن شد. در ادامه اما تلاش پلیس برای شناسایی و دستگیری دو متهم دیگر ناکام ماند.
بعد از صدور کیفرخواست پرونده کامل و به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روز گذشته متهم مقابل هئیت قضایی به ریاست قاضی اصغرزاده و مستشار توکلی قرار گرفت. ابتدای جلسه شاکی بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد و گفت: «آن روز متهمان بعد از رها کردن ما در برف و سرما، توانستم با دندان گره بند پلاستیکیدستانم را باز کنمولی یکی از دندانهایم شکست. حالا به خاطر سرقت و همچنین جراحتهایی که آنها به من وارد کردند از متهم و همسدتانش شکایت دارم.»
دیگر شاکی به نام حسن نیز گفت: «روز حادثه آنها با بیرحمی دست و پا و چشمان ما را بستند و با تهدید قمه پولهایمان را گرفتند. من بدون هیچ مقاومتی رمز کارت عابر بانکم را در اختیارشان گذاشتم به همین خاطر مرا کتک نزدند اما پول نقد و گوشی موبایلم را سرقت و حساب بانکیام را خالی کردند.» او در ادامه گفت: «پیمانیکی از متهمان است اما دو همدست دیگرش فراری هستند. احتمال میدهم او از مخفیگاه آنها باخبر است به همین خاطر ازهمه آنها شکایت دارم.»
در ادامه متهم بار دیگر جرمش را انکار کرد و گفت: «شش ماه بود که در کمپ ترک اعتیاد بستری بود و بعد از بیرون آمدن از آنجایک خودروی پراید قسطی خریدم و مشغول کار بودم. به تازگی دوباره سراغ مواد رفتم و روزی که دستگیر شدم داخل ماشین در حال مصرف شیشه بودم که مأموران کلانتری مرا بازداشت کردند. وقتی مرا به کلانتریبردند برای اولین بار با دو شاکی روبرو شدم.» او در ادامه گفت: «آنها وقتی پراید مشکی مرا دیدند ادعا کردند سرنشینان این پراید زورگیرانی هستند که آنها را کتک زدهاند. ادعای آنها را قبول ندارم و بیگناه و بیدلیل بازداشت شدهام.»
در پایان این جلسه هیئت قضایی وارد شور شد.