به گزارش خبرنگار ما، ارديبهشت سال93 زن جواني با مراجعه به اداره پليس پايتخت مأموران را از ناپديد شدن خواهر 40سالهاش فتانه باخبر كرد. او گفت: «سالهاست كه خواهرم از ما جدا زندگي ميكند. خيلي با هم رابطه نداشتيم، اما گاهي تماس ميگرفت و حالي از پدر و مادرمان ميپرسيد. سال قبل بود كه متوجه شدم او صيغه مرد بازاري شده است و مشغول كار تجاري است. حالا چند ماهي است تماس نگرفته و از او بيخبريم. نگرانم اتفاق بدي افتاده باشد، چون تلفن همراهش نيز خاموش است.»
با اعلام گزارش مفقودي، مأموران در اولين گام از تحقيقات، به آدرس منزل شوهر آن زن رفتند، اما آن مرد از همسرش اعلام بيخبري كرد و در جواب به مأموران گفت: «سالها قبل من و فتانه با هم صيغه شديم و رابطه خوبي داشتيم، اما مدتي بود ارتباطمان قطع شده بود و همديگر را نميديديم. فتانه وارد كار تجارت شده بود و به خاطر شغلش به كشور تركيه زياد سفر ميكرد احتمال دارد بار آخر به تركيه رفته و ديگر برنگشته است.»
در حاليكه تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت، پليس جسد زن جواني را در يكي از خيابانهاي جنوب تهران كشف كرد. با انتقال جسد به پزشكي قانوني و تشخيص هويت مشخص شد جسد متعلق به فتانه است، به اين ترتيب پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و در ادامه تحقيقات و بررسيها مشخص شد، مقتول در كار واردات پوشاك از تركيه بوده است، به همين دليل ارتباط زيادي با افراد غريبه در تركيه و داخل كشور داشته است. همچنين در پارهاي از تحقيقات مشخص شد او در چند سال اخير با چند مرد غريبه نيز ارتباط غيركاري داشته است به همين دليل همگي آنها تحت تعقيب پليس شناسايي و بازداشت شدند، اما از آنجائيكه هيچ مدركي عليه آنها به دست نيامد همگي تبرئه شدند. با گذشت سهسال از حادثه از آنجائيكه تلاش پليس براي شناسايي عامل يا عاملان قتل زن جوان ناكام ماند، اوليايدم درخواست ديه از بيتالمال را مطرح كردند. با اين درخواست پرونده به شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده به رياست قاضي متين راسخ بعد از قرائت كيفرخواست، اوليايدم بار ديگر ديه از بيتالمال را درخواست كردند.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.