
شکست تیم ملی بسکتبال مقابل عراق در آغاز راه انتخابی جام جهانی 2019 افسوس بزرگی بود، چون این تیم در حد ایران نبود و از نظر تكنیكی خیلی ضعف دارد. اصلاً بازیكن بلندقامتی ندارد و كاملاً یك تیم عادی است كه به لحاظ فنی ایرادات زیادی به آن وارد بود، اما ایران را شكست داد! دلایل این شکست دور از انتظار باید خارج از مسائل فنی بررسی شود. چه دلیلی دارد قبل از بازیها بگوییم پول نیست و حس ضعیف بودن را به بازیكنان القا كنیم و اعتماد به نفس آنها را تحتالشعاع قرار دهیم وقتی این مشكلات مدیریتی است.
مگر آنكه بخواهیم با آنها راه فراری برای خود قرار دهیم! كوارتر چهارم را از دست میدهیم درحالی كه میشد به راحتی نتیجه را به سود ایران تغییر داد و این اصلاً پیچیده نبود، اما بازیكنان ایران كاملاً بدون اعتماد به نفس بازی كردند! معنی خیلی از صحبتها را خیلیها میفهمند، اما جامعه بسکتبال اگر سكوت میكند از نجابتش است و بهخاطر منفعتملی، وگرنه بازیكنان امریکایی عراق نه گیبسون بودند، نه دومنیک جونز و حتی از بهنام یخچالی هم پایینتر بودند.
بسكتبال ایران بهترین بازیکنان را در همه پستها دارد، به طور مثال یخچالی در پست دو، صمد در پست سه و حدادی در پست چهار بهترینهای آسیا هستند. بله، استرالیا که تازه به قاره اضافه شده، فاصله زیادی نسبت به ما دارد، اما ما حتی میتوانیم این تیم را به چالش بکشانیم ولی آیا عراق واقعاً در حد ایران است؟ ما 10 بازیكن در حد بازیكنان امریكایی عراق و چه بسا بهتر از آنها داریم. باید قدر بازیکنان خوب خود را بدانیم و این را هم بدانیم که میتوانیم به راحتی سهمیه جهانی بگیریم، فقط باید بزرگی و بزرگ بودن را به معنای واقعی و درست در تیم نهادینه کنیم. به شرط آنكه نخواهیم قبل از بازیها حرفهای دیگری را بزنیم تا شرایط را برای آینده مهیا كنیم و راه فراری برای خود بگذاریم. باید برای بازی با عراق یک فلسفه تعریف میکردیم اما این شکست میتواند یک تجربه برای کادر فنی باشد.