
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز گذشته سردار رحيمي با حضور در محل پليس پيشگيري، در خصوص اجراي طرح سراسري رعد4 به جمع خبرنگاران گفت: « در 48 ساعت گذشته چهارمين مرحله از اين طرح، از سوي كلانتريهاي سطح تهران بزرگ به اجرا درآمد. در اين طرح با بهرهگيري از اطلاعات قبلي و با هماهنگي مقامات قضايي، همكارانم موفق شدند بيش از 373 سارق و مالخر و 232 خردهفروش موادمخدر را شناسايي و دستگير كنند.»
وي در ادامه گفت: «در اين طرح، 185 پاتوق و مخفيگاه مجرمان مورد بررسي قرار گرفت و 14 باند سرقت منزل، خودرو و مغازه نيز منهدم شد، همچنين نزديك به 200دستگاه خودرو، 57 موتورسيكلت، 57 دوچرخهمسروقه، 30 قبضه سلاح جنگي، شكاري و قلابي، 19 مورد كالاي قاچاق به ارزش 45ميليارد و 600 ميليون ريال شامل دارو، پارچه، دستگاههاي صنعتي، لپتاپ، تبلت، ضبط، باند و... از سارقان دستگير شده كشف و ضبط شد.» رئيس پليس پايتخت ارزش ريالي اموال مسروقه كشف شده در اين طرح را بيش از 6 ميليارد تومان و ارزش اموال قاچاق مكشوفه را بيش از 4ميليارد تومان برآورد كرد.
كشف 307 كيلوگرم مواد مخدر
وي با اشاره به اقدامات پليس مبارزه با مواد مخدر پايتخت نيز گفت: «همكاران ما در پليس مبارزه با مواد مخدر، توانستند با شناسايي دو باند بزرگ توزيع انواع مواد مخدر، بيش از 307كيلوگرم مواد مخدر را از اين باند كشف و 232 خردهفروش را دستگير كنند.»
كاهش 6 درصدي سرقت و افزايش 17درصدي كشفيات سرقت
سردار رحيمي در پايان در خصوص كاهش 6 درصدي سرقت و افزايش 17درصدي كشفيات سرقت از سوي پليس تهران طي سه ماهه اخير گفت: «هدف ما از اجراي اين دسته از طرحها، نشان دادن توانمنديهاي پليس و غلبه پليس بر مجرمان و تنگ كردن عرصه بر مخلان نظم و امنيت است كه همكاران ما با توجه به اطلاعات شهروندان و براساس نيازمنديهاي مناطق مختلف شهر نسبت به اجراي اين طرح اقدام خواهند كرد.»
سارق خلاقي که خلافيها را صفر ميکرد!
يكي از متهمان بازداشتشده در جريان طرح «رعد» مرد 40 سالهاي بود كه با توافق صاحب خودرو و موتورسيكلتهايي كه سقف خلافي آنها بالا بود، با مهر جعلي خلافي آنها را صفر ميكرد!
متأهلي؟
خير.
شغلت چه بود؟
موتورفروشي.
چقدر تحصيلات داري؟
ابتدايي .
به چه جرمي دستگير شدي؟
پرداخت خلافي با مهر جعلي و سوءاستفاده از مشكل سامانهاي در قبض دستگاه پوز دو بانك.
چقدر كاسب بودي؟
با صاحب وسايل نقليه توافق ميكردم و 50 درصد از پول خلافيرا ميگرفتم.
مشتريهايت را چطور شناسايي ميكردي؟
به مراكز ترخيص خودرو ميرفتم و صاحبان خودروهايي را كه خلافي بالايي داشتند، شناسايي ميكردم. به آنها شماره ميدادم تا اگر مايلند براي صفر كردن خلافي خودروهايشان تماس بگيرند. بعد از تماس، توافق ميكردم 50 درصد از پول خلافي را بگيرم و بعد با شيوهاي خاص مبلغ خلافي را صفر ميكردم.
از شيوههاي پرداخت خلافي وسايل نقليه بگو.
با استفاده از كارت هديه بدون موجودي يك بانك خصوصي، به شعبه بانكهاي ملي ميرفتم و با استفاده از دستگاه پوز داخل شعبه، فرآيند پرداخت خلافي را طي ميكردم. سپس با بريدن بخشي از قبض دستگاه پوز كه در آن نوشته شده بود، كارت بانكي فاقد موجودي است، همراه رسيد بانكي و برگه خلافي به دفاتر پليس +10 ميبردم و خلافي خودرو را صفر ميكردم. در واقع از مشكل سامانهاي در قبض دستگاه پوز كه تنها براي كارتهاي هديه يك بانك خاص بود، سوءاستفاده ميكردم. روش ديگري كه داشتم اين بود، مدارك و اسناد خودورها را از صاحبان آنها ميگرفتم و مشخصات خودرو را وارد فرم پرداخت خلافي ميكردم. سپس با استفاده از مهر جعلي كه ساخته بودم پاي فرم را مهر ميكردم.
چطور دستگير شدي؟
يكي از همين خودروها را به دوستم دادم و نميدانستم خودرو سرقتي است. وقتي دوستم به جرم سرقتي بودن خودرو دستگير شد، به دام افتادم. بعد از استعلام بود كه پليس متوجه ترفندم شد.
اعتراف چوپانهاي دروغگو به سرقت گله
دو نفر از متهمان مردان
افغاني هستند که در پوشش چوپان گلهها
را سرقت کرده و با فروش آن پول حسابي به جيب ميزدند.
چه مدتي است در ايران هستيد؟ آيا مجاز وارد ايران شدهايد؟
پنج سال است كه در ايران مشغول كار چوپاني هستيم و غير مجاز وارد خاك ايران شديم.
در چه شهري مشغول كار بوديد؟
در قاسمآباد حوالي شهريار.
در مورد اتهامتان توضيح بده.
به شهرهايي كه دامداران دنبال چوپان ميگشتند، ميرفتيم و خودمان را به آنها معرفي ميكرديم. بعد از مدتي كه اعتماد آنها جلب ميشد، با رابطي كه در همدان و شاهرود داشتيم، تماس ميگرفتيم و درخواست ماشين ميكرديم. سپس هر تعداد رأس گوسفند كه امكان داشت بار نيسان ميكرديم و فرار ميكرديم.
چطور تا حالا دستگير نشديد؟
چندباري توانستيم صاحب دامداري را فريب دهيم.
چطور؟
به دوستم گفتم مرا كتك بزن و سر وصورتم را زخمي كن. او هم اين كار را انجام ميداد. بعد به صاحب دامداري ميگفتم سارقان من را كتك زدند و گوسفندان را سرقت كردند. آنها هم دلشان به رحم ميآمد و شكايتي نميكردند تا اینکه دستمان رو شد و گرفتار شدیم.