مريم زاهدي
يك نفر، يك خانه و يك زندگي تكنفره؛ قديمترها نامش زندگي مجردي بود و حالا با زياد شدن آمار زندگيهاي مجردي انگار جامعهپذيري اينگونه زندگيها هم بيشتر شده و نامش را گذاشتهاند خانواده تكنفره؛ نكته قابل تأمل اينجاست كه طبق آمارها 66 درصد خانوارهاي «تكنفره» زن هستند و زندگي تنهاي يك زن يعني دنيايي از چالشهايي كه در مسير راهش قرار دارد.
تنها بودن و تنها زندگي كردن و به تنهايي نقش يك خانواده را به عهده گرفتن چندان امر سادهاي نيست اما ساز و كارهاي جامعه كنوني موجب شده تا شاهد چنين رخدادي باشيم و هر بار هم كه نتايج آمارگيريها روشن ميشود با افزايش اين تيپ از خانوادهها مواجهيم به گونهاي كه تعداد كل خانوارهاي ايراني در سال 95 حدود 24 ميليون است كه در اين ميان درصد خانوارهاي زن سرپرست از بيش از 5/1 ميليون نفر (4/9 درصد) در سال 85، در سال 95 با رسيدن به بيش از 3 ميليون نفر به 7/12 درصد افزايش يافته است. در سال 85 بيش از 880 هزار خانوار تكنفره در كشور مورد شمارش قرار گرفته بود كه اين رقم در سال گذشته به بيش از 2ميليون نفر رسيده است. از اين تعداد بيش از 68 هزار خانوار مرد سرپرست و بيش از يك ميليون و 350 هزار خانوار زن سرپرست هستند. آمار خانوارهاي تكنفره به نسبت كل خانوارهاي كشور در سال 85، 2/5 درصد بوده كه اين عدد در سال 95 به 5/8 درصد رسيده، اين در حالي است كه 4/66 درصد از كل خانوارهاي «تكنفره» زن سرپرست هستند.
تنهازيستي اجباري يا اختياري ؟
كافي است تا دور و بر خودمان را نگاهي بيندازيم، حتماً با يكي دو مورد زندگي مجردي چه در ميان زنان و چه در ميان مردان مواجه خواهيم شد. شهلا كاظميپور جمعيتشناس هم در اين باره معتقد است: در گذشته تنهازيستي امري ناخواسته بوده و فرد به دليل از دست دادن خويشان، طلاق يا مهاجرت خود يا ساير اعضاي خانواده مجبور به تنهازيستي ميشد. در دنياي امروز اما علاوه بر تنهازيستي، گروهي از افراد به شكل خودخواسته علاقهمند هستند تا تنها زندگي كنند. به تأخير افتادن سن ازدواج، عدم اتكاي مالي به خانواده، افزايش ميزان طلاق و مهاجرتهاي شغلي و تحصيلي مهمترين عواملي هستند كه در تنهازيستي تأثير گذاشتهاند. اين استاد دانشگاه كمرنگ شدن كاركردهاي خانواده را از ديگر عوامل رواج تنهازيستي در جامعه ميداند و ميگويد: شكاف نسلي بين جوانان و والدين و كمرنگ شدن كانون و فضاي گرم خانواده از ديگر عوامل مؤثر در اين پديده بودهاند.
معضل اجتماعي در پرده
اميد علياحمدي جامعهشناس هم دوري از نظارت والدين و سختگيري آنان، شكاف بيننسلي، دستيابي جوانان به سطحي از درآمد و تحصيلات كه زندگي مجردي را برايشان امكانپذير ميكند و فرار از اصرار خويشاوندان براي ازدواج را از دلايل تمايل جوانان به تنهازيستي و تأخير در ازدواج ميداند. از نگاه وي هر چند براساس آمارها با موضوع تنهازيستي به شكل يك معضل اجتماعي گسترده روبهرو نيستيم، اما در عين حال بايد روي صحت اين آمارها از چند جهت ترديد كرد. علياحمدي معتقد است: زماني كه از خانوارهاي تكنفره آمارگيري ميشود، افراد ممكن است به دلايل فرهنگي مانند اينكه معمولاً خانه افراد تنهازيست توسط فرد ديگري از اعضاي خانواده اجاره ميشود يا آنها ادعا ميكنند با فرد ديگري زندگي ميكنند، از اظهار واقعيت خودداري كنند.
معلق بودن ميان سنت و مدرنيته
يكي از مهمترين عوامل تغييرات جدي در حوزه ازدواج و جاماندن گروهي از افراد از اين قافله قرار داشتن جامعه در حالت گذار است.
علياحمدي هم معتقد است آنچه در كليت جامعه با آن مواجه هستيم، اين است كه مدرنيسم در جامعه ايران باعث ايجاد تغييراتي در گرايش افراد به سمت ازدواج شده است. دو پيامد ناشي از مدرنيته يعني «فرديت» و «عقلانيت» با نهاد ازدواج و خانواده چالشهاي جدي پيدا كرده است.
اين جامعهشناس با اشاره به تأثير تحولات جامعه ايران نظير فرسودگي و كاهش سرمايه اجتماعي در گرايش جوانان به ازدواج تأكيد ميكند: مشاركت و روابط اجتماعي كمك شاياني در انتخاب همسر ميكند، در حالي كه با آسيب ديدن پشتوانه سرمايه و اعتماد اجتماعي، جوانان با مشكلات جدي در شناخت فرد مناسب براي زندگي زناشويي روبهرو شدهاند چراكه نميتوانند فردي را بيابند كه به او اعتماد كنند. از نگاه كاظميپور براي حل مشكل طلاق در جامعه بايد روي مسئله ازدواج و سامان دادن به آن تمركز كرد. وي ميافزايد: مشكل اصلي در جامعه جوانان نيستند بلكه مشكل اصلي نوع نگاه خانوادهها به ازدواج است.
پيشگيري از يك معضل
مطابق آمارها مردان 20 تا 44 سالهاي كه هرگز ازدواج نكردهاند 2/33 درصد و اين رقم در زنان 15 تا 39 ساله 3/31 درصد است. اين بدين معناست كه بهلحاظ آماري در حوزه ازدواج مشكل جدي وجود ندارد و چالشهاي اين حوزه ساختاري است. ضرورت پيشگيري از فراگيري تنهازيستي امري انكارناپذير است و تا دير نشده بايد براي اين چالش فكري كرد.