
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل دختر جواني به اداره پليس رفت و از پسري به اتهام آدمربايي و اخاذي و تهديد به انتشار عكسهاي خصوصياش در فضاي مجازي شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: مدتي قبل در اينستاگرام با پسر جواني به نام بهنام آشنا شدم. ارتباط تلفني و پيامكي ما ادامه پيدا كرد تا اينكه او به من ابراز علاقه كرد. بهنام هر روز پيامهاي عاشقانه زيادي براي من ميفرستاد و ادعا ميكرد مهندس است و درآمد خوبي دارد. مدتي از آشنايي ما گذشت تا اينكه بهنام پيشنهاد ازدواج داد. بهنام هميشه پيشنهادش را تكرار ميكرد و ميگفت مرا خوشبخت ميكند تا جايي كه با حرفهايش مرا فريب داد و من هم به پيشنهاد او جواب مثبت دادم. پس از اين ارتباط ما بيشتر شد تا اينكه يك روز او من را به رستوراني دعوت كرد تا درباره زندگي آيندهمان با هم حرف بزنيم. آن روز بهنام به صورت پنهاني عكسهاي خصوصيام را به گوشياش منتقل كرد. همان روز از حرفها و كارهاي او متوجه شدم همه حرفهايش دروغ است و قصد دارد از من سوءاستفاده كند به همين دليل تصميم گرفتم از او جدا شوم و به پيشنهاد ازدواجش جواب منفي بدهم.
وي در ادامه افزود: چندي بعد از ملاقاتمان در رستوران بهنام با من تماس گرفت و گفت كتابم را داخل خودروش جا گذاشتهام و به اين بهانه مرا به يكي از خيابانهاي غرب تهران كشاند. وقتي سوار خودرو او شدم تا كتابم را بگيرم ناگهان چاقويي به پهلويم گذاشت و تهديد كرد حركتي نكنم وگرنه مرا ميكشد. از ترس دست و پايم ميلرزيد و توان هيچ حركتي و حرفي نداشتم و بهنام هم با خودرو به راه افتاد تا اينكه وارد پاركينگ آپارتمان مسكوني شد. او قصد داشت مرا آزار و اذيت كند كه با داد و فرياد موفق شدم از پاركينگ خانهاش فرار كنم.
پس از اين تهديدهاي بهنام شروع شد. او در اولين اقدام تعدادي از عكسهاي خصوصيام را برايم فرستاد و تهديد كرد اگر شكايت كنم تمام اين عكسهاي خصوصي را در فضاي مجازي منتشر ميكند. در ادامه او هر روز مرا تهديد ميكرد و ميخواست با او ارتباط داشته باشم و ازدواج كنم، اما من قبول نميكردم تا اينكه يك روز تعدادي از عكسهاي خصوصيام را در تلگرام براي يكي از بستگان نزديكم كه قرار بود با من ازدواج كند، فرستاد. تهديدهاي او براي اخاذي ادامه داشت، اما من تصميم گرفتم از بهنام شكايت كنم. پس از طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي دادسراي امور جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. كارآگاهان در نخستين گام بهنام را شناسايي و دستگير كردند.
متهم ابتدا منكر جرم خود شد، اما وقتي با مدارك و دلايل روبهرو شد ادعا كرد وقتي دختر جوان به پيشنهاد ازدواجش جواب رد داده از او كينه به دل گرفته و عكسهاي او را براي خواستگارش فرستاده است.
متهم گفت: وقتي با مهناز در اينستاگرام آشنا شدم عاشقش شدم به طوريكه تصميم گرفتم با او ازدواج كنم. براي اينكه دل او را بهدست بياورم به او دروغ گفتم كه مهندسم و درآمد خوبي دارم، اما مهناز متوجه شد و مدتي بعد به خواستگاريام جواب رد داد. من فهميدم كه او قصد دارد با پسر جوان ديگري ازدواج كند به همين دليل او را تهديد كردم، اما تهديدهاي من فايدهاي نداشت به همين خاطر تعدادي از عكسهاي خصوصي او را براي خواستگارش فرستادم. وي درباره ربودن مهناز و قصد تجاوز گفت: آن روز او با ميل خودش سوار خودروم شد و قرار بود به خانهمان برويم و كتابش را پس بدهم، اما ناگهان ترسيد و فرار كرد.
متهم به دستور قاضي پرونده براي تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران پليس قرار گرفت.