
محمد اسماعیلی
سالانه حجم قابل توجهي از مواضع سياستمداران غربي حول محور ايران شكل ميگيرد، همانند انديشكدهها و مراكز راهبردي آنها كه بخش قابل توجهي از فعاليتهاي شان درباره قدرت و نفوذ گفتماني ايران سامان گرفته است، به طوري كه ميتوان نتيجه گرفت از مسائل اولويتدار نظام سلطه جمهوري اسلامي ايران و چگونگي مقابله با آن است كه اگر چنين نبود سالانه صدها ميلياردها دلار صرف مقابله با نفوذ ايران نميشد.
طي 38 سال گذشته انواع و اقسام طرح و تئوري از سوي انديشكدههاي غربي با هدف «تعديل قدرت ايران» در دستور كار مقامات ارشد كشورهاي غربي قرار گرفته و تصميمگيران اين كشورها هر كدام اين ايدهها را به بهترين شكل ممكن اجرايي كردهاند تا بلكه هدف غايي يا همان «فروپاشي نظام اسلامي» صورت بيروني به خود بگيرد و جهان غرب خاورميانه بدون ايران (ايران تضعيف شده) را تجربه كند.
دليل تكاپوهاي مستمر و گسترده غرب براي مقابله فعال و هدفمند با جمهوري اسلامي ايران اين مسئله است كه نظام اسلامي ايران با نوع گفتمان و رفتار و رويكردهاي خود در عرصه منطقهاي و بينالمللي توانسته منطق نظام سلطه را با چالشهاي اساسي مواجه سازد و مانع از دستيابي آنها به بسياري از اهداف شود، كما اينكه در بحرانهاي اخيري كه در منطقه غرب آسيا روي داده، بسياري از اهداف امريكاييها نظير «ايجاد اسرائيل دوم در شمال عراق»، «منقطع كردن نوار مقاومت در منطقه» و «چندپاره كردن كشورهاي سوريه، عراق، يمن و لبنان» با بنبست جدي مواجه شده است و امريكاييها براي رهايي از پيامدهاي تحولات منطقه، تلاش ميكنند فشارهاي بينالمللي خود به ايران (مصداق اخير آن تحريم سپاه پاسداران) و گروههاي جنبش آزاديبخش ملي همانند حزبالله را افزايش دهند تا بهواسطه آن بتوانند هزينهها را به پايينترين سطح ممكن برسانند.
ايدهپردازي كاغذي براي جلوگيري از توسعه قدرت ايران
آنچه مهم ميباشد اين مسئله است كه پس از شكستهاي مستمر امريكاييها از جمهوري اسلامي ايران چه در عرصه نظامي و چه در عرصههاي مختلف سياسي و ديپلماتيك، همچنان مصر هستند بهواسطه برخي ايدهپردازيهاي كاغذي مانع از توسعه قدرت ايران در عرصه بينالمللي شوند. از جمله آخرين تئوريپردازيهاي صورتگرفته توسط انديشكدههاي غربي جهت متوقفسازي روند رو به رشد جمهوري اسلامي ايران در عرصه جهاني ميتوان به گزارش جمعي از اعضاي بنياد كارنگي و مركز مطالعات امنيتي امريكا اشاره كرد كه طي چند روز اخير انتشار يافته است. در اين گزارش تلاش شده در سه سطح بايستههاي مناسبي از اقدامات و استراتژي ايالاتمتحده براي مقابله با ايران در خاورميانه را به دولتمردان امريكا پيشنهاد دهند.
در مقدمه اين گزارش تأكيد ميشود كه توافق هستهاي با كشورمان بايد حفظ و اجرايي شود، البته نبايد پايان راه ديپلماتيك با ايران تلقي شود چراكه امريكاييها ميتوانند بهواسطه چنين توافقي از به خطر افتادن منافع خود توسط ايران جلوگيري كنند.
طي اين گزارش (كه سايت تابناك بخشي از آن را مورد توجه قرار داده است) سه گزاره براي مقابله با ايران بيان شده است: «تأكيد» بر اجراي دقيق و كامل برجام و توافق هستهاي، «جاي دادن» توافق در استراتژي جامعتري براي اقدامات امريكا در برابر ايران در خاورميانه و «تعامل» با ايران در موضوعاتي كه هنوز در مورد برجام يا غير از آن مورد مناقشه است.
برجام؛ اولويت بدون هزينه و حاوي دستاورد فراوان براي امريكا
«حفظ و اجراي برجام» تا آنجا براي امريكاييها حائز اهميت است كه بسياري از سياستمداران و اتاقهاي فكر امريكايي، متفقالقول بر آن تأكيده كردهاند چراكه در شرايط فعلي امريكا و 1+5 حاضر به اجراي تعهدات مناسب خود نيستند و بارها متن و روح برجام را نقض كردهاند و در مقابل جمهوري اسلامي ايران همچنان پايبند به اين توافق است، مضاف بر اينكه امريكاييها با فراغ بال تحريمهاي گستردهاي را عليه ايران وضع كردهاند و در چنين شرايطي انديشكدههايي مانند بنياد كارنگي و مركز مطالعات امنيتي امريكا نيز استمرار برجام را يك اولويت بدون هزينه و حاوي دستاورد فراوان ميدانند.
حفظ و اجراي برجام چرا براي امريكاييها سودمند است؟
آنچه اين گزارش در اولين قدم به آن اشاره ميكند اين است كه امريكا نبايد بدون در دست داشتن يك جايگزين معتبر و صلاحيتدار به لحاظ ديپلماتيك براي برجام و توافق هستهاي، به سمت مذاكره مجدد براي آن قدم بردارد. براساس اين گزارش در حالي كه توافق هستهاي يك توافق ناقص است اما ميتواند تهديدات هستهاي ايران را براي كوتاهمدت و ميانمدت خنثي و خيال امريكا را بابت صرف انرژي در خصوص مقابله با تجهيز ايران به سلاح اتمي راحت كند.
همچنين طبق اين گزارش هيچ دورنماي واقعگرايانهاي براي رسيدن به يك توافق بهتر از توافق جاري با ايران وجود ندارد. در نتيجه مذاكره مجدد براي توافق هستهاي يا تلاش براي گنجاندن موضوعات جديد در آن ريسك بسيار بالايي در بر دارد و ميتواند منجر به از دست رفتن كل توافق شود.
پيشنهاد اين گزارش در اين بخش آن است كه ايالاتمتحده بهجاي كنار گذاشتن يا مذاكره مجدد در خصوص برجام، آن را به شكل فعلي با دقت بسيار بالا پياده و همزمان از تغيير برنامه هستهاي ايران به يك برنامه صلحآميز حمايت كند و گزينههاي جانبي ديگر را براي محدوديتهاي بيشتر بر برنامه هستهاي ايران در دستور كار قرار دهد.
نگراني فراگير است
همانگونه كه اشاره شد نگراني از توسعه روزافزون قدرت جمهوري اسلامي ايران تنها اختصاص به سياستمداران و انديشكدههاي امريكايي ندارد و با سيري در رسانههاي غربي ميتوان ردپاي پررنگي از «پيشنهادات گسترده جهت مقابله با نفوذ گفتماني ايران را مشاهده كرد»، به عنوان نمونه پايگاه صهيونيستي جروزالم پست روز گذشته با انتشار گزارشي تحت عنوان «عربستان سعودي با چالشي دلهرهآور براي دور كردن عراق از ايران روبهرو است»، مينويسد: «رياض براي خارج كردن بغداد از مدار تهران و جلب توجه حكومت اين كشور به سوي خود، به صورت قاطع وارد عمل شده است... اين نگراني به مقامات سعودي محدود نميشود و امريكاييها نيز در موارد بسياري نسبت به گسترش نفوذ ايران در منطقه ابراز نگراني كردهاند... وقتي فضاي خالي ايجاد شود، ايران تبحر دارد آن را پر كند.
در ادامه اين گزارش آمده است: «امريكا نيز روابط عربستان با عراق را موضوعي كليدي براي منزوي كردن ايران ميداند. ركس تيلرسون، وزير امور خارجه امريكا از شروع پروازهاي مستقيم ميان دو كشور استقبال كرده... براي مبارزه با نفوذ ايران در عراق بايد زمان زيادي صرف كرد.»
دلخوش به ايدهپردازي كاغذي
آنچه در گزارش بنياد كارنگي و مركز مطالعات امنيتي امريكا به صراحت به آن اشاره ميشود، اين مسئله است كه جمهوري اسلامي ايران توانسته منافع غربيها را در منطقه غرب آسيا با چالشهاي اساسي مواجه كند و تلاش امريكاييها جهت منزوي كردن و حداقل «تحديد قدرت ايران» بعد از 38سال راه به جايي نبرده و مقامات اين كشور كماكان به ايدهپردازي كاغذي دلخوش كردهاند.