
محمد اسماعیلی
« ابراز دوستي با جامعه ايراني» از پرتكرارترين رفتارهاي كليشهاي دولتمردان امريكا با جامعه ايراني در طول سالهاي اخير بوده است، به گونهاي كه هر كدام از رؤساي جمهور اين كشور و ساير مقامات، در مقاطعي تلاش كردهاند با گفتن جملاتي نظير «هدف تحريمهاي بينالمللي عليه ايران، نظام بوده و نه مردم اين كشور» اينگونه القا كنند كه حاكميت اين كشور با مردم كشورمان دشمني نداشته و تنها با هدف تحت تأثير قراردادن نظام اسلامي دست به اقدامات تنبيهي در عرصه بينالملل زدهاند.
اين در حالي است كه مفاد قطعنامهها و تحريمهاي چند وجهي كنگره و دولت امريكا، نشان ميدهد هدف اصلي و عمده تحريمهاي بينالملل «مردم ايران » است و مردم ايران نقشي تعيين كننده در بعد اثرگذاري تحريمها داشتهاند و ميتوانند به تنهايي تمام اهداف نظام سلطه را در ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران ايفا كنند، به طوري كه چنانچه تحريمها بتوانند «نارضايتي از حاكميت را در بين اقشار مردم ايران»تعميم و در مقابل حاكميت قرار دهند، امريكا به اهداف خود رسيده است چراكه نتيجه چنين نارضايتياي، مقابله هدفمند و فعال با حاكميت اسلامي در عرصههاي مختلف خواهد شد، به طوري كه افكار عمومي مخالفت علني با سياستهاي داخلي و بينالمللي نظام اسلامي را وظيفه خود ميدانند و براي دستيابي به اهداف اقتصادي خود دست به هر اقدام خياباني خواهند زد و حتي حاضرند لشكركشي خياباني را به راه بيندازند تا حاكميت حاضر به پذيرش خواستههاي آنها شود. به بيان بهتر فشارهاي اعمال شده توسط امريكا در طول 40سال گذشته با هدف تبديل كردن خواستههاي سياسي– اقتصادي مردم به جنبشهاي اجتماعي و مدني است، به طوري كه دوقطبي شكلگرفته «مردم – حاكميت» از حالت غيرعلني به علني تبديل شده و مردم به واسطه مشكلات اقتصادي ناشي از تحريمهاي بينالمللي، به مخالفتهاي علني با حاكميت بپردازند.
نوروز؛ فرصتي براي عرض ارادت شيطان
در ايام نوروز، كاخ سفيد با دعوت از اپوزيسيونهاي خارجنشين و برگزاري مراسم شادباش، به ابراز دوستي با جامعه ايراني ميپردازد و با چيدن سفره هفتسين از غناي فرهنگ ايراني سخن به ميان آورده و اينگونه القا ميكند كه جامعه ايراني بايد در بهترين شرايط اقتصادي به سر ببرد آن هم در حالي كه شديدترين تحريمهاي ضدانساني را همين كشور عليه جامعه ايراني وضع كرده با اين توجيه كه نظام اسلامي تحت فشار خواستههاي افكار عمومي (به زعم آنها) قرار بگيرد. باراك اوباما در طول سالهايي كه رئيسجمهور امريكا بود، در ايام نوروز نامه تبريكي را خطاب به مردم ايران فرستاده و از لزوم توجه بيشتر به مطالبات جامعه ايراني سخن به ميان ميآورد، بدون توجه به اينكه 40روز قبل از ايام نوروز( در 22بهمن هر سال ) جامعه ايراني با حضور گسترده خود در جشن پيروزي انقلاب اسلامي نشان ميدهد به رغم تمام ضعفهاي موجود در كشور، نسبت به انقلاب اسلامي ايران و نظام وفادار بوده و در مقابل دشمن مشترك هوشياري خود را حفظ كرده است. آنچه مبرهن است اينكه دولتهاي گذشته و اخير امريكا چه جمهوريخواه و چه دموكرات، تلاش داشتهاند با ابراز دوستي با جامعه ايراني دوقطبيسازي « مردم – حاكميت » را ساماندهي و همبستگي ثباتدار جامعه ايراني را به عاملي براي فروپاشي نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل كنند.
بزك نكنيد
در تمام ايامي كه رؤساي جمهور و ساير مقامات امريكايي از ابراز ارادت به ملت ايران سخن به ميان آوردهاند، رهبر معظم انقلاب اسلامي تلاش كردهاند چهره واقعي امريكا را براي جامعه ايراني نشان دهند و ابراز ارادت امريكاييها را ابزاري براي برهم زدن انسجام و وحدت جامعه ايراني دانستهاند. ايشان در مقطع زماني كه در داخل كشور جماعتي تلاش ميكردند از امريكا چهرهاي بزك شده نشان دهند در نامه 9 مادهاي خود درباره توافق هستهاي بيان ميكنند: « جنابعالي با سابقه چند دهه حضور در متن مسائل جمهوري اسلامي، طبعاً دانستهايد كه دولت ايالات امريكا، در قضيه هستهاي و نه در هيچ مسئله ديگري، در برابر ايران رويكردي جز خصومت و اخلال در پيش نگرفته است و در آينده هم بعيد است جز اين روش عمل كند. اظهارات رئيسجمهور امريكا در دو نامه به اينجانب مبني بر اينكه قصد براندازي جمهوري اسلامي را ندارد، خيلي زود با طرفدارياش از فتنههاي داخلي و كمك مالي به معارضان جمهوري اسلامي، خلاف واقع از آب درآمد و تهديدهاي صريح وي به حمله نظامي و حتي هستهاي –كه ميتواند به كيفرخواست مبسوطي عليه وي در دادگاههاي بينالمللي منتهي شود– پرده از نيت واقعي سران امريكا برداشت. صاحبنظران سياسي عالم و افكار عمومي بسياري از ملتها، به وضوح تشخيص ميدهند كه عامل اين خصومت تمامنشدني، ماهيت و هويت جمهوري اسلامي ايران است كه برخاسته از انقلاب اسلامي است.»
سياستمداران امريكايي دلسوز جامعه ايراني!
ركس تيلرسون آخرين فردي از سياستمداران امريكايي است كه تلاش كرده با ابراز سخناني شبيه آنچه پيش از اين ديگر مقامات امريكا عنوان كردهاند ( از باراك اوباما گرفته تا دونالد ترامپ)، نظام اسلامي را مانع گشايش اقتصادي در ايران عنوان كند، در حالي كه مهمترين و آخرين تجربه بينالمللي به نام برجام نشان داده است چنانچه ايران در مسير پيشرفت و توسعه كشور، در برابر زيادهخواهيهاي امريكا و ساير متحدانش نرمش نشان دهد، نه تنها خواستههاي حداقلي جامعه ايراني برآورده نميشود بلكه هزينههاي فراواني را نيز به همراه خواهد داشت. وزير امور خارجه امريكا جمعه شب بيان ميكند: «ميدانيم كه احساسات و ارزشهاي قوي در داخل ايران وجود دارد كه ما خواستار ترويج و حمايت از آنها هستيم و مردم ايران ميخواهند روزي كنترل حكومت را خود به دست بگيرند!»
تيلرسون همانند نقطه هدف تحريمهاي ضدايراني را نه مردم ايران! بلكه حاكميت اسلامي معنا ميكند، گويي تحريمها تنها عليه شخصيتها و مسئولان نظام را هدف قرار داده در حالي كه محور اصلي قوانين بينالمللي ضدايراني از جمله قطعنامه 1929 فشار بر مردم ايران جهت رويگردان كردن آنها از حاكميت اسلامي مقدمهچيني شده است: « ما نميخواهيم به مردم ايران لطمه بزنيم. مبارزه ما با مردم ايران نيست.» باراك اوباما نيز در سخنراني مجمع عمومي سازمان ملل تلاش ميكند خود را خيرخواه جامعه ايراني عنوان و از آنها درخواست كند تا از انقلابيگري دست برداشته و قدم در مسير تعامل توأم با تن دادن به خواستههاي امريكايي بگذارند، در حالي كه همانگونه كه عنوان شد توافق هستهاي ميان ايران و امريكا كه با اجراي يكسويه توسط ايران نيز همراه است، سندي غيرقابل انكار از ردنظريه « پشت كردن به مؤلفههاي انقلابيگري = گشايش اقتصادي و معيشتي را به همراه دارد» بوده و خروجياي جز افزايش تحريمها به همراه نداشته است.
اوباما در سخنراني خود بيان ميكند: « مردم ايران تاريخ پرافتخارو ظرفيتهاي فوق العادهاي دارند اما شعار «مرگ بر امريكا» اشتغالزايي و ايران را امنتر نميكند.» جان كري نيز در همان مقطع زماني عنوان ميكند: «فكر ميكنم همه ميتوانند با تغيير لحن و كم كردن از شعارها شروع كنند. اول از همه حذف شعار مرگ بر امريكا و مرگ بر اسرائيل. داشتن نقشهاي براي نابودي اسرائيل به اين روند كمكي نميكند.»
دونالد ترامپ هم گفتههاي تيلرسون و اوباما و كري را با ادبياتي ديگر در سازمان ملل بيان ميكند: « ايران به تقويت ديكتاتوري بشار اسد كمك كرد و جنگ در يمن را هدايت ميكند. اكنون زمان آن است كل جهان به ما بپيوندند و از دولت ايران بخواهند ديگر دنبال مرگ و ويراني نباشد. اكنون زمان آن است ايران همه امريكاييها و شهروندان ديگر كشورها را كه با بيعدالتي زنداني كرده است، آزاد كند.» وي همچنين درباره ايران توئيتي منتشر ميكند و ميگويد: «ايران با آتش بازي ميكند. آنها قدر مهرباني اوباما را نميدانند. من آنطور (مهربان) نيستم.» به اعتراف تمام دولتمردان دولت دوازدهم برجام نمايانگر اين مسئله است كه اعتماد به امريكا و پشت كردن به توسعه درونزا و موازي با آن تن دادن به مطالبات امريكاييها قطعاً به بهبود اوضاع جامعه ايراني منجر نخواهد شد، كمااينكه در ايام پسابرجام كه ايران تعهدات يكجانبه خود را اجرايي كرده نه تنها تغييري در زندگي مردم اتفاق نيفتاده بلكه تلاش امريكاييها در قالب وضع تحريمهاي جديد با هدف فشار به زندگي مردم و در نتيجه ايجاد نارضايتي در آنها نسبت به حاكميت اسلامي شكل گستردهتري نيز به خود پيدا كرده است.