کد خبر: 877537
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۲۰:۲۳
غرب توافق هسته اي را پايولتي براي تضعيف ايران در حوزه هاي غير هسته اي مي داند
نظام سلطه و بويژه آمريکا «برجام » را پلي براي رسيدن به خواسته هاي خود مي دانند يا خشتي مي دانند که مي توانند بواسطه آن ساير خشت هاي دلخواه را روي آن گذاشته...
مهار ايران، از تريبون کاخ سفيد تا لابي انديشکده هاي آمريکايياميرعباس رسولي

نظام سلطه و بويژه آمريکا «برجام » را پلي براي رسيدن به خواسته هاي خود مي دانند يا خشتي مي دانند که مي توانند بواسطه آن ساير خشت هاي دلخواه را روي آن گذاشته و ديوار آرزوهاي خود در مواجهه با ايران را بر آن استوار کنند به همين دليل بعد از روز امضاي توافق هسته اي نه تنها مقامات رسمي کشورهاي غربي سخن از « تغيير رفتار ايران » به ميان آورده بلکه هدف اصلي از امضاي توافق هسته اي را پايلوتي براي رسيدن به ساير خواسته هاي خود عنوان کردند.

بر اين اساس نه تنها غربي ها برجام را توافقي براي پايان دادن به بخشي از اختلافات خود با ايران تعريف نکرده بلکه آن را سکوي پرتابي براي رسيدن فوري خود به خواسته هاي دانسته که در طي 40سال گذشته براي دست يابي به آن ناموفق بوده اند.
روزنامه الحيات با اشاره به اینکه توافق هسته ای با ایران وسیله‌ای برای فشار به تهران است و شاید در برابر چند دستگی‌ها در کنگره و باور نداشتن رئیس جمهور آمریکا به آن دوام نیاورد نوشت: «تلاشهای ترامپ برای تغییر معادله ایران دیرهنگام بود. بنابراین باید یک چارچوب واقعگرایانه برای راهبرد تنش زای ترامپ علیه ایران تدوین شود به طوری که چشم اندازش در خاور نزدیک (سوریه و عراق و لبنان) محدود باشد اما در خلیج فارس و شمال آفریقا با تقویت ائتلافها و افزایش همکاریهای نظامی نامحدود باشد.»

اين روزنامه همچنين ادامه مي دهد :« اما توافق هسته‌ای یک ابزار و وسیله‌ای برای فشار به تهران است و شاید این توافق در برابر چند دستگی ها در کنگره و باور ترامپ مبنی بر اینکه بازه زمانی خود را طی نخواهد کرد، دوام نیاورد. »
بسياري هم رفتار اخير دونالد ترامپ در ارجاع دادن توافق هسته اي ميان ايران و 5+1 به کنگره را در همين راستا تفسير کرده و تاکيد مي کنند که اصل وجود توافق هسته اي باعث شده تا تحرکات ضد ايراني دولتمردان گذشته و حال ايالات متحده براي اعمال فشارهاي بيشتر به کشورمان افزايش پيدا کند.

روزنامه سیاسی آمریکایی The Hill نيز در چرايي رفتار اخير دونالد ترامپ درباب برجام مي نويسد :« دولت ترامپ در نظر دارد، از کنگره درخواست کند که قوانین جدیدی را به تصویب برساند تا بتواند با کمک آن علیه ایران تحریم های جدیدی را اعمال کند و آمریکا نیز برای تجدید نظر در بسته تحریم ها به امکانات لازم دست یابد. اما، کنگره مکلف نیست، طبق درخواست ترامپ عمل کند. به اعتقاد یک کارشناس، کنگره می بایست از بررسی قانون جدید خودداری کند و بخواهد که دولت ترامپ طرح مربوط به مسئله ایران و در عین حال، مورد اعتماد دیپلماسی بین المللی را آماده و به اجرا در بیاورد. کنگره همچنین، می بایست دولت را بر آن دارد تا قانون جدید مربوط به تحریم های ضد ایرانی، مصوبه کنگره در ماه ژوئن سال جاری را به اجرا در بیاورد که دولت ترامپ آن را اجرایی نکرده  است.»

برجام پايولتي براي تضعيف ايران
بنابراين رفتار اخير دونالدترامپ در مواجهه با برجام را نيز بايد در همين جهت معنا کرد که آمريکايي ها همچنان معتقدند که با برجام مي توانند فشارهاي بيشتري را با هدف امتيازگيري از جمهوري اسلامي ايران را اعمال کرده و ايران را يکبار ديگر به پاي ميز مذاکره با خود بکشانند.
بعد از توافق ايران و  5+1 بر سر متن بيانيه لوزان نيز باراک اوباما در مصاحبه اي صراحتا از اهداف فراتر از توافق هسته اي خبر مي دهد و تاکيد مي کند که آمريکا تنها بدنبال حل مسئله اي هسته اي نيست و تلاش مي کند ساير مسائل مورد مناقشه خود با ايران را نيز حل نمايد:« همچنین فکر می‌کنم دیگرانی در داخل ایران هستند که فکر می‌کنند این کار غیرسازنده است و ممکن است اگر ما این توافق هسته‌ای را امضا کنیم، ما دست (توان) آنهایی که نیروهای میانه‌روتر داخل ایران هستند را تقویت کنیم. اما موضوع کلیدی که می‌خواهم مطرح کنم آن است که توافق (هسته‌ای) این موضوعات را در نظر نمی‌گیرد. حتی اگر این تغییرات رخ ندهد، باز هم بسیار بهتر است که ما توافق را داشته باشیم».

امروز پس از گذشت بيش از 2سال از موضع گيري باراک اوباما برخي از انديشکده ها و موسسات تحقيقات آمريکايي دستورالعمل هاي را به دولت ترامپ براي مقابله با ايران پيشنهاد مي دهند که برگرفته از توافق هسته اي مي باشد و آن را به عنوان پيش مقدمه دست يابي آمريکا به اهدافش قرار داده است؛ «شورای آتلانتیک» از جمله اندیشکده هاي است که تاکنون چندين گزارش در باب علت و پيامدهاي خروجي احتمالي آمريکا از توافق هسته اي را به چاپ رسانده و طي هفته گذشته شاخص هاي را به عنوان ابزارهاي برخورد با ايران مطرح کرده است تحت عنوان « گزینه‌های استراتژی آمریکا برای [مقابله با] چالش منطقه‌ای ایران».

مهار ايران، از تريبون کاخ سفيد تا لابي انديشکده هاي آمريکايي

5گانه‌اي برا مهار ايران
«مهار حداقلی»‌،‌ «مهار تقویت‌شده» ، «هزینه‌سازی» ،‌«پس‌راندن» و «تغییر رژیم» پنج گزينه اي هستند که اين انديشکده راهبردي به تراپم معرفي مي کند و به عنوان نمونه در گزاره «پس راندن» بيان مي کند: «این استراتژی، نسخه‌ای قوی‌تر از استراتژی هزینه‌سازی، و به دنبال تضعیف چشم‌گیر نفوذ منطقه‌ای ایران و در صورت امکان، حذف این نفوذ در برخی کشورهای منطقه است. اتخاذ استراتژی پس‌راندن به معنای عمیقاً به چالش کشیدن ایران در حوزه‌هایی است که تهران تلاش می‌کند نفوذ خود را در آن‌ها گسترش دهد یا تعمیق نماید و منافع آمریکا در آن‌ها در معرض خطر است. به این ترتیب پس‌راندن مستلزم دخالت مستقیم‌تر آمریکا علیه ایران خواهد بود.»

انديشکده شوراي آتلانتيک در ادامه اين شاخص مهم به دولت ترامپ اينگونه پيشنهاد مي دهد:« واشینگتن در قالب این استراتژی باید سرمایه‌گذاری‌های جدی بیش‌تری را در زمینه ظرفیت‌هایی انجام دهد که به ارتش آمریکا اجازه می‌دهند تا در مناطق خاکستری دست به عملیات بزند و با شیوه جنگی مورد علاقه ایران، مقابله کند؛ یا به طور مستقیم و یا از طریق نیروهای نیابتی و متحدان منطقه‌ای خودش (در مقابل نیروهای نیابتی و متحدان ایران).».
يا در گزاره 5 اين انديشکده از لزوم تغيير رژيم در کشور ايران با ابزارهاي مهمي که يکي از آن «جريان تجديدنظرطلب داخلي است» که در اختيار دارد سخن به ميان مي آورد.

آنهم در حالي که تاکنون دولت هاي مختلف آمريکايي با حمايت هاي دامنه دار خود از جريان غربگراي داخلي زمينه تقويت آنها را ايجاد و تلاش کرده تا حاکميت اسلامي را از چنين مسيري مورد تضعيف و حتي فروپاشي قرار دهد که نمونه مهم و آخرين آن اتفاقات تلخ پس از انتخابات رياست جمهوري سال 88 است که طي آن مقامات رسمي دولتمردان غربي به صراحت از سران فتنه حمايت و از ضروت استحاله سياسي در درون ايران سخن به ميان مي آوردند.
انديشکده شوراي آتلانتيک شاخص 5 را نيز تحت عنوان گزينه مکمل نيز پيشنهاد مي دهد :« با در نظر گرفتن این عوامل و پذیرفتن این‌که نه مهار و نه بازدارندگی طی حدود چهار دهه گذشته، علیه جمهوری اسلامی کارساز نبوده است، واشینگتن ممکن است به این نتیجه برسد که مطمئن‌ترین و مؤثرترین روش برای پایان دادن به سیاست‌های منطقه‌ای خطرناک ایران، سرنگونی حکومت اسلامی آن و کمک به تشکیل حکومتی جدید در این کشور با ارائه انواع مختلف حمایت از نیروهای طرف‌دار دموکراسی در داخل ایران، پر و بال دادن به اقلیت‌های ناراضی در این کشور ... است. دولت ترامپ حتی اگر تصمیم به اتخاذ کامل استراتژی تغییر حکومت نیز نگیرد، اما احتمالاً بخش‌هایی از این گزینه را به عنوان مکمل یکی از گزینه‌های قبلی عملی خواهد کرد.»

چندي قبل نيز مايکل لدين درباره همين مولفه مي نويسد : «به هر حال، حمایت غرب از تغییر رژیم، که از مدت‌ها قبل معقول‌ترین و ستوده‌ترین سیاست در قبال ایران به شمار می‌رود، بار دیگر به هرکس که می‌خواهد گامی بلند در مسیر یک سیاست معقول بردارد، چشمک می‌زند.» لدین در پایان مدعی شده است که «میلیون‌ها ایرانی»، اکنون «در انتظار اندکی حمایت از جانب ما و بقیه جهان آزاد هستند. مایه خرسندی خواهد بود که برخی از نامزدهای ریاست‌جمهوری در این مورد حرف بزنند.»

عصبانيتي که نمايانگر قدرت روزافزون ايران است
آنچه مبرهن مي باشد اين مسئله است که جمهوري اسلامي ايران عليرغم آنکه با شديدترين تحريم هاي بين المللي در طول 40 سال اخير مواجه بوده است نه تنها توانسته قدرت هسته اي  و دفاعي خود را به شدت ارتقا دهد بلکه حوزه نفوذ گفتماني خود را به شکل فراگيري در منطقه غرب آسيا بگستراند و عصبانيت دائمي مقامات ارشد آمريکايي و پيشنهادات متراکم و متنوع انديشکده هاي مطرح اين کشور درباره ضرورت متوقف کردن قدرت روزافزون چنين مسئله‌اي را به خوبي نشان مي دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار