کد خبر: 876262
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۲
كنش‌هاي اجتماعي را در گزاره‌هاي اخلاقي ببينيم
«همه دزدي مي‌كنند من هم دزدي مي‌كنم.» اگر بخواهيم اين جمله را از زاويه يك رهيافت اخلاقي نگاه كنيم، پذيرفتني نخواهد بود.
 محمد مهر

«همه دزدي مي‌كنند من هم دزدي مي‌كنم.»  اگر بخواهيم اين جمله را از زاويه يك رهيافت اخلاقي نگاه كنيم، پذيرفتني نخواهد بود. حتي اگر همه دروغ بگويند باز از زاويه اخلاق اين مجوزي نخواهد بود كه من هم دروغ بگويم. حتي اگر همه دزدي كنند اخلاق به من اين اجازه را نمي‌دهد كه با توسل به همه گير شدن يك امر غيراخلاقي بخواهم آن عمل را مرتكب شوم. اگر همه دارند غيبت مي‌كنند، مجوزي براي غيبت كردن من نخواهد بود. اگر همه خيانت مي‌كنند مجوزي براي خيانت من نخواهد بود. فرض كنيد من در جايي كار مي‌كنم كه در آنجا همكاران من به همسران خود خيانت مي‌كنند و من هم بعد از مدتي شروع مي‌كنم به همسر خود خيانت كنم. حالا در خانه، همسر من از من مي‌پرسد: چرا به من خيانت كردي؟ و من در پاسخ مي‌گويم: چون در اداره ما رسم است كه همكاران به همسران خود خيانت كنند؟ و همسر من در پاسخ مي‌گويد: اين رسم را چه كسي گذاشته است و من مي‌گويم: نمي‌دانم اما از وقتي من به آن اداره رفتم آن رسم آنجا بود. آيا همسر من از پاسخ من قانع خواهد شد؟ آيا اگر به دادگاه برويم قاضي از استدلال من متقاعد خواهد شد و خواهد گفت حق با ايشان است چون در فضايي قرار گرفته كه در آنجا مردها به همسران خود خيانت مي‌كنند؟
   
 نگاه اخلاقي به رفتارهايمان داشته باشيم
ما وقتي از دريچه اخلاق به رفتارهايمان نگاه مي‌كنيم مسئوليت آن رفتار را به عهده شخص مي‌گذاريم، چون او را مجري رفتار خود مي‌دانيم. چند سال پيش در يكي از بوستان‌هاي تهران مردي بلال مي‌فروخت. ما به او نزديك شديم و از او پرسيديم: بلال چند؟ او در پاسخ گفت: 5 هزار تومان. سه چهار سال پيش 5 هزار تومان براي يك بلال خيلي زياد بود. احتمالاً همين حالا هم براي خيلي‌ها زياد باشد. ما هم راهمان را كشيديم تا برويم اما او از پشت صدايمان كرد و گفت شما 4 هزار تومن بدهيد و وقتي ديد باز بي‌اعتنايي مي‌كنيم تا 3 هزار تومان هم پايين آمد و وقتي خنده مرا ديد پيش من آمد و خيلي آرام در گوشم گفت:«همه دزدي مي‌كنند، من چرا نكنم.» وقتي رفتم جلوتر ديدم او بلال را به صورت كاملاً شناور به مشتري‌هاي خود فروخته است. به يكي 5 هزار تومان، به يكي 4 هزار تومان و به يكي 3 هزار تومان. استدلال آن مرد بلال‌فروش اگر از دريچه اخلاقي و قانوني نگاه شود كاملاً مردود است چون بر اساس اخلاق و قانون و حقوق عبارت «من دزدي مي‌كنم چون همه دزدند» پذيرفتني نيست. اما اگر از دريچه روابط اجتماعي نگاه كنيم چه؟ آيا در آن صورت وضعيت كاملاً متفاوت نخواهد بود؟ آيا كنش‌هاي ما بر همديگر اثر ندارد؟ مثلاً شما در يك اداره‌اي كار مي‌كنيد كه در آن زن‌ها و مردها فاصله و حريم خود را كاملاً حفظ مي‌كنند. مثلاً اينطور نيست كه مرد و زن غريبه كه متأهل هم هستند به بهانه‌هاي مختلف باب شوخي و بگو  و بخند را با هم باز كنند و آرام آرام صميميتي در ميان آنها شكل گيرد و بعد هم بساط درددل و زيرآب‌زني همسرانشان شروع شود. شما حتي اگر تمايلي هم به اين كار داشته باشيد در چنين فضايي به شما اجازه داده نخواهد شد كه بتوانيد حريم خانوادگي خود را مخدوش كنيد. يعني همكار خانم شما چنان با شما حرف نخواهد زد كه روزنه‌اي براي عبور شما از حريم كارمندي به حريم خصوصي فراهم شود، اما حال برعكسش را هم در نظر بگيريد. فرض كنيد شما در يك اداره‌اي كار مي‌كنيد كه در آن حريم‌هاي خانوادگي مخدوش مي‌شود. زنان و مردان كارمند به راحتي با هم صميمي مي‌شوند و آرام آرام وارد فضاهايي مي‌شوند كه عملاً مخدوش‌كننده تعهد خانوادگي و همسري آنهاست. شما به عنوان يك مرد مي‌خواهيد كه حريمتان را حفظ كنيد اما مي‌بينيد كه مردان و زنان ديگر اين گونه نيستند و فشاري اجتماعي عليه شما شكل مي‌گيرد. مثلاً در اداره آرام آرام انگ بي‌كلاسی و غيراجتماعي بودن به شما زده مي‌شود، مورد قضاوت قرار مي‌گيريد كه چرا تا اين حد غيرريسكي و غيرهيجاني و پاستوريزه هستيد و نمي‌خواهيد زندگي را همه‌جوره تجربه كنيد؟ اگر در بالا فشار اجتماعي مثبتي وجود داشت كه مثلاً يك فرد بي‌قيد و هرزه نتواند در يك اداره حريم ديگران را مخدوش كند در اينجا يك فشار اجتماعي منفي توليد مي‌شود تا فردي كه مي‌خواهد به حريم‌هاي خانوادگي خود وفادار بماند آن حريم‌ها را بشكند و وارد روابط فرازناشويي بشود.
 
 گزاره‌هاي اخلاقي را از منظر كنش اجتماعي هم ببينيم
سخن بر سر اين است كه به همان ميزان كه گزاره «من خيانت مي‌كنم چون همه خيانت مي‌كنند» از منظر اخلاقي غير قابل پذيرش است، از منظر كنش‌هاي اجتماعي نيز قابل تأمل مي‌باشد. به خاطر اينكه چقدر ما در جامعه مي‌توانيم آدم‌هاي اصيلي پيدا كنيم كه مرجع رفتار آنها نه در بيرون كه در خودشان قرار دارد؟ چقدر مي‌توانيم افرادي را پيدا كنيم كه درستي و نادرستي رفتار خود را در تأييد يا رد هنجارهاي ديگران جست‌وجو نمي‌كنند بلكه رفتار آنها از هنجارهاي خودشان سرچشمه مي‌گيرد. به عبارت ديگر اگر مي‌خواهند دست به كاري بزنند از اين رو به آن كار دست نمي‌زنند كه چون همه آن كار را انجام مي‌دهند پس اين كار قابل قبول و ارتكاب است، بلكه آنها به آن كار مبادرت مي‌كنند چون مي‌دانند آن كار، كار درستي است.
واقعيت آن است آدم‌هايي كه مرجع رفتاريشان كاري به هنجارها و ناهنجارهاي ديگران ندارد در اقليت هستند، بنابراين چاره كار در اين است كه اگر ما مي‌خواهيم افراد به سمت دزدي نروند از تعداد دزدها كم كنيم، كاري كنيم كه دزدي به پديده فراگير تبديل نشود چون اگر دزدي پديده فراگير شود اين استدلال را با خود خواهد آورد كه «من دزدي مي‌كنم، چون همه دزدند». كاري كنيم كه دروغگويي پديده فراگير نشود چون برخي از آدم‌ها خواهند گفت كه «من دروغ مي‌گويم، چون همه دروغ مي‌گويند».
 كاري كنيم كه خيانت به پديده‌اي عادي تبديل نشود چون عده‌اي خواهند گفت: «من خيانت مي‌كنم، چون همه خيانت مي‌كنند». بنابراين نكته مهم اين است كه ما به فشارهاي اجتماعي ناشي از فراگير شدن رفتارها توجه كنيم و با بي‌اعتنايي از كنار آنها رد نشويم. نگوييم اگر كسي انسان اخلاقي باشد در همه حال راست خواهد گفت و خيانت نخواهد كرد و دست به بيت‌المال دراز نخواهد كرد و قانون را مراعات خواهد كرد. بله، انسان اخلاقي در همه حال خواهد كوشيد كه جانب اخلاق و انصاف و وفا و قانون‌مداري را مراعات كند اما شما نمي‌توانيد صرفاً به اين نوع انسان دلخوش باشيد چراكه اولاً همه انسان‌ها اخلاق‌مدار نيستند و ثانياً درجه مراعات اخلاق هم در همه انسان‌ها يكسان نيست، بنابراين بسياري از آدم‌ها در برابر فشارهاي اجتماعي فراگير شدن رفتارهاي غيراخلاقي شكننده‌اند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها