مصطفي رحماندوست در نشست «داستان كودك و نوجوان و ادبيات پايداري» بر لزوم توجه به ادبيات پايداري و نقش آن در تقويت مقاومت جمعي و مقابله با ظلمستيزي تأكيد كرد.
رحماندوست در اين نشست با اشاره به اتفاقي در تاريخ ايران به نام هشت سال جنگ يا دفاعمقدس گفت: قدرتهاي جهاني نميخواستند انقلاب تأثيرش را در منطقه و جهان بگذارد و براي همين جنگ را به ايران تحميل كردند.
وي با تأكيد بر اينكه در دوران جنگ با تخريب و نابود شدن و نداشتنها روبهرو شديم، گفت: در دوران دفاعمقدس امروز نام كوچهاي لادن بود و فردا نام شهيدي بر آن كوچه گذاشته ميشد. در همان دوران هم بحث بر سر اين بود كه آيا نويسندگان كودك و نوجوان بايد به جنگ واكنش نشان بدهند يا خير؟
رحماندوست با تأكيد بر اينكه همزمان با سال نخست جنگ نخستين كتابها درباره جنگ هم نوشته شد، اظهار كرد: ما در زمان جنگ درباره جنگ نوشتيم، در حاليكه مورد هجوم از طرف جمعي قرار گرفتيم كه ميگفتند نبايد براي كودكان از جنگ گفت، اما ما احساسي و البته با اعتقاد نوشتيم.
اين نويسنده ادامه داد: اين حس كه نبايد براي بچهها از جنگ نوشت وقتي آن همه نابودي، فقر و نبود بعد از جنگ را ميديديم، نميتوانستيم نسبت به آن بيتأثير باشيم. اگر واقعگرايانه نگاه ميكرديم جنگ روي همه ابعاد زندگي بچهها تأثير گذاشت. وي در ادامه درباره انواع داستانهاي نوشتهشده درباره جنگ گفت: بعد از جنگ عدهاي موافق جنگ نوشتند. اين عده به دو دسته تقسيم ميشوند؛ يك عده بيتجربه و احساسي، اما با اعتقاد نوشتند. اين كار درست نبود، چون اين فرم نوشتن براي زمان جنگ بود. يك عده هم احساسي و بيتجربه و البته بياعتقاد نوشتند، چون فقط سفارشي بود. نوع اول موقعيت باورپذيري خودش را در جامعه از دست داده بود و نوع دوم به دليل بياعتقادي تأثير نگذاشت.
رحماندوست با طرح سؤالي كه آيا ظلمستيزي جزو ادبيات پايداري است يا خير، اظهار كرد: ترورها و جنگ تحميلي به اين دليل به وجود آمد كه انقلاب از مسير خودش خارج شود. پس بايد ادبيات پايداري ما ادبياتي باشد كه قدرت مقاومت جمعي افراد را بالا ببرد،بنابراين بايد امروزه قصه خوبي از ظلمستيزي يا ضداختلاس بنويسيم. اين ادبيات پايداري امروز است كه به واسطه آن، اخلاق پايداري و اصل مقاومت در برابر ظلم را گسترش بدهيم.