
پرونده مردي كه 10 سال قبل در حادثه آتشين به كام مرگ رفته بود با شكايت پسر مقتول عليه عموي خود وارد مرحله تازهاي شد.
به گزارش خبرنگار ما، ششم آبان ماه سال 86 بود كه مأموران پليس پايتخت از حادثه آتشسوزي خانه قديمي باخبر و راهي محل شدند. مأموران پس از خاموش كردن آتش با جسد مرد جواني روبهرو شدند كه با اصابت چندين ضربه چاقو به قتل رسيده و داخل فرش قديمي پيچيده شده بود. پس از اعلام خبر قتل مرد جوان بازپرس ويژه قتل جنايي همراه تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي در محل به تحقيق پرداختند. نخستين بررسيها حكايت از اين داشت که قاتل ابتدا مقتول را به قتل رسانده و سپس براي از بين بردن آثار جرم اقدام به آتش زدن خانه كرده است. همسر مقتول كه حادثه را به مأموران اطلاع داده بود، گفت: شوهرم قرار بود خانه قديمياش را تخريب كند و آپارتمان چند طبقهاي بسازد. چند ساعت قبل از خانه بيرون رفت و به من گفت قرار است با برادرش به خانه قديمي بروند و درباره تخريب با هم حرف بزنند. از آنجا كه آنها با هم اختلاف داشتند من نگرانش بودم به همين دلیل دقايقي بعد با تلفن همراه شوهرم تماس گرفتم اما او جواب نداد. پس از اين همراه پسرم به خانه قديمي آمديم. وقتي به در خانه رسيديم متوجه شعلههاي آتش و دود از داخل خانه شديم. بلافاصله وارد خانه شديم و ديديم كه فرشهاي اتاق خواب آتش گرفته است. وقتي آتش را خاموش كرديم با جسد غرق در خون شوهرم كه داخل يكي از فرشها پيچيده شده بود، روبهرو شديم. وي در پايان گفت: قاتل پس از قتل خانه را آتش زده تا آثار جرم را از بين ببرد اما من خيلي زود به محل حادثه رسيدم و نقشه او ناكام ماند.
در حالي كه تحقيقات نشان ميداد مقتول از مدتي قبل با برادرش اختلاف دارد، مأموران وي را به عنوان مظنون حادثه بازداشت كردند. متهم در بازجوييها منكر قتل برادرش شد و در نهايت پس از 50 روز آزاد شد. چند روز قبل پسر مقتول كه به سن قانوني رسيده بود پس از گذشت 10 سال از حادثه به دادسراي امور جنايي آمد و از عمويش به اتهام قتل پدرش شكايت كرد. پس از طرح اين شكايت مظنون به قتل براي دومين بار به دستور قاضي مرادي بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران بازداشت شد. متهم پس از بازجوييها دوباره قتل را انكار كرد و مدعي شد بيگناه است. پسر مقتول درباره حادثه گفت: پدرم دو خانه قديمي داشت و قرار بود تخريب كند و آپارتمان بسازد. به همين دليل ما خانهمان را به چند كوچه پايينتر انتقال داديم. روز حادثه عمويم با پدرم تماس گرفته بود و براي انجام كاري در نزديكي خانه قديمي قرار گذاشته بود. عمويم داخل مغازه يكي از بستگانمان كه روبهروي خانه قديمي است منتظر پدرم مانده بود و وقتي پدرم به محل رسيده بود هر دو وارد خانه ميشوند كه اين حادثه رخ ميدهد. پس از آن عمويم 50 روز در بازداشت بود اما قتل پدرم را انكار كرد و پدربزرگم كه آن زمان سرپرستي ما را به عهده داشت مدعي بود عمويم بيگناه است، به همين دليل عمويم آزاد شد اما الان من از او به اتهام قتل پدرم شكايت دارم و قاضي هم او را بازداشت كرد.