
معصومه طاهري
از آنجا كه غرب با كمك رسانههاي خود همواره سعي دارد تصويري منفي از اسلام را ترسيم كند و با موج اسلامهراسي افكار عمومي را نسبت به اسلام و مسلمانان بدبين كند، اما همچنان ميبينيم كه چطور خدا نور و گرماي اسلام را در دلها ميتاباند و به قولي عدو سبب خير ميشود.
مانند آن زمان كه توني رابينسون رهبر سابق گروه ليگ دفاع انگليس، يك گروه نژادپرست انگليسي، در اقدامي اسلامستيزانه در تلويزيون ملي اين كشور نسخه قرآن مجيد را با خود آورده و با خاطري جمع از مردم خواسته بود كتاب قرآن را بخوانند تا متوجه شوند اسلام چه دين خشونتطلبي است.
سه ماه پس از اين واقعه، «كريستوز اونيز» از توني رابينسون به خاطر اين درخواست تشكر كرده و گفت: «دقيقاً همان نسخهاي را خواندم كه رابينسون توصيه كرده بود و اكنون يك مسلمان هستم!»
يا گري ويلز، نويسنده، روزنامهنگار و مورخ امريكايي و متخصص در تاريخ، سياست، دين به ويژه تاريخ كليساي كاتوليك براي اينكه حقيقت كتابهاي آسماني را بفهمد به مطالعه و تحقيق درباره قرآن، تورات و انجيل پرداخت.
وي بعد از مطالعه قرآن ميگويد: «هرگز در قرآن گفته نشده كه ۷۲ حوري با تروريستهاي يازدهم سپتامبر در بهشت ملاقات خواهند كرد يا حرفي از كشتار كافران به ميان نيامده است. خشونتي كه به قرآن نسبت داده ميشود، غلط است و قرآن فقط از دفاع حمايت ميكند و در دفاع نيز فقط مهاجمان مورد غضب هستند و ديگران مورد رحمت واقع ميشوند. در قرآن حق زن براي مالكيت، ارث و طلاق يك حركت انقلابي در تاريخ زنان محسوب ميشود.»
به دنبال آن ديويد پك كشيش كليساي سنتجيمز با ابراز خرسندي از برنامه سخنراني ويلز در كليساي لنكستر گفته است: «مشتاقيم تا هر چه زودتر سخنان يك انديشمند تراز اول كه قرآن را به دقت مطالعه كرده است، بشنويم.»
و حالا قرار است گري ويلز در جمع كثيري از مسيحيان درباره كتابش به نام «معناي قرآن چيست و چرا اهميت دارد؟» سخنراني كند و اين يعني كاري تبليغي از ميان مسيحيان براي آنها درباره اسلام و عظمت قرآن.
11 سپتامبر و اسلامگرایی11 سپتامبر وسيلهاي بود براي جايگزيني اسلام به عنوان دشمن بعد از فروپاشي شوروي، اما همين اتفاق باعث شد تا در نتيجهاي برعكس خيل افراد كه به اسلام رو آوردند و با تحقيق درباره اسلام حقانيت آن را دريابند و از سوي ديگر مسلمانان براي معرفي اسلام آستين بالا بزنند حتي تنها بازمانده 11 سپتامبر هم در اين ميان مسلمان شد. در كنار كمكاريها و ضعف رايزنيهاي فرهنگي ما در حوزه معرفي اسلام و قرآن، خود غربيها مستقيم و غيرمستقيم به اسلام و حقيقت ناب آن گرايش دارند و شايد تنها به يك تلنگر كوچك نياز داشته باشند تا در بين انبوه تبليغات منفي و سياهنمايي كه از اسلام و مسلمانان ميشود سره را از ناسره تشخيص بدهند؛ به ويژه اين ظرفيت بكر در ايام عزاداري امام حسين(ع) نمود بيشتري دارد.
وهابیهایی که شیعه شدندوقتي تصاوير عزاداران امام حسين(ع) را در كشورهاي مختلف رصد ميكنيم، به وضوح ميبينيم چطور آتش به اختيار هستند افرادي كه حتي در شرايط سخت و فشارهاي دولتي يا آزار و اذيتهاي برخي نژادپرستان به سوگ مينشينند و مراسم عزاداري برپا ميكنند بيشتر تحت تأثير نيروي الهي قرار ميگيريم؛ فرزندان امام خميني كه ثمره صدور انقلاب اسلامي هستند در كشورهاي مختلف سياهپوش ميشوند و در خيمههاي عزاداري، روضه كربلا ميخوانند از حق و باطل ميگويند و همه اينها نشان از عبور اسلام از موانع را دارد.
دكتر عبدالله دوسو از شخصيتهاي شناخته شده و معتبر علمي و ديني ساحلعاج است كه قبل از گرويدن به مذهب تشيع، جزو فعالان و مبلغان وهابيت بوده، ميگويد: «به ياد دارم سال 2005 مراسم عزاداري امام حسين(ع) داشتيم، روز عاشورا در اجتماع وسيع مردم و علماي ديني، من سخنراني مفصلي درباره كربلا و عاشورا و اهل بيت داشتم، بعد به رسم ادب ميكروفن را به عالمي دادم كه گرايش وهابي داشت تا او هم براي اجتماع صحبت كند اما با كمال ناباوري ديدم كه او همه حرفهاي من را تأييد كرد. بعد از سخنراني در خلوت به او گفتم شما كه همه اين حقايق را ميدانيد پس چرا وهابي هستيد؟! گفت بله ما هم ميدانيم حقيقت ماجراي اسلام و تشيع چيست اما نميخواهيم براي مردم بگوييم زيرا فكر ما اين است نبايد براي مردم اين چيزها گفته شود چون جايگاهي كه نزد مردم داريم را از دست ميدهيم.»
اينها تنها نمونههاي كوچكي از حقيقت اسلام و تشيع هستند چراكه با وجود ظرفيتهاي بالقوهاي كه اسلام دارد ميتوان آن را در جهان تبليغ و تشنگان حقيقت را به سوي آن هدايت كرد و در اين راستا رسانهها اعم از حقيقي و مجازي بهترين ابزار هستند تا با جبران كمكاريهايي كه تاكنون داشتهايم و عطشي كه براي درك حقيقت وجود دارد بسترسازي درستي ايجاد كنند.