قدرتالله عليخاني اصلاحطلب صريح اللهجهاي است و شايد همين موضوع مصاحبههايش را قابل توجه كند. او انتقادات صريحي را از فراكسيون اميد و نحوه مديريت عارف بر آن مطرح كرده و حتي خواستار استعفاي هيئت رئيسه فراكسيون اميد شده است. عليخاني در مصاحبه با روزنامه آرمان از فراكسيون اميد و محمدرضا عارف انتقادات صريحي بيان ميكند: «حضور آقاي بيطرف نيز به دليل عملكرد ضعيف و سوالبرانگير فراكسيون اميد در كابينه دوازدهم منتفي شد. به نظر من اگر اعضاي فراكسيون اميد يك سوم تلاشي را كه براي رأي دادن به آقاي كدخدايي انجام دادند، براي آقاي بيطرف هم انجام ميدادند، ايشان از مجلس رأي اعتماد ميگرفت.»
او در مورد وزير زن هم باز معتقد است اگر معرفي هم ميشد، فراكسيون اميديها به وزير زن رأي نميدادند: «مجلس دهم كه مدعي است داراي110 نماينده اصلاحطلب است به وزير زن رأي اعتماد نميداد. فراكسيون اميد نيز به وزير زن رأي نميداد.»
عليخاني در مورد چرايي اين رأي ندادن ميگويد: «بنده خيلي شفاف و بي پرده عنوان كنم كه اصلاحطلبان به صورت اسمي در مجلس دهم حضور دارند و در عمل اصلاحطلبان نمايندهاي در مجلس ندارند. سر جريان اصلاحات كلاه رفته است. وضعيت به شكلي است كه برخي در فراكسيون اميد اهل سازش هستند. البته در بين اعضاي فراكسيون اميد نمايندگان متعهد و دلسوز هم وجود دارد. با وجود اين سران فراكسيون اميد به جاهايي خاص وصل هستند كه نميتوانند بهتر از اين عمل كنند. بنده به صراحت عنوان كنم برخي توانايي مديريت فراكسيون اميد را نداشتند و همين مسئله سبب يأس و نااميدي در بين اصلاحطلبان شده است ... بنده به يكي از نمايندگان فراكسيون اميد به صراحت عنوان كردم بهتر است براي وخيمتر نشدن اوضاع هيئت رئيسه فعلي فراكسيون اميد به صورت داوطلبانه كنارهگيري كنند تا هيئت رئيسه جديدي براي فراكسيون اميد تشكيل شود كه كاركرد بهتري داشته باشد.»
او در پاسخ به سوالي در مورد اينكه سران فراكسيون اميد به دنبال رياست جمهوري دوره بعدي هستند، ميگويد: «اگر آقاي عارف وارد مجلس نميشد احتمال اينكه در آينده تأثيرگذارتر باشد وجود داشت و ميشد براي ايشان در سپهر سياسي ايران يك دورنماي مثبت در نظر گرفت.»
مصادره شهيد حججي از سوي روزنامه شرق
يادداشتي كوتاه در صفحه اول شرق با تيتر «حضور حماسي مردم نجفآباد» منتشر شده كه تشييع محسن حججي را بهانه قرار داده تا او را به نفع جريان سياسي خود و تكريم و تطهير آيتالله منتظري بهانه كند. در يادداشت شرق مردم نجفآباد را متأثر از آموزههاي آيتالله منتظري دانستند كه باعث شده امثال محسن حججي در آن پرورش يابند: «نجف آباد، شهري كه شهروندانش تحتتأثير آموزههاي ديني و آزاديخواهانه علماي بزرگ و در رأس آنها مرحوم آيتالله العظمي منتظري بود، چنان فرزنداني را در خود پرورش داده كه ميتوانند بر حسب ضرورت به ميدانهاي سخت مبارزه بيايند و از ميان مسئوليتهايي كه پذيرفتهاند، سرافرازانه بيرون آيند و هر كدام افتخار جديدي به نام زادگاهشان بر جاي گذارند.»
مردم نجفآباد البته متديناند و انقلابي، اما اين انقلابي بودن ربطي به قائم مقام معزول رهبري ندارد كه مقابل امام ايستاد و خون به دل امام كرد و توسط ايشان عزل شد. نميشود هم انقلابي بود، آن انقلاب اسلامي 57 كه امام رهبرش بود و هم تحت تأثير آموزههاي كسي كه امام برايش اينگونه نوشت كه «با دلي پرخون و قلبي شكسته چند كلمهاي برايتان مينويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند... از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين ميسپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست دادهايد. شما در اكثر نامهها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم.» حالا بماند كه حججي چند سال پس از عزل آيتالله منتظري از قائم مقامي رهبري توسط امام خميني به دنيا آمد و بماند حججيها و منتظريها براي خيليها فقط ابزار اثبات سياسي خود هستند.