کد خبر: 874077
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
گفت‌و‌گو با روح‌الله سهرابي به بهانه پخش فيلم «خاكستر و برف» از آي‌فيلم
موضوع فيلم به تبعات و عواقب جنگ تحميلي ايران و عراق برمي‌گردد. به‌‌رغم اينكه نزديك به 40 سال است كه از شروع جنگ مي‌گذرد، آثار مخرب و عجيب و غريب جنگ تحميلي آنقدر زياد بوده كه تا دهها سال ديگر هم نمي‌شود به اين راحتي از كنار اين پديده شوم گذشت.
    فهيمه اسماعيلي
شبكه آي‌فيلم در هفته دفاع مقدس هر شب يك فيلم سينمايي با ژانر دفاع مقدس را براي مخاطبان كانال فارسي خودش نمايش مي‌دهد. يك‌شنبه شب فيلم «خاكستر و برف» در برنامه كافه فيلم روي آنتن رفت. به همين بهانه با روح‌الله سهرابي، كارگردان اين فيلم سينمايي به گفت‌و‌گو پرداخته‌ايم.
آقاي سهرابي براي شروع از «خاكستر و برف» و دغدغه‌اي كه سبب ساختن اين فيلم شد، برايمان بگوييد.
 موضوع فيلم به تبعات و عواقب جنگ تحميلي ايران و عراق برمي‌گردد. به‌‌رغم اينكه نزديك به 40 سال است كه از شروع جنگ مي‌گذرد، آثار مخرب و عجيب و غريب جنگ تحميلي آنقدر زياد بوده كه تا دهها سال ديگر هم نمي‌شود به اين راحتي از كنار اين پديده شوم گذشت. اين هشت سال دفاع مقدس آثار مثبت زيادي داشت؛ شروعش روح وحدت و انسجام را در ملت دميد، بركات معنوي زيادي داشت، مسيري كه شهدا و رزمندگان پيمودند و راهي كه به مردم نشان دادند. اما از همه اينها كه بگذريم، خود جنگ پديده شوم و ناميموني است. لطمات جاني و صدمات مالي و ساختاري و... در طول جنگ كه به ملت تحميل مي‌شود، يك طرف و اثرات روحي و رواني مخربي كه بعد از جنگ روي مردم و متأثران از جنگ مي‌گذارد، طرف ديگر اين ماجراست. اين فيلم به نوعي تلاش كرده فقط و فقط گوشه ناچيزي از آن تبعات را به تصوير بكشد. در اوج اين ماجرا معتقد بودم كه خانواده شهدا به ويژه مادران شهيدان بوده‌اند كه تحت‌الشعاع اين پديده قرار گرفته و خاكستر و برف هم به مادر شهيد مي‌پردازد.
 فيلم شما در سال 91 در جشنواره فجر حضور داشت و از همين جشنواره ديپلم افتخار بهترين كارگرداني و از جشنواره مردمي فيلم عمار جايزه بهترين فيلم سينمايي را دريافت كرده است، بعد از اكران فيلم چه بازخوردهايي دريافت كرديد؟
 بازخوردهاي مربوط به «خاكستر و برف» فراتر از توقع و انتظارم بود. به اين خاطر كه اساساً همه مي‌دانيم سينماي دفاع مقدس، سينماي پرمخاطبي در سينماي ايران نيست. ربطي هم به سطح و ساختار و محتواي كار ندارد؛ منهاي يكي دوتا كار دفاع مقدسي كه در مقطعي به دليل زبان طنزي كه داشتند، تقريباً فيلمي را به ياد نمي‌آوريم كه در عرصه سينماي دفاع مقدس بتواند مخاطب را خيلي با خودش همراه كند و به استقبال مثال‌زدني برسد. به نظرم يك اثر در سينماي دفاع مقدس را بايد با آثار اين سينما مقايسه كرد. مثلاً وقتي يك فيلم طنز با مخاطب گسترده را با اين كار مقايسه كنيد، طبيعتاً در حق كار اجحاف مي‌شود.
اگر اين فيلم را با سينماي دفاع مقدس مقايسه كنيم، بازخورد خيلي خوبي داشته‌ايم. در جشنواره فجر برخي منتقدان در مورد كار، مثبت نوشتند و از فيلم خوششان آمده بود و در دوره‌اي كه در سينماي دفاع مقدس اتفاق خوب و تازه‌اي رخ نمي‌داد، به «خاكستر و برف» نگاه ويژه‌اي شد. در دوره اكران برخلاف بي‌مهري‌هايي كه شد و فيلم از اكران در گروه آزاد و اصلي بازماند، در گروه هنر و تجربه دوباره مورد استقبال قرار گرفت و موجي به راه انداخت و فيلمسازان ديگري زبان به تحسين فيلم باز كردند؛ بزرگواراني همچون دكتر احمدرضا معتمدي فيلمساز فيلم‌هاي زيادي مثل «ديوانه‌اي از قفس پريد»، علي شاه حاتمي و كيومرث پوراحمد از اين كار تعريف كردند. خب اين بازخوردها براي من جالب بود و نشان مي‌داد كار واجد استانداردهاي تبديل شدن به اثر خوب و پرمحتواست. بر خلاف تهديدات توليد و نگراني‌هايم در زمان توليد، بازخوردها هنگام نمايش كار، خستگي را از تن همه كساني در طول توليد كار حضور و هر يك به نوعي در توليد فيلم تأثير داشتند كه يك اثر آبرومند و ارزشي حاصل شود، به‌در كرد.
اگر قرار بود حالا چنين فيلمي بسازيد، «خاكستر و برف» همين‌طور و بدون هيچ تغييري از آب درمي‌آمد؟
اين دغدغه همچنان پابرجاست و همچنان گنجينه بسيار پرمحتوايي براي آثار تلويزيوني و سينمايي است. دغدغه و حسي كه به اين فضا دارم تغيير نكرده، بلكه بيشتر هم شده؛ ولي اگر حالا اين فيلم را مي‌ساختم، طبيعتاً در شكل اجرا و روند قصه و درام اثر تغييراتي مي‌دادم. اين به اين معني نيست كه مبنا تغيير مي‌كند. به خاطر افزايش تجربه و حال و هوا در طول چند سال، قطعاً كيفيت و حال و هواي كار هم تغيير مي‌كند.
شخصيت اصلي و قهرمان فيلم مادر شهيدي است كه ديده نمي‌شود و فقط سه دقيقه در فيلم حضور دارد، چرا مادر شهيد را در حداقل ممكن نشان داديد؟
 به نظر من خود واقعي اين انسان‌هاي بزرگوار دست‌نيافتني‌تر و بزرگ‌تر از اين هستند كه بتوانيم بهشان نزديك بشويم و در پرداختن به اينان، كمي سخت به نظر مي‌رسد يك قهرمان ملموس ارائه دهيم. مادران شهيد بايد در جايگاه دست‌نيافتني خودشان باقي بمانند و ما به ميزاني كه بلديم و ظرفيتمان اجازه مي‌دهد بهشان نزديك بشويم. من همچنان معتقدم قهرمان قصه «خاكستر و برف» مادر شهيدي است كه در مجموع حدود سه دقيقه در فيلم حضور دارد، اما تمام طول فيلم در مورد اين شخصيت صحبت مي‌شود. قشنگي اسطوره بودن به اين است كه ديگران درباره او صحبت كنند و مسير اسطوره شدن و قهرماني او را نشان دهند. به همين دليل اواخر فيلم در صحنه‌اي كه مادر شهيد وارد مي‌شود، همه مخاطبان تحت‌تأثير قرار مي‌گيرند.
كمي درباره كار آخرتان بگوييد.
سريال تلويزيوني «آرام مي‌گيريم» كه دي ماه تا اسفند سال پيش از شبكه دو پخش شد، يك مجموعه تلويزيوني 50 قسمتي است كه جزو پربازيگرترين سريال‌هاي اين سال‌هاي اخير بود. خوشبختانه اين كار در نظرسنجي سريال‌هاي سال 95 در صدر قرار گرفت. سريال در واقع يك ملودرام اجتماعي است كه به روابط، تفاوت‌ها و تعامل‌هاي بين نسلي، گذشت و نوع‌دوستي و از طرفي زياده‌خواهي در بستر قصه‌اي با محوريت تمام اعضاي يك خانواده مي‌پردازد. همچنين سال 95 رماني به نام «تراژدي اسبي كه ايستاد» را نيز نوشتم كه انتشارات داستان آن را منتشر كرد و چاپ دومش راهي بازار كتاب شد.
 در حال حاضر به چه كاري مشغول هستيد؟
فعلاً روي متن دو كار سينمايي و تلويزيوني كار مي‌كنم. هنوز به نتيجه نرسيدم كه كدام‌ يك بستر يك كار خوب مي‌توانند باشند. بيشتر در فضاهاي نوشتاري فعال هستم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار