
برانکو فوتبال عربي را ميشناسد و اسير آن نميشود، استراتژي غلط اين است که بگوييم مساوي در خانه حريف خوب است، اما اين استراتژي درست نيست. بنابراين برانکو قطعاً استراتژي را در نظر ميگيرد که در آن پرسپوليس هوشمندانه دفاع کند و حملاتي با شدت و سرعت زياد داشته باشد، مانند آنچه که تيم ملي با کرش انجام ميدهد. يعني دفاع پرنفس و حمله با شدت و سرعت زياد، با حضور منشا هم پرسپوليس ميتواند اين استراتژي را انجام دهد.
در آستانه بازي با الهلال بايد يک نکته مهم مورد توجه قرار گيرد، اينکه بازيکنان فوتبال ايران نميتوانند در دو جبهه بازي کنند. در گذشته هم ما تيمي مثل مسکرمان داشتيم که در آسيا بازي و در ليگ برتر به دسته اول سقوط کرد. استقلال هم بازيکنانش نميتوانند دوگانه بازي کنند. اين تيم بعد از شش گلي که از العين خورد، رو به اضمحلال رفت، مربياش را از دست داد و منفجر شد، اما پرسپوليس چون انسجام بيشتري داشت بعد از حضور در آسيا با يک شکست مقابل پيکان سروته قضيه به هم آمد. پرسپوليس هم حالا بايد نگران بعد از بازي با الهلال عربستان باشد، وقتي دوباره در ليگ بازي ميکند، چراكه اين تيم مقابل الاهلي بازي کرد و پس از آن صدرنشيني در ليگ برتر را از دست داد. در حاليکه خود را تقريباً از ساير تيمهاي ليگ جدا کرده بود.
سؤال بزرگ اين است که آيا بازيکنانمان ظرفيت دوگانه بازي کردن را دارند يا خير؟ دوگانه بازي کردن يعني حضور در دو جام و بازي با دو سبک مختلف فوتبال. در ليگ برتر ايران شرايط تيمها از نظر اجراي تاکتيک، سرعت و پيچيدگي بازي تقريباً يکسان است، اما وقتي در ليگ قهرمانان آسيا بازي ميکنيد و با تيمهايي از عربستان، امارات و قطر روبهرو ميشويد که پيچيدگيهاي خاص خود را دارند. آنها مربيهاي متفاوت با سبکهاي متفاوتي دارند، البته برانکو به خوبي فوتبال عربي را ميشناسد و با اين سبک از فوتبال آشناست. گفته ميشود فوتبال عربي کند است، اما واقعيت آن است که اين فوتبال ديگر کند نيست، تيمهاي عربي با استفاده از بازيکنان خارجي نقاط ضعف خود را ترميم کردهاند و تبديل به يک فوتبال تند شدهاند.