
به گزارش خبرنگار ما، يكم ارديبهشتماه سال 90، زن ميانسالي مأموران كلانتري 103 گاندي را از ناپديد شدن دختر 18سالهاش به نام آتوسا با خبر كرد و گفت: دخترم دانشجو بود. صبح امروز براي رفتن به دانشگاه از خانه خارج شد، اما ديگر بازنگشت. تلفن همراهش را نيز پاسخ نميدهد و هرجا سراغش رفتم، از او خبري نيست و نگرانم برايش اتفاقي افتاده باشد. با طرح اين شكايت تلاش پليس براي يافتن دختر جوان آغاز شده بود كه خبر رسيد جسد دختر جواني در حاليكه با ضربات چاقو كشته شده بود، در پارك طالقاني كشف شده است. با انتقال جسد به پزشكي قانوني و تشخيص هويت، مشخص شد جسد متعلق به همان آتوسا است كه مادرش اعلام مفقودي كرده بود.
مادر آتوسا در ادامه تحقيقات به مأموران گفت: مدتها قبل دخترم با پسر يكي از دوستان خانوادگيمان ارتباط دوستانه داشت و قرار بود با هم ازدواج كنند. آتوسا چندين بار در مورد او با من صحبت كرده و گفته بود كه كيارش از ازدواج طفره ميرود. احتمال ميدهم كيارش در قتل دخترم دست داشته باشد. همزمان با ادامه تحقيقات درباره اين حادثه، مأموران كيارش 20ساله را به عنوان مظنون به قتل تحت تعقيب قرار دادند و توانستند او را در خانهاش واقع در شهرري شناسايي و بازداشت كنند. متهم در همان مراحل اوليه بازجويي لب به اعتراف گشود و با اقرار به قتل دختر جوان گفت: پنج سال از آشنايي خانوادههاي من و آتوسا ميگذشت و در اين رفت و آمدها بود كه عاشق او شدم و پيشنهاد ازدواج دادم كه آتوسا هم قبول كرد. ارتباط تلفني ما ادامه داشت و هميشه درباره مراسم ازدواجمان با هم حرف ميزديم، اما شرايطم براي ازدواج مهيا نبود. متهم در خصوص روز حادثه گفت: روز حادثه با آتوسا به پارك رفته بوديم. كمي خوراكي خريديم و روي صندلي پارك نشستيم و بعد از خوردن خوراكيها در مورد آينده و زندگيمان صحبت ميكرديم كه آتوسا دوباره بحث ازدواج را پيش كشيد و به من فشار آورد كه هرچه زودتر به خواستگارياش بروم و زندگيمان را شروع كنيم.
به او گفتم در حال حاضر شرايط ازدواج ندارم، اما او تهديد كرد كه ماجرا را به پدرش خواهد گفت. از آنجايي كه من و آتوسا اين ارتباط را از پدرهايمان مخفي كردهبوديم، به همين دليل از اين حرفهاي او عصباني شدم و با هم مشاجره لفظي كرديم. وقتي درگيري ما بالا گرفت، عصباني شدم و كنترلم را از دست دادم و با چاقويي كه هميشه همراهم بود، دو ضربه به سينه او زدم.
آتوسا خونين نقش بر زمين شد و من هم از ترس فرار كردم، اما بعد از چند روز دستگير شدم. با بازسازي صحنه جرم، كيفرخواست عليه متهم صادر و پرونده به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد، اما متهم قبل از برگزاري جلسه محاكمه با پرداخت ديه توانست رضايت اوليايدم را جلب كند. بنابراين روز گذشته متهم از جنبه عمومي جرم در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي زالي حاضر شد و بار ديگر ماجرا را شرح داد. او در آخرين دفاعش گفت: من به آتوسا علاقه داشتم، اما به خاطر اينكه دانشجو بودم و شرايط ازدواج مهيا نبود، خواستم كمي صبر كند. من از آتوسا خواستم تا درسم تمام شود و بعد از خدمت سربازي و شغل مناسب به خواستگارياش بروم، اما قبول نكرد. روز حادثه اين مشاجره ما بالا گرفت و او با سر و صداي زياد مرا تهديد ميكرد كه آبرويم را خواهد برد، به همين خاطر نتوانستم خودم را كنترل كنم و با چاقو دو ضربه به سينهاش زدم و فرار كردم. متهم ادامه داد و گفت: ميدانم اشتباه كردهام و خيلي پشيمانم. در اين چند سال مادرم به بيماري رواني مبتلا شده است و خانوادهام با سختي 350 ميليون تومان به اوليايدم پرداخت كردند و هنوز هم 100 ميليون تومان بدهكارند. از هيئت قضايي تقاضاي بخشش دارم و ميخواهم هرچه زودتر مرا آزاد كنند تا بتوانم به خانوادهام خدمت كنم.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.