
نيره ساري
ديدن مكرر تصاوير با محتواي منفي، ظلم را كوچك جلوه ميدهد، در مقابل چشم عادي میشود و فرد را به قساوت قلب دچار ميكند.
گزارش تصويري مراسم تشييع فلان خواننده، بازيگر، شاعر، كارگردان و... قتل در فلان خيابان و كوچه + عكس مقتول، يافتن جسد نيم سوخته در جنگل + عكس، اولين فيلم درگيري در فلان خيابان، تصوير خواننده نامآشناي ايراني در سردخانه + تصوير، جنايت تروريستها در فلان نقطه از جهان + (فيلم 16+)، آخرين جنايت داعش + تصاوير، عكسها و فيلمهاي دلخراش از جنايات جديد داعش، تازهترين جنايت تروريستهاي جهان، جنايتهاي جديد بوداييان بدون سانسور و تيترهايي از اين قبيل را همه ما در ستونهاي مختلف برخي رسانهها و سايتهاي خبري ديده و خواندهايم، اما آيا تا به حال كسي به تبعات ناشي از انتشار اين قبيل تصاوير خشن و نااميدكننده در بطن جامعه انديشيده است؟! فارغ از انتشار گزارشهاي تصويري مراسمات مختلف ختم، تشييع جنازه و نحوه فوت خاص سلبريتيهاي داخلي كه مشخص نيست چه سودآوري و نتيجهاي را دربردارد، آيا تا به حال كسي پرسيده كه هدف تروريستها از رسانهاي كردن جناياتشان آن هم با دقت و وسواس خاص چيست؟!
جامعهشناسان و روانشناسان بسياري معتقدند حال جامعه ما خوب نيست. خشونت در لايههاي پنهان بسيار بالا رفته است. افسردگي و غمزدگي بيداد ميكند. انحرافات فردي قابليت بروز و ظهور دارد. استرس و اضطراب در اكثر افراد ديده ميشود و در نهايت آستانه تحمل مردم مرز بسيار پاييني پيدا كرده است. علاوه بر اين حتي اساتيد و كارشناسان رسانه نيز معتقدند، انتشار عمومي و به اشتراك گذاشتن تصاوير حوادثي كه در آن عامل انساني به عنوان قرباني، سوژه عكاسان ميشود به دليل بار احساسي و تأثيرگذاري منفي روحي و رواني كه باعث آزردگي مخاطبان و احساس امنيت نداشتن آنان خواهد شد، چندان روا و اخلاقي نيست.
كارشناس علوم ارتباطات هم در اينباره ميگويند: انتشار برخي تصاوير در رسانهها كه بيم عواقب زيانبخش در پخش آن براي بيماران قلبي ميرود يا سبب آزار و اذيت روحي و رواني مردم عادي و بازماندگان قربانيان باشد، جايز نيست.
موافقان و مخالفان انتشار تصاوير
گفتني است همواره در مورد انتشار عكسهاي فجيع و خشن دو رويكرد مخالف و موافق وجود دارد. موافقان انتشار اين قبيل عكسها با پايبندي به انتقال واقعيت به مخاطب معتقد هستند كه اين عرصه كم از فضاي مكتوب خبر نبايد باشد و از طريق انتشار عكسها حساسيت جامعه برانگيخته خواهد شد كه در نبود آن حساسيت فعلي نسبت به آن از بين ميرود. مخالفان نيز معتقد هستند انتشار عكسهاي خشن هر چند واقعيت را به مخاطب نشان ميدهد، اما بيشك كفه معايب آن بر مزايا سنگينتر خواهد بود.
بيشك در اينباره نظر قطعي نميتوان صادر كرد، تنها ميتوان بر اين اصل استوار شد كه با يافتن راهحلي مناسب، از دري ديگر براي برانگيختن احساسات مردم وارد عمل شد؛ چراكه با حركت روي ريلي كه امروز در حركتيم در بلندمدت آثار و نتايجي مطلوب به دنبال نخواهيم داشت و طبق گفته برخي مسئولان ميزان خشونتهاي ناشي از افزايش محتواي خشن در فضاي اطلاعرساني بيشتر خواهد شد.
موضوع قابل اهميت ديگر مرزهاي نامنتهي در فضاي اطلاعرساني است. در عرصهاي زندگي ميكنيم كه رسانههاي جديد و بهويژه رسانههاي موبايلي به دليل تكيه نكردن بر قوانين يا هنجارهاي خاص از اين قبيل حتي حق انتخاب تصوير را از مخاطب سلب كردهاند، بيآنكه مثلاً قبل از باز شدن عكس هشداري در مورد تصوير موجود بدهند.
اطلاعرساني يا منفعتطلبي؟
فارغ از محتواي داخلي برخي سايتها و رسانهها جهت جذب مخاطب با هدف تغيير محسوس در رنكينگهاي جهاني همه مطالب ذكر شده را كنار بگذاريد، اهداف خاص تروريستهايي چون داعش كه نيمي از بودجه خود را صرف انتشار تصاوير و فيلمهاي جنايات خود ميكنند؟ هدف چيست؟! اطلاعرساني يا منفعتطلبي؟!
آيا جز اين است كه انتشار گسترده و مكرر اينگونه تصاوير، علاوه بر قبحشكني، چنين موضوعاتي را مقابل چشم عاديسازي ميكند؟ بيشك اگر 10 روز پشت سر هم عكس پيكرهاي سوخته و سر بريده روي زمين را ببينيم، روز دهم حساسيتمان نسبت به عكس مثل روز اول نخواهد بود. همين نگاه كوچك را به درازمدت بسط دهيد كه در طول زمان نهتنها ديدن چنين جنايتهايي عادي ميشود و ظلم موجود را كوچك جلوه ميدهد بلكه فرد را به قساوت قلب نيز دچار ميكند.
اينكه آيا انتشار اين عكسها بهرغم نماي عمومي (لانگ شات) و نه با كادر بسته (كلوزآپ) و نيز غيرشفاف كردن و مات يا شطرنجي كردن صورت قرباني و نقاط آسيبديده، منجر به برهم ريختگي آرامش رواني مخاطبان خواهد شد يا در زمره تجاوز به حريم رواني مخاطبان قرار ميگيرد يا خير نيز خود جاي بحث با كارشناسان حقوقي در اين زمينه دارد!
اما آنچه مهم است، با توجه به وظيفه خطيري كه هر فردي در قبال تزريق اميد به جامعه در عرصه كنوني دارد، شايد بهتر باشد رسانهها تصاوير اميدبخش و نجاتبخش را بيش از تصاوير با محتواي منفي و دلسردكننده منتشر كنند و در اين زمينه نيز با توجه به ضرورتهاي اطلاعرساني از مزيتهاي تكنولوژيهاي امروزي از قبيل فتوشاپ و تصاوير گرافيكي استفاده كنند تا با تزريق اميدآفريني و پخش اخبار مثبت حداقل گامي جهت بازگرداندن آرامش به مردم برداشته شود. حداقل اگر توان كاستن از اضطراب و استرسهاي ناشي از مسائل اقتصادي و معيشتي وجود ندارد، در زمينه مسائل اجتماعي همدردي و كاستن از التهابات را مدنظر قرار دهيم.