به گزارش خبرنگار ما، ششم آذرماه سال 88، مأموران پليس تهران از مرگ مشكوك مرد جواني در يكي از بيمارستانهاي شهر باخبر و راهي محل شدند. بررسيها حكايت از اين داشت كه مردي 28 ساله به نام صالح كه با اصابت ضربات چاقو مجروح شده بود، به بيمارستان منتقل و سپس فوت شده است. حسن، يكي از بستگان صالح كه در محل حضور داشت به پليس گفت: صالح برادر ناتني همسرم است. روز گذشته در حالي كه من و همسرم با هم درگير بوديم، صالح به خانه ما آمد. او در دفاع از همسرم با من درگير شد. براي اينكه من را آرام كند، چاقو برداشت و به خودش ضربه زد. او را به بيمارستان رسانديم، اما پزشكان گفتند كه فوت شده است. با انتقال جسد به پزشكي قانوني مشخص شد كه صالح خودزني نكرده و ادعاي حسن دروغ است. به اين ترتيب پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل و تحقيقات در اين زمينه آغاز شد تا اينكه خواهر مقتول به اداره پليس رفت و گفت: قاتل برادرم كسي نيست جز شوهرم! تازه عروس در ادامه گفت: چندماهي از ازدواج من و حسن نگذشته بود، اما با هم اختلافهاي زيادي داشتيم. سعي كردم مشكلاتم را از خانوادهام مخفي نگه دارم تا اينكه چند روز قبل صالح به خانهمان آمد و متوجه درگيري من و شوهرم شد. او به هواخواهي از من درگير شد و به سمت حسن حمله كرد. در آن لحظه شوهرم كارد ميوهخوري را از آشپزخانه برداشت و يك ضربه به شكم برادرم زد.
با اين توضيحات حسن 29 ساله بازداشت شد و با اقرار به جرمش در شرح حادثه گفت: آن روز صالح با ديدن درگيري عصباني شد و ناسزا گفت. بعد از آن بود كه با مشت و لگد به جانم افتاد. همان لحظه خواستم خانه را ترك كنم كه بار ديگر صالح حمله كرد. براي دفاع از خودم خم شدم و بدون آنكه كف آشپزخانه را نگاه كنم يك شي را از روي زمين برداشتم. فكر كردم قاشق است، اما وقتي آنرا به سمت صالح بردم و او خونين روي زمين افتاد تازه فهميدم چه بلايي سرم آمده است.
با اقرارهاي متهم كيفرخواست صادر و پرونده به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي، بعد از درخواست قصاص از سوي اوليايدم، متهم در جايگاه قرار گرفت و بعد از شرح ماجرا از خودش دفاع كرد. در پايان هيئت قضايي بنا به درخواست اوليايدم متهم را به قصاص محكوم كرد. اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و در شعبه 13 ديوان تأييد شد. به اين ترتيب تازه داماد در آستانه مرگ قرار دارد.