
فرزين ماندگار
نصرتالله صمدزاده درباره نهضت تاريخنويسي دفاع مقدس و انقلاب ميگويد: من فكر ميكنم نشر كتابهاي خاطرات ديگر به عنوان يك رسانه فرهنگي مهم است و نه به عنوان يك كتاب تاريخي. در حقيقت شناخت يك مخاطب از وقايع تاريخي از طريق مطالعه آثار فرهنگي و هنري رخ ميدهد و اگر بگوييم كه خاطرات غلط است و... به خودمان ضربه زدهايم. به نظرم اگر خاطرهنويسي را معادل تاريخ شفاهي بدانيم، به زيست فرهنگي آن آسيب زدهايم. بنابراين نبايد خاطرهنويسي را براي تاريخنگاري بنويسيم، بلكه آن را بايد براي تعالي فرهنگ بنويسيم كه مطمئناً موضوع اول را هم به همراه خود ميآورد. نشست تخصصي جايگاه خاطرات دفاع مقدس در چشمانداز فرهنگي – اجتماعي و عرصههاي تمدنساز اسلامي كه با حضور هدايتالله بهبودي، محمدرضا كائيني، اميرشهريار امينيان، نصرتالله صمدزاده و اصحاب رسانه به ميزباني خبرگزاري فارس برگزار شد از ايجاد نهضت خاطرهنويسي پس از انقلاب و نقش گسترده مردم در آن سخن به ميان آمد.
صمدزاده در نشست تخصصي جايگاه خاطرات دفاع مقدس در چشمانداز فرهنگي– اجتماعي به اين اشاره كرد كه انتظار ما از هنر و ادبيات همانند انتظارمان از تاريخ نيست. بدين معني كه تا يك دورهاي، اينگونه برداشت ميشد كه ما خاطرات را توليد ميكنيم، چاپ ميكنيم تا آيندگان بدانند كه در قديم چه اتفاقي افتاده است، اما از يك زمان به بعد، خاطرهنويسي بار اجتماعي به دوش گرفت كه بسيار مهم بود. براي مثال كتاب «دا» يكي از كتابهايي بود كه باعث ايجاد تحول اجتماعي و تسري در اين حوزه شد. همين كتاب باعث شد تا بتوانيم به سمت اجتماعي شدن خاطره پيش برويم. تا پيش از اين، كمتر به سراغ زنان رزمنده، رزمندگان عادي جنگ و كساني كه به صورت كلي بدنه اجتماعي جنگ را تشكيل ميدادند، رفته بوديم. اكنون به غير از انتظار بيان تاريخ از يك خاطره، انتظار ايجاد شرايط خاص اجتماعي نيز داريم. در همين كتاب، آنچه بارز بود، معرفي يك شخصيت اجتماعي و اتفاقات پيرامون او بود.
خاطرهنويسي مهمترين حيثيت فرهنگي كشور پس از انقلاب استهدايتالله بهبودي نويسنده و تاريخنگار نيز در بخش ديگري از اين نشست گفت: براي برونداد دو واقعه مهم يعني پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، به هيچ چيز به جز خاطرات متوسل نشدهايم كه بينظير است. من از اين موضوع به عنوان نهضت خاطرهنويسي ياد ميكنم كه پس از انقلاب به وجود آمد و مردم نقش گستردهاي در آن داشتند؛ چراكه مايل بودند در مورد چيزي كه خودشان به دست آوردند، خودشان حرف بزنند. در اين جلسه، هدايتالله بهبودي ضمن اشاره به اينكه پرداخت هزينه براي جمعآوري خاطرات دفاع مقدس كار بيهودهاي نيست، گفت: هيچ وقت بانك مركزي از خريد و انباشت طلا خسته نميشود و در زمينه خاطراتنويسي و جمعآوري آن نيز چنين است و ما بهدرستي از اين موضوع بهرهمند شديم و به توليد خاطرات پرداختيم. اما آنچه مهم است و بايد مورد ارزيابي قرار گيرد، نحوه استفاده از اين توليدات و ضريب نفوذ آن است. قطعاً هزينه كردن براي خاطرات و جمعآوري آن، امري ضروري و بديهي است و همه بايد از اين گنجينه ارزشمند محافظت كنند.
هدايتالله بهبودي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن پاسخ به اين سؤال كه آيا در منابع، به درستي به آرشيو خاطرات مراجعه ميشود يا خير؟ گفت: خاطرات پس از انقلاب يكي از مهمترين حيثيتهاي فرهنگي كشور است. علاوه بر اين، خاطره نرمترين و مردمپسندترين بخش تاريخ است كه با جامعه تماس دارد. خاطره به عنوان يكي از مصالح سازنده تاريخ، آشتي با جامعه است و بيش از پيش بايد از آن استفاده نمود. در حقيقت مردم استقبال بيشتري از كتاب خاطرات به نسبت يك كتاب قطور تاريخي انجام ميدهند. اگر خاطره بتواند بخشي از حافظه تاريخي ما را بسازد، پس بايد به بهترين نحو از آن استفاده كنيم.
وي در بخش پاياني اظهارات خود نيز عنوان داشت: خاطرهنويسي يكي از ارزشمندترين اتفاقات ادبي در كشور بوده است كه با وجود بزرگنماييها باز هم مورد اعتماد است. به نظرم خاطرهگويي و خاطرهنويسي امري ممدوح است و حيف است كه به خاطر بعضي اشكالات منزلت آن را پايين بياوريم. اين پديده فرهنگي ميتواند با قرار گرفتن در فرآيند درست خود، توليد مؤثر در جامعه داشته باشد. بايد توجه داشت كه خاطره مهمترين بخش حيثيت فرهنگي ما پس از انقلاب اسلامي بوده است و به همين دليل مراكز خاطرهنگاري در خارج از كشور، شروع به خاطرهنگاري و سرمايهگذاري در اين بخش كردهاند.
هنوز موج درستي در تاريخنگاري انقلاب شكل نگرفته استدر بخش ديگري از اين نشست محمدرضا كائيني به جايگاه تاريخ شفاهي در مستندات تاريخنگاري اشاره كرد و گفت: تاريخ شفاهي از اين نظر در رتبه اول قرار نميگيرد و اسناد مكتوب و تصاوير مقدمتر از آن هستند اما در عين حال در بازنمايي حقيقت موفق عمل ميكنند در حالي كه احتمال خطا در آنها وجود دارد. به نظر ميرسد كه اول بايد به اسناد مكتوب و تصويري رجوع نمود اما در همه وقايع تاريخي اسناد مكتوب يا تصوير وجود ندارد و راهي به جز روايت افراد مختلف از آن وجود نخواهد داشت. اينجاست كه تاريخ شفاهي به كمك ما ميآيد و نقشآفرين ميشود.
كائيني به نحوه بهرهبرداري از اين خاطرات شفاهي پرداخت و بيان داشت: براي بهرهبرداري از اين گنجينه بايد يك شيوه اصولي را براي فهميدن درست بودن يا غلط بودن اطلاعات بشناسيم. به نظرم همان شيوهاي كه اصوليون براي اخبار و نقل قولها در گذشته به كار ميبردند، كمككننده است. در حقيقت علم اصول علم بررسي و نتيجهگيري از معقولات است كه در عرصه تاريخي ميتواند كمككننده باشد. اين تاريخنگار و پژوهشگر درباره تأثير شفاهيات در تاريخنگاري انقلاب گفت: من فكر ميكنم كه هنوز موج درستي در تاريخنگاري انقلاب شكل نگرفته است كه بتوانيم به درستي از شفاهيات استفاده كنيم. البته من منكر كارهاي تعدادي از محققان نميشوم اما واقعيت اين است كه تاريخنگاري درست و شايستهاي تاكنون انجام ندادهايم. اكنون با نسلي مواجه هستيم كه انقلاب و دفاع مقدس را نديده است. بنابراين بايد كار را به گونهاي تنظيم كنيم كه برونداد آن شكلگيري جريان درستي مبتني بر تاريخنگاري انقلاب باشد.
خاطرات دفاع مقدس مهمترين دستمايه كشف سبك زندگي امير شهريار امينيان ديگر سخنران اين جلسه بود. او در بخش اول صحبتهاي خود گفت: اساساً در عرصه تمدني، نقش خاطرات يك نقش بيبديل است و يكي از مهمترين دلايل براي اين موضوع، ضريب نفوذ بالاي آن در جامعه است. بايد توجه داشت كه آخرين حلقهاي كه تمدن آفرين ميشود، جامعه است؛ چراكه تحول حاصل همترازي و گرهخوردن اتفاقات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... است.
وي ادامه داد: سبك زندگي به عنوان يكي از نرمافزارهاي تحولساز باعث ايجاد تعادل و همترازي در عناصر مختلف شده است و از اين منظر موضوع خاطرات دفاع مقدس با فاصله از خاطراتي كه در بستر عمومي انقلاب است، حاوي آموزهها در راستاي انتقال شيوه زندگي است. اين خاطرات اگرچه ميتوانند خودنوشت يا ديگر نوشت باشند اما در نوع خود ميتوانند جامعه را نسبت به رفتارهايي كه خودشان در يك برهه زماني تجربه كردهاند، هوشيار كنند. هر چه قدر اين خاطرات ضريب نفوذ بالاتري داشته باشد، بيشتر ميتواند جامعه را به سمت موضوعات مهم هدايت كند. از اين منظر، خاطرات دفاع مقدس از جايگاه ويژهاي به نسبت ديگر تجربيات برخوردار هستند. در اين خاطرات، نگرشها و تجربيات فردي از اهميت بالاتري برخوردار بوده كه بسيار مفيد است.