کد خبر: 869681
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۲
3 پايه مهم در تكرار اشتباهات را بشناسيم
چرا ما اشتباهات خود را بازتكرار مي‌كنيم؟ چرا چالش‌هاي يك نسل در نسل بعدي هم ديده مي‌شود؟ اصطلاحي به نام «اختراع دوباره چرخ» وجود دارد و به وضعيتي اشاره دارد كه در آن وضعيت دوباره كاري‌ها زياد مي‌شود.
 آيدين تبريزي

چرا ما اشتباهات خود را بازتكرار مي‌كنيم؟ چرا چالش‌هاي يك نسل در نسل بعدي هم ديده مي‌شود؟ اصطلاحي به نام «اختراع دوباره چرخ» وجود دارد و به وضعيتي اشاره دارد كه در آن وضعيت دوباره كاري‌ها زياد مي‌شود. يعني آدم‌ها دوباره از نقطه صفر شروع مي‌كنند اما چرا در ما تمايل به آغاز از نقطه صفر وجود دارد؟ اين اتفاق به ويژه در ساحت‌هاي سياسي و اجتماعي تبعات ويرانگري به دنبال دارد. فرض كنيد وزير بعدي تمام پروژه‌ها و طرح‌هاي وزير قبلي را كنار مي‌گذارد يا همه آنها را يك اشتباه مي‌داند يا مدير جديد چنين رفتاري با مديريت قبلي دارد. فرض كنيد كسي بنايي دارد مي‌سازد. يك تيم تا بخشي از ديوار را كار مي‌كنند اما وقتي تيم بعدي مي‌آيند به جاي آن كه ديوار را ادامه دهند مي‌گويند ديوار از اول بايد ساخته شود چون ديوار كج است. آنها شروع به كار مي‌كنند و ديوار را تا جايي پيش مي‌برند و بعد از مدتي كنار مي‌روند يا كنار گذاشته مي‌شوند تا تيم بعدي بيايند اما آنها هم رفتاري مشابه را از سر مي‌گيرند و دوباره ساخته‌هاي تيم پيشين به دلايل مختلف كنار گذاشته مي‌شود. در چنين وضعيتي فكر مي‌كنيد كه سرمايه‌هاي يك كشور به كجا ختم مي‌شود؟ زمان‌ها، توان‌ها و انرژي‌ها چه سمت و سويي به خود مي‌گيرند؟ در زير به سه عامل مهم در تكرار اشتباهات اشاره مي‌شود.
    
 1) وقتي آزمون و خطاهاي قبلي‌ها هيچ شمرده مي‌شود
ما اشتباهات خود را تكرار مي‌كنيم چون تجربيات ما به يكديگر و مديران بعدي منتقل نمي‌شود. شما زماني مي‌توانيد از دايره آزمون و خطاهاي زياد بيرون بياييد كه از آزمون‌ها و آزموده‌ها و خطاهاي ديگران آگاه باشيد تا دوباره آنها را بازتكرار نكنيد. مثل اين مي‌ماند كه خودرويي جلوي شما حركت مي‌كند و با توجه به تغيير مسيرهاي خودروي پيش‌رو شما متوجه مي‌شويد كه چاله‌ها و حفره‌هاي مسير كجاست، بنابراين از آن الگو تبعيت مي‌كنيد تا در آن حفره‌ها و چاله‌ها نيفتيد يا اينكه خودروي پيش‌رو شما را نسبت به نقشه حفره‌ها و چالش‌ها آگاه مي‌كند، بنابراين شما از تكرار اشتباهات مصون مي‌مانيد اما اگر اين اتفاق نيفتد چه؟ اگر بين خودروي پيش‌رو و خودرويي كه به دنبال او حركت مي‌كنيد ارتباطي نباشد چه؟ اگر خودروي دوم حس كند كه تغيير مسيرهاي خودروي پيش‌رو براي خودش است و نبايد اعتنايي به آن تغييرها نشان داد چه؟ واقعيت آن است كه اگر بين نسل‌هاي جلوتر و عقب‌تر ارتباطي در اين باره وجود نداشته باشد مثلاً مديران جوان و جديد مديران قلبي خود را باور نداشته باشند يا مديران پيشين نخواهند يا نتوانند تجربيات و ماحصل آزمون و خطاهاي خود را در اختيار نسل جوان‌تر بگذارند يا از آن سو مثلاً در يك خانواده فرزندان كه به دنباله پدر و مادر آمده‌اند اعتنايي به ديدگاه‌ها، هشدارها و نظرات والدين خود نداشته باشند در آن صورت احتمال اينكه نسل بعد هم در همان مسير بسته آزمون و خطاها گرفتار شود بسيار بالا خواهد بود، بنابراين مهم است كه فضاي فرهنگي‌اي در جامعه و خانواده‌ها شكل بگيرد كه نسل جوان‌تر احساس نكند هر آنچه در گذشته روي داده و هر آنچه پدران، مادران و مديران پيشين انجام داده‌اند همه دورريز و پسماند است كه در اولين فرصت مثل اشيايي به دردنخور و مندرس بايد به دور انداخت و از شر آنها خلاص شد.
 
 2)اشتباهات ما ويرانگر است چون تفويض بلد نيستيم
ما اشتباهات خود را تكرار مي‌كنيم و گاه در دايره بسته و چرخه باطل اشتباه‌هايمان دور مي‌زنيم چون كار تيمي ما ضعيف است. يك مدير در هر سطحي كه باشد از مدير يك خانواده تا مديران مياني و بالادستي اين قدرت را بايد داشته باشد كه فعاليت‌ها و امور مرتبط را تفويض كند. حال فرض كنيد مديري اصرار داشته باشد صفر تا صد كارها را خودش انجام دهد، آيا ميزان خطاهاي او افزايش پيدا نخواهد كرد؟ آيا به مرور زمان فرسوده نخواهد شد؟ ما گاهي به خاطر ضعف‌هاي شخصيتي مان مي‌خواهيم همزمان مدير، معاون و معاونِ معاون خود هم باشيم در حالي كه نمي‌شود آدم هم مدير باشد و هم معاون و هم معاونِ معاون خود هم باشد و اصرار به اين رفتار باعث مي‌شود كه عملاً از مسير سالم تصميم‌گيري‌ها بيرون رويم. اين يك واقعيت است كه ما همزمان نمي‌توانيم صفر تا صد كارها را با هم انجام دهيم، اين كار نه تنها هيچ افتخاري ندارد ، بلكه باعث مي‌شود از تمركز ما به ميزان زيادي كاسته شود و بيشتر در معرض اشتباهات مهلك قرار بگيريم.
 
 3)صفر و صدي و سياه و سفيد مي‌بينيم
ما در چرخه اشتباهات طولاني قرار مي‌گيريم به خاطر اينكه گاه پديده‌هاي پيراموني خود را صفر و صدي يا سياه و سفيد و مغرضانه مي‌بينيم، در حالي كه زندگي ما سياه و سفيد نيست. اين نگاه به ويژه در ساحت‌هاي سياسي بسيار برجسته است. فلان مدير چون ديدگاه‌هايش نزديك به فلان جريان سياسي است و در جناح ما قرار نمي‌گيرد، همه كارهاي او بايد سياه جلوه داده شود، همچنان كه اگر فلان مدير در جناح ماست و ديدگاه‌هايش به جريان سياسي ما نزديك است سعي مي‌شود نقاط ضعف او پوشانده يا حتي نقاط ضعف او به عنوان نقاط قوت به خورد مخاطب داده شود.
حال در نظر بگيريد كه ما وقتي به دنياي اطراف خود نگاه صفر و صدي داريم در آن صورت چه خطاهاي عجيبي كه از ما سر نخواهد زد. مهم‌ترين خطا در اين باره تحريف‌شناختي و داوري‌هاي غير واقع بينانه و غيرمنصفانه است. من در مقام يك فرد چه در حوزه‌اي كوچك يا چه در گستره‌اي بزرگ مديريت كنم هر اندازه كه بتوانم داوري و قضاوت‌هاي واقع بينانه و منصفانه‌تري داشته باشم اين داوري‌هاي منصفانه به حيطه و عملكرد كاري من هم كشيده خواهد شد و آثار مثبت و سازنده خود را بر جاي خواهد گذاشت اما اگر في‌المثل من تابع يك نگاه صفر و صدي هستم در آن صورت گرفتار تنگ‌نظري خواهم شد. ممكن است يك نيروي انساني را صرفاً به خاطر آن كه ديدگاه هايش در جايي با من متفاوت است، به طور كامل كنار بگذارم، در حالي كه آن نيروي انساني توانمندي‌ها، ظرافت‌ها و مهارت‌هايي دارد كه مي‌تواند مجموعه مرا چند گام رو به جلو ببرد. حال تصور كنيد كه همين اشتباه منشأ چه خطاهاي ديگري هم مي‌تواند باشد.
 
  مشت نمونه خروار نيست
ما به هر ميزان كه همه جوانب انسان‌ها و ظرفيت‌هاي آنها را در نظر بياوريم در تصميم‌گيري‌ها بهتر عمل خواهيم كرد. اگر اين ضرب‌المثل كه «مشت نمونه خروار است» درباره يك بار كاميون هندوانه صادق باشد اما درباره انسان با همه پيچيدگي‌هاي وجودش صادق نخواهد بود. انسان‌ها روز خوب و روز بد، ساعت‌هاي خوب و ساعت‌هاي بد، سال‌هاي خوب و سال‌هاي بد دارند و ما ناگزيريم به افراد فرصت بدهيم، همچنان كه دوست داريم به ما هم فرصت داده شود و در مقام توجيه مي‌گوييم مثلاً آن ساعت يا‌ آن روز يا آن سال حال من خوش نبود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها