
فرزين ماندگار
متصدي گروه دولتي هنر و تجربه در حالي درباره ريزش مخاطب سينما سخن گفته كه خود وي مروج سينماي مخاطب خاص در كشور است؛ سينمايي كه مدعي است وجه هنري دارد و ارزشمندتر از سينمايي است كه با مخاطب عام ارتباط برقرار ميكند.
حسين علمالهدي ميگويد، براي حل مشكلاتي مانند كاهش مخاطب سينما بايد كميته راه انداخت، ظاهراً او بدش نميآيد اين كميته در دل گروه سينمايي هنر و تجربه تشكيل شود و از بابت آن بودجه ديگري نيز عايد اين گروه شود. فربه كردن گروه هنر و تجربه كاري است كه رئيس اين گروه دولتي و شركا از ابتداي آغاز به كار آن تاكنون به واسطه اهرمي چون تبليغات به طور دائم به آن دامن زدهاند.
گروه سينمايي هنر و تجربه كه به دليل ديدگاهي انحرافي از سينما به وجود آمده و نگاهش به سينماي مخاطب خاص است مدتهاست به دليل همان ديدگاه غلط دچار كسادي در گيشه شده و تقريباً مخاطبي براي اكران فيلمهاي اين گروه وجود ندارد، همين مسئله باعث شده متصدي اين گروه دولتي از تشكيل كميته براي بحران مخاطب در سينما سخن بگويد، البته علمالهدي مشكل مخاطب را متوجه كل سينماي ايران ميداند ولي جالب است كه وي به عنوان مديري كه مروج سينماي مخاطب خاص است، نسبت به اين مسئله هشدار ميدهد. شايد متصدي گروه دولتي هنر و تجربه قصد دارد براي جذب بودجه بيشتر براي اين گروه سينمايي شكستخورده بهانه تازهاي بتراشد. احتمالاً بايد به مانند گروه متبوع ايشان، بودجه سالانهاي را هم صرف اين كميته كرد و حق جلساتي ميان اعضاي كميته توزيع شود و بولتن و كتابچه براي كميته منتشر كرد و كارمنداني را هم برايش استخدام كرد تا مشكل كاهش مخاطب حل شود. متصدي گروه دولتي هنر و تجربه كه با صرف بودجههاي ميلياردي هم نتوانست مخاطب به سالنهايش بياورد، گفته است: «نياز است كميتهاي تشكيل شود كه از كاهش جدي مخاطب سينماها جلوگيري شود.»
فارغ از آنكه دو دهه است دوران كميته و كميتهها -گويا نامبرده به آن بسيار علاقه دارند-گذشته، اينكه فردي كه با خرج كلي بودجه نتوانسته مخاطبي مياني براي محصولات گروهش دست و پا كند به ارائه راهكار براي سينماي ايران دست ميزند، جاي شگفتي دارد. سينماي ايران از دهه 60 و با مديريت افرادي چون فخرالدين انوار و محمد بهشتي دچار تفكر سينماي مخاطب خاص شد و اين تفكر تا همين حالا و با تأسيس گروه سينمايي هنر و تجربه در حال ترويج است.