کد خبر: 868857
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
مردي كه متهم است پس از قتل زن جوان جسدش را سوزانده‌است، جزئيات حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، متهم مرد 33 ساله‌اي است كه روز جمعه‌27 مردادماه امسال، زن جواني را به خانه‌اش در شهر انديشه دعوت كرده و به قتل رساند. وي صبح ديروز در حالي كه گريه مي‌كرد از سوي قاضي سهرابي، بازپرس شعبه نهم دادسراي امور جنايي تهران مورد بازجويي قرار گرفت.
خودت را معرفي كن‌؟
مجتبي هستم 33 سال دارم.
چقدر درس خواندي‌؟
ديپلم برق دارم.
متأهلي ؟
بله. يك پسر سه‌ماهه دارم.
با همسرت اختلاف داري‌؟
نه. همسرم، دختر دايي‌ام است و ما عاشق هم هستيم.
روز حادثه خانواده‌ات كجا بودند‌؟
چند روز قبل پدر‌زنم به تهران آمد و همسر و فرزندم را به شهرستان برد. قرار بود چند روز بعد من هم بروم كه اين اتفاق افتاد.
چرا شهرستان نرفتي‌؟
من در يك شركت كار مي‌كنم. محل كارم خيلي سخت مرخصي مي‌دهند، به همين دليل من نرفتم، اما قصد داشتم هفته بعد بروم.
چطور با مقتول آشنا شدي‌؟
پنج‌ماه قبل یک  راننده تاكسي شماره تلفن مقتول را به من داد. همان روز با مقتول تماس گرفتم كه او از من خواست مزاحمش نشوم و من هم ديگر با او تماس نگرفتم تا اينكه مدتي بعد او با من تماس گرفت و درباره تماس قبلي‌ام سؤال كرد كه همين موضوع باعث ارتباط تلفني بعدي ما شد.
چرا او را به خانه‌ات دعوت كردي‌؟
وقتي همسرم به شهرستان رفت، شيطان مرا وسوسه كرد و با مقتول تماس گرفتم و او را به خانه‌ام دعوت كردم. روز حادثه پشيمان شدم، اما وقتي تماس گرفتم، گفت كه در نزديكي خانه‌ام است و وارد خانه من شد.
در خانه‌ات با او ارتباط داشتي‌؟
نه. من اصلاً دست به او نزدم. باور كنيد پشيمان شدم و هيچ ارتباطي با او برقرار نكردم.
پس چرا او را به قتل رساندي‌؟
او مرا داخل خانه‌ام گروگان گرفته بود.
چطوري‌؟
از او خواستم خانه‌ام را ترك كند، اما او درخواست 300 هزار تومان پول كرد. من 150 هزار تومان بيشتر نداشتم و به او دادم، اما مقتول قبول نكرد و تهديد كرد با داد و فرياد همسايه‌ها را خبر‌دار مي‌كند. وقتي شروع به داد و فرياد كرد، دهانش را گرفتم كه انگشتم را گاز گرفت. با دست ديگرم دهانش را فشار دادم كه از هوش رفت و روي زمين افتاد.
بعد چه شد‌؟
خيلي ترسيده بودم. به صورتش آب پاشيدم، اما بيدار نشد و فهميدم كه فوت كرده است. به پاركينگ رفتم، ساعتي گريه كردم و بعد به خاطر اينكه جسد را به بيرون منتقل كنم، ساكي از بازار به مبلغ 40 هزار تومان خريدم و به خانه برگشتم. داخل ساك جا نشد كه مثله كردم.
چرا آتش زدي‌؟
فقط مي‌خواستم ردي از خودم به‌جاي نگذارم.
عذاب وجدان نداشتي‌؟
آنقدر عذاب وجدان داشتم كه هر شب كابوس مي‌ديدم و در اين مدت يك‌ساعت هم خواب راحت نداشتم.
پس از حادثه با همسرت حرف نزدي‌؟
من هر شب با همسرم تلفني حرف مي‌زدم. او متوجه رفتارهاي من شده بود و مدام علتش را سؤال مي‌كرد، اما واقعيتش را نگفتم.
حرف آخر‌؟
من پشيمان هستم و مي‌دانم كه اشتباه بزرگي انجام دادم. من قصد قتل نداشتم و فقط مي‌خواستم آبرويم پيش همسرم و همسايه‌ها نرود كه دهان او را گرفتم و بعد هم كه ديگر نفهميدم چه كار كردم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار