
كسري محمديان
جلوي آينه ايستاده بود و در حالتهاي مختلف با گوشي موبايل از خودش عكس ميانداخت. بعد از گذشت مدتي، گوشي موبايل را به كناري گذاشت و چشم و ابروي خود را برانداز كرد. بعد از چشم و ابرو رفت سراغ بيني و گونه و لب و خلاصه با كمي مكث، به اين نتيجه رسيد كه قيافه بدي ندارد. ولي اگر بيني و گونه و چانه را هم به دست يك جراح زيبايي بسپارد بهتر هم ميشود. اين كار را هم كرد ولي زيباتر كه نشد هيچ، يك قيافه عجيب بين دختر و پسر پيدا كرده بود. چهره دختري را تصور كنيد كه ريش هم دارد. ولي خودش اين حس را اصلاً نداشت و معتقد بود خيلي جذابتر از قبل شده است! كلاً اين آدم در طول زندگي بيست و چند سالهاش، آدم خودشيفتهاي بود و هميشه تصور ميكرد چهره بسيار جذاب و گيرايي دارد و همه برايش ميميرند. در حالي كه اين توهمي بيش نبود. اين خودشيفتگي و توهم جذاب بودن، به كمك شبكه اجتماعي اينستاگرام، شكل ديگري به خود گرفته است. با عكسهاي هر روزه و هر ساعتي كه از خود با ژستهاي مختلف در صفحه اينستاگرام ميگذارد اكنون به يكي از شاخهاي اينستا تبديل شده است. بله «شاخ اينستا» واژهاي جديدي كه چند وقتي است با حضور گسترده فيسبوك و بعد از آن اينستاگرام در بين جوانان ما بسيار رواج پيدا كرده و به يك اصطلاح عادي تبديل شده است، مثل بقيه اصطلاحات و واژههاي عجيبي كه از زبان نسل جديد به كرات ميشنويم. اين آقاي خودشيفته در طول كمتر از دو روز چنان اينستاگرام را به قول جوانها تركاند كه ناگفتني است. تصور كنيد پسري كه هيچ نكته قابل توجهي ندارد و هيچ دليل خاصي هم براي شهرت ندارد. يك شبه ره صدساله را طي نموده و چيزي حدود 20K فالوور دارد. اين رقم فقط ميتواند مختص يك سوپراستار يا شخصيت مهم سياسي يا فرهنگي باشد نه يك آدم معمولي بدون هيچ ويژگي خاص!
ولي چرا اين دست از آدمها كه فقط تصور ميكنند جذاب هستند و به زبان سادهتر توهمزده هستند، در شبكههاي اجتماعي اين همه طرفدار دارند. آيا پولدار بودن و عكسهاي زيبا كنار خودروهاي آنچناني در يك ويلاي آنچنانيتر و در كنار افراد به تصور خودشان زيبا دليل اين همه طرفدار داشتن است؟ يا اينكه اين افراد واقعاً دچار توهم هستند؟! يا مقصر خيل آناني هستند كه اينگونه آدمها را شاخ ميكنند؟
خودشيفتگي يا توهم؟
خودشيفته به انساني گفته ميشود كه صرفاً به خويشتن ميانديشد و به قول يكي از روانشناسان «تمام نيروي رواني وي به خودش معطوف است». واژه خودشيفته در واقع ريشه در يك حكايت يوناني دارد. ريشه واژه خودشيفتگي و خودكامي به اسطوره يوناني كه «نارسيوس» بود، برميگردد. نارسيوس، مرد جوان خوشسيمايي بود كه بسيار مجذوب خودش شد، به نحوي كه كنار آب مينشست و ارتباطي با كسي نداشت. سرانجام عاشق عكس در آب شد و پنداشت كه حوري بهشتي است. بنابراين كوشيد كه او را بگيرد ولي چون كامياب نشد، مأيوس گرديد و در پايان از اين اندوه جان سپرد. خودشيفتگي نوعي اختلال هيجاني اغراقآميز است. مبتلايان به اين اختلال، با سايرين همدل نيستند، ولي نياز دارند پياپي از سوي آنان مورد تمجيد واقع شوند. افراد خودشيفته بسيار به خود مشغول
هستند به نحوي كه گويا در ذهن خود مرتب از خود سلفي ميگيرند. قطعاً همه ما در طول زندگي خود، به افرادي برخوردهايم كه خود را بسيار قبول داشته و هرگز گوش شنوايي هم براي شنيدن انتقادي نسبت به خود ندارند. اين افراد در بسياري از مواقع شوخطبع و خوشمشرب هستند. دوست دارند در كانون توجه باشند و همه آنها را تحسين و تمجيد كنند. طبق مطالعات انجام شده، اين اختلال رواني و شخصيتي بيشتر در آقايان و در سنين نوجواني و جواني است. اما در روزگار فعلي، زنان و دختران خودشيفته هم كم نيستند! افراد خودشيفته در تمام مكالماتشان از كلمه من استفاده ميكنند.« من بيشتر و بهتر ميدانم. نظرات و عقايد من مهم است. همه بايد به حرفهاي من گوش دهند.» افراد خودشيفته در واقع دچار توهم هستند. توهم نه از جهت اختلالات رواني مثل پارانوئيد و اسكيزوفرني و غيره. اين توهم از آن دست اختلالات رفتاري است كه فقط به افرادي كه در واقع اعتماد به نفس ندارند و در برقراري ارتباط با ديگران دچار مشكل هستند و درگير حس ديده شدن و به همگان اين را فهماندن كه من هستم، دست ميدهد.
شبكههاي اجتماعي بستري براي تجلي خودشيفتگي
همه افراد به داشتن روابط اجتماعي بسيار نيازمند هستند. در واقع زندگي انسان در گرو همين ارتباطات اجتماعي است. شبكههاي اجتماعي بستر تعاملات اجتماعي را براي همگان بسيار راحت و آسان كرده است. هر روز بيش از 80 ميليون عكس جديد روي اينستاگرام به اشتراك گذاشته ميشود، روزي 5/3 ميليارد بار مطالب دوستان و اطرافيان خود را لايك ميكنيم و بيش از 5/1 ميليارد نفر معادل يك پنجم ساكنان كره زمين جزئيات زندگي شخصي خود را روي فيسبوك منتشر ميكنند. شبكههاي اجتماعي به نوعي بستر خودشيفتگي را براي كاربران فراهم كرده است و به اين نياز مردم پاسخ ميدهد. افراد در اين شبكهها به راحتي و بدون هيچ محدوديتي، با انتشار تصاوير و فيلمها از زندگي خصوصي، بخشي از نياز ديده شدن خود را برطرف ميكنند.
با مطالعات انجام شده اين مسئله مشخص شده است كه ميان ابتلا به اختلال شخصيتي خودشيفتگي و فعاليت گسترده در شبكههاي اجتماعي رابطه مستقيم وجود دارد. رفتارهايي مانند تلاش براي جذب تعداد بيشتر لايك، انتشار بخشهاي بيشتري از زندگي شخصي، تلاش براي جذب بيشتر دنبالكنندگان آنلاين در صفحات اجتماعي و انتشار تصاوير شخصي با جوانب مثبت و قابل توجه از جمله مواردي است كه ميتواند نشاندهنده بروز خودشيفتگي باشد. شبكه اجتماعي اينستاگرام، اين ظرفيت را دارد كه افراد خودشيفته را يك شبه به شاخ اينستا تبديل كند و طرفداراني را به گرد اين افراد جمع ميكند كه بدون هيچگونه شناختي از شخصيت واقعي اين آدمها فقط او را تعريف و تمجيد ميكنند.
نوجوان و جوان ما در خطر خودشيفتگي
سن نوجواني و جواني سن بسيار حساسي براي ايجاد اختلالات شخصيتي است. نوجوانان و جوانان آسيبپذيرترين قشر جامعه در مقابل خودشيفتگي هستند و از آنجايي كه اين افراد بزرگترين گروه مخاطبان شبكههاي اجتماعي را تشكيل ميدهند، اين احتمال وجود دارد كه بيش از هر زمان ديگري درگير اين اختلال شخصيتي شوند و تأثيرات منفي شبكههاي اجتماعي را بپذيرند. افرادي كه در گروه سني 17 تا 21 سال به سر ميبرند در سطح حداقل نوعي خودشيفتگي هستند تا بتوانند موقعيت اجتماعي خود را در جامعه پيدا كنند و از اين طريق بتوانند به صورت مستقل ارتباطات اجتماعي برقرار كنند. تجربه آنها در اين فرايند ميتواند مزاياي فراواني را به همراه داشته باشد ولي اگر دقت كافي در اين زمينه صورت نگيرد، حضور پررنگ در شبكههاي اجتماعي ميتواند به گسترده شدن هر چه بيشتر خودشيفتگي ميان اين گروه از افراد دامن بزند.
با كمي دقت در رفتار نوجوان و جوان خود در شبكههاي اجتماعي متوجه ميشويم كه چه دقت و وسواسي براي گرفتن عكس سلفي از خود نشان ميدهند كه اين عكس حتماً بايد در لوكيشن خوب و در حالت و ژست خوب گرفته شود. اين مسئله را ميتوان به عنوان يك فشار مجازي بر جوانان تلقي كرد. متأسفانه بايد گفت اين فشار شروع ابتلا فرزندانمان به بيماري خودشيفتگي است.