
محمدصادق عابديني
انتخاب سيدعباس صالحي به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت دوازدهم، با استقبال اهالي فرهنگ و هنر روبهرو شده است. محسن مؤمني شريف، رئيس حوزه هنري از جمله مديراني است كه از اين انتصاب ابراز رضايت كرده است. رئيس حوزه هنري در پيام تبريكي كه براي عباس صالحي منتشر كرده است، درباره وزير ارشاد مينويسد: برخورداري جنابعالي از جايگاه ارزشمند علمي و فرهنگي، همچنين بهرهمندي از تعهد، تخصص و تجربۀ ارزشمند در عرصۀ مديريت فرهنگي، و نيز اتكاي شما به تفكر فرهنگي و بي اعتنايي به حواشي سياسي، موجبات شادماني و اميدواري اهالي فرهنگ و هنر را فراهم آورده و افقي روشن را پيش روي فعالان اين عرصه پديدار كرده است.
به نظر ميرسد انتخاب وزير جديد ارشاد ميتواند زمينه مناسبي را براي همكاري ميان نهادهاي فرهنگ و وزارت ارشاد را فراهم كند. با آنكه از نظر قانون، وزارت ارشاد مسئوليت كليه امور فرهنگي و هنري را برعهده دارد، اما در عمل شاهد آن هستيم كه بخش عمده امور فرهنگي و هنري در جايي خارج از وزارت ارشاد سامان گرفته و به انجام ميرسد و وزارتخانه تنها نقش ناظر را در اين بين بر عهده دارد. از اين رو حركت وزير ارشاد براي تعامل با دستگاههاي فرهنگي ميتواند نقش وزارت ارشاد را در امور فرهنگي كشور پررنگ تر كرده و موجب همگرايي فرهنگي در ميان فعاليتهاي فرهنگي در كشور شود.
در طول سالهاي گذشته با آنكه همه وزراي ارشاد از وضعيت فرهنگي كشور و نقش نهادها و دستگاههاي غيردولتي را در سامان بخشيدن به عرصه فرهنگ ميدانستند، اما خواسته يا ناخواسته برخي از وزرا به جاي تعامل با نهادهاي غيردولتي، رفتاري را در پيش گرفته بودند كه عملاً همكاري با بخش دولتي براي نهادها، سخت و در بعضي مواقع غيرممكن ميشد.
سيدعباس صالحي به دليل مقبوليتي كه در ميان اهالي فرهنگ و هنر و به ويژه در ميان نهادهاي فرهنگي انقلابي دارد، ميتواند با در پيش گرفتن مسير تعامل سازنده ضمن حفظ استقلال و نقش نظارتي وزارت ارشاد، موجب نشاط و فعال تر شدن بيش از پيش فعاليتهاي فرهنگي در بخش غيردولتي شود.
براي نمونه وضعيت سينماي ايران به دليل توليد برخي از فيلمها كه با ارزشهاي جامعه همخواني ندارد، به سمتي سوق پيدا كرده كه از آن با عنوان انحطاط اخلاقي ياد ميشود. سازمان سينمايي در مديريت فعلي هم نتوانسته است، آن گونه كه شايسته نام سينماي ايران است، مديريت وضعيت سينما را در دست گيرد، حتي اين سازمان نميتواند وضعيت مسائلي چون وضعيت اكرانها را سامان ببخشد و امسال در نيمه دوم سال احتمالاً با سقوط فروش سينما روبهرو ميشويم. يا در بحث محتواي فيلمهاي اكران شده، شاهد آن هستيم كه فيلمهاي كمدي براي تضمين فروش به سمت شوخيهاي جنسي ميروند كه با فرهنگ جامعه ايراني همخواني ندارد.
به نظر ميرسد، وزير ارشاد ميتواند با تعاملي كه با نهادهاي انقلابي مانند حوزه هنري ايجاد ميكند، آنها را براي ساخت فيلمهاي فاخر همسو با ارزشهاي جامعه سوق دهد. ظرفيت خوبي كه برخي از نهادها مانند حوزه هنري در اختيار دارند ميتواند نقش تأثيرگذاري در تغيير شرايط سينما داشته باشد، به خصوص اينكه اين نهادها ميتوانند از گسترش ابتذال در محتواي فيلمها جلوگيري كنند. از بعد اقتصادي نيز نهادهاي فرهنگي بودجه مناسبي را دريافت ميكنند كه بعضا به دليل رفتارهاي جزيره، بخش قابلتوجهي از اين بودجه صرف فعاليتهاي موازي ميشود در صورتي كه وزير ارشاد ميتواند با درنظر گرفتن نقش و فعاليت هر كدام از اين نهادها، جلوي فعاليتهاي موازي را گرفته و در عوض بر همافزايي فعاليتها بيفزايد.
اهالي فرهنگ و هنر، سيدعباس صالحي را مردي از جنس فرهنگ ميدانند و اين امتياز بزرگي براي وزير جديد ارشاد است. وزير ميتواند با استفاده از همين امتياز از هم اكنون براي تقويت فرهنگ انقلابي و كمك براي توليد آثار همسو با آرمانها و اهداف انقلاب اسلامي برنامهريزي كند؛ اقدامي كه قطعاً از سوي نهادهايي مانند حوزه هنري با استقبال و همراهي روبهرو خواهد شد.