
«خطر محروميت بيخگوش باشگاهاي فوتبال ايران» اين تيتر كوتاه، گوياي واقعيتي تلخ است كه سالها سعي در پنهان آن شد. اما از آنجايي كه ماه پشت ابر نميماند، واقعيت حرفهاي نبودن باشگاههاي فوتبال ايران براي كنفدراسيون آسيا مشخص شدهاست. واقعيتي كه ميرود تا باشگاههاي زيادي را محروم كند كه اول صف آنها مثل هميشه پرسپوليس و استقلال هستند.
تاوان پنهان كاري
هفده سال از اولين باري كه واژه حرفهاي در كنار نام باشگاههاي ايراني قرار گرفت ميگذرد، اما پس از هفده سال نه فقط اين واژه نتوانست جايي در فوتبال ايران براي خود باز كند، كه پنهان كاري در اين راستا كار را به جايي كشاند كه حالا عدم حرفهاي بودن باشگاههاي ايران چنان در ذوق ميزند كه ديگر به هيچ ترفندي نميتوان اين واقعيت تلخ را از چشم AFC پنهان كرد و عن قريب است كه اهمال كاريها در اين راستا، به محروميت باشگاههاي ايران از حضور در ليگ قهرمانان آسيا بينجامد!
باطل شدن پروانه حرفهاي باشگاهها، يك بازي يا حتي تهديدي براي رسيدن به هدف مديران نيست. اين واقعيتي است كه البته بايد ميدانستيم دير يا زود يقه فوتبال باشگاهي ايران را ميگيرد، وقتي از حرفهاي شدن تنها يك واژه به كنار نام باشگاههايمان اضافه كردهايم، درست مثل فرهنگي شدن. در واقع خرج كردن از واژه و رديف كردن آنها در كنار هم سادهترين و بيهزينهترين كاري بوده كه طي سالهاي اخير براي فوتبال باشگاهي ايران انجام دادهايم. دست و دلبازي كه حالا بايد خود را آماده تاوان دادن آن باشيم.
همه مقصرند!
احتياجي به دنبال مقصرگشتن نيست. يقه يك شخص خاص را هم نميتوان گرفت. اين داستان نتيجه مجموعهاي از اشتباهات، اهمالكاريها و بيقانونيهايي است كه بيتوجهي به آن باعث شده تا كار به جاهاي باريك بكشد. اشتباهاتي كه مقصران آن يكي، دو نفر نيستند و همه آن كساني هستند كه وقتي بازرسان كنفدراسيون آسيا براي بازرسي به ايران ميآمدند، سعي در نشان دادن واقعيتي داشتند كه هرگز وجود خارجي هم نداشت. همه آنهايي كه فوتبال سراسر دولتي ايران را با كاغذبازيهاي بيسرو ته خصوصي نشان دادند، همه آنهايي كه چشم بر گرفتن حق پخش تلويزيوني باشگاهها بستند و اينطور وانمود كردند كه تيمهاي ايراني به حق خود از پخش تلويزيوني بازيها ميرسند. آنهايي كه گامي براي قانون كپي رايت، منع فروش لباسها ، كفشها ، كيفها و ساير اقلام باشگاهها در هر مغازهاي برنداشتند و چشم بر بارسنگين بدهيهايي كه بر دوش باشگاهها بود، بستند. آنهايي كه به بهانه دريافت سهميه، سعي در وارونه نشان دادن واقعيت داشتند و هرگز نيز به اين صرافت نيفتادند به جاي اين اهمال كاري ميشود، گامي در راستاي حرفهاي شدن واقعي اين باشگاهها برداشت. ميشود حق باشگاهها از پخش تلويزيوني بازيها را پرداخت كرد تا بار بدهيهاي هنگفتشان اندكي سبكتر شود و به حرفهاي شدن نزديك تر شوند.
حقي كه ضايع شده
مشكلات باشگاهها ميتوانست پيشتر از اينها حل شود. حداقل مشكلات مالي آنها اگر صدا و سيما بعد از سالها خوردن حق آنها، حاضر به پرداخت سهم تيمهاي فوتبال از پخش تلويزيوني بازيهاي آنها ميشد. صدا و سيمايي كه سالها به طور كاملاً مجاني بازيها را پوشش داده بود، هرگز زير بار پرداخت حق واقعي باشگاهها نرفت. حتي طي چند سال اخير كه اندكي سر كيسه را شل كرده و مبلغي را پرداخت كرده، نيز هرگز حق واقعي فوتبال را نداده است. درست مثل امسال كه همه جلساتي كه در اين راستا برگزار شد، حتي با حضور نمايندگان مجلس بينتيجه ماند تا پاي تشخيص مصلحت نظام نيز به ميان بيايد. البته گفته ميشود اين مسئله تا بيستم شهريور به سرانجام ميرسد، اما باتوجه به شواهد امر، بدون شك بازهم حق باشگاهها ضايع خواهد شد. باشگاههايي كه تا نهم شهريور بيشتر فرصت پرداخت بدهيهاي خود را ندارند و اين مسئله آنها را در آستانه محروميت از ليگ قهرمانان قراردادهاست. حال آنكه اگر تنها حق واقعي خود از پخش تلويزيوني بازيهايشان را ميگرفتند، شايد امروز كار به اينجا نميكشيد. حداقل نه به دليل مسائل مالي !
بايد حرفهاي شويم
بايد حرفهاي شويم اگر ميخواهيم باشگاهها و فوتبال ايران در آيندهاي خيلي زود از حضور در ميادين مختلف محروم نشوند. حرفهاي شدن قانون جهاني فوتبال است و همه باشگاهها مستلزم به اجراي آن هستند. اين مسئله به سود فوتبال ايران نيز هست. اگر تصميم بگيريم به جاي پنهان كاري و فريب دادن نمايندههاي AFC و FIFA گامي در راستاي حرفهاي شدن واقعي فوتبال باشگاهي ايران برداريم و دست از دادن شعارهاي توخالي برداريم. تصميمي كه طي هفده سال گذشته كمترين اقدامي در راستاي عملي شدن آن نشده تا امروز، دلهره لو رفتن واقعيت تلخ عدم حرفهاي بودن باشگاههاي فوتبال ايران و محروميت آن را داشته باشيم.