نام نبردن حسن روحاني از مرحوم هاشمي رفسنجاني همچنان مورد اعتراض اصلاحطلبان است. بعد از محمد هاشمي، اين بار روزنامه قانون اعتراض كرد و البته اعتراضش با توهين به رئيسجمهور همراه شد و روحاني را دچار توهم ناميد. روزنامه قانون مينويسد: «همه ميدانند كه روحاني بيشك مديون پشتيباني وكمكهايي است كه آيتالله هاشمي رفسنجاني به وي كرد و سبب شد مردم و ساير جريانهاي سياسي به حمايت از شيخ ديپلمات وارد عرصه شوند. اما گويي خاك، اين محبتهاي آيتالله را بسيار سرد و روحاني آنها را فراموش كرده است. فرضيه ديگر نيز آن است كه گويي روحاني مانند برخي، دچار توهم شده كه 24 ميليون رأي به دليل محبوبيت شخص اوست. به نظر، اين خيال سبب شده كه روحاني به خودمحوري برسد و حتي يادي نيز از بزرگان خود نكند. نمود اصلي اين نوع تفكر آقاي روحاني را در مراسم تنفيذ و تحليف مشاهده كرديم. روحاني كه مدام در برنامههاي تبليغاتياش ذكر هاشمي ميگفت، در اين دو مراسم از زمين و زمان تشكر كرد ولي ياد آن مرحوم نيفتاد.»
روشن است كه انتقاداتي به مراتب آرام تر از اين و خالي از هر گونه توهيني نسبت به روحاني، اگر در رسانههاي ارزشي و انقلابي باشد، اعتراض اصلاحطلبان و دولت را برمي انگيزد، اما اكنون در برابر اين بي ادبي ساكت نشستهاند.
مولاوردي همچنان در حسرت وزير زن
به نظر ميرسد اصلاحطلبان ديگر دريافتهاند كه لابيهاي پشت پرده به نتيجه نرسيده، در مجلس هم كه گويا رئيس مجلس نشدن عارف نشانه خوبي است براي آنكه نشان دهد در جلسات رأي اعتماد زورشان به نه گفتن به وزراي پيشنهادي دولت نميرسد، لاجرم فشارهايشان بر دولت روز به روز علنيتر ميشود. تيتر درشت! صفحه يك اعتماد روي عكس بزرگ شهيندخت مولاوردي، معاون امورزنان دولت اول روحاني نشان از يك اعتراض دارد: «نبودن وزير زن، درجا زدن است» مولاوردي همه تلاشهايش را براي جا دادن حتي يك وزير زن در دولت دوم روحاني انجام داده و حالا در پاسخ به اين سوال كه «فكر ميكنيد نبودن وزير زن در دولت دوازدهم، برگشت به عقب است؟» نااميدانه ميگويد: «در خوشبينانهترين حالت ادامه وضع موجود را در كابينه دوازدهم خواهيم داشت كه اسمش را درجازدن ميتوان گذاشت تا بازگشت به عقب.»
مولاوردي نبودن وزير زن در كابينه اول روحاني را همچنان توجيه ميكند، اما معتقد است در دولت جديد ديگر جايي براي اين توجيهات نيست: «اگر به شرايط بحراني و خاصي كه دولت يازدهم تحويل گرفت برگرديم، ميبينيم رئيسجمهور تصميم گرفت و مجبور به استفاده از افرادي در كابينه شد كه با كولهباري از تجربههاي وزارت و صدارت و استانداري بتوانند كشور را از اين مرحله عبور بدهند. شايد اين وضعيت در آن شرايط قابلدفاع باشد ولي الان ديگر از آن وضعيت گذشته خبري نيست و الحمدلله كشور به ثباتي نسبي در حوزه اقتصادي، سياست داخلي و خارجي رسيده است و به نظر ميرسد كه توجيهات و بهانههاي قبلي نيست و استفاده نكردن از ظرفيت زنان و جوانان ديگر قابل دفاع نيست.»
كواكبيان: رئيس مجلس فقط بايد سخنگو باشد
كواكبيان، نماينده تهران باز هم به لاريجاني انتقاداتي تند وارد كرد. او در بخشي از مصاحبه تفصيلياش با يك روزنامه اصلاحطلب ميگويد: «من معتقدم اگر خوب عمل كنيم آقاي لاريجاني را هم ميتوانيم به آييننامه و رعايت آن دعوت كنيم. آقاي لاريجاني خيلي مبسوط اليد در مجلس شده و هرگونه كه ميخواهد عمل ميكند.» كواكبيان با اشاره به پرفسور كواكبياني كه لاريجاني به او گفت، ميگويد: من آن موقع به آقاي لاريجاني گفتم شما نبايد مكاتبه (با رهبري) انجام ميداديد (راجع به برنامه و بودجه). ايشان گفت«من به عنوان رئيس مجلس نوشتم نه از طرف مجلس، پس حتماً بايد از جناب پروفسور كواكبيان اجازه ميگرفتم».
كواكبيان در ادامه تعريف جديدي از مقام رياست مجلس ارائه ميدهد: «معتقد هستم كه هر كس بر جايگاه رياست مينشيند بايد توجه كند كه سخنگوي مجلس است و نه رئيس به مفهوم مطلق آن، مشكل ما با آقاي لاريجاني در اين است.»