
بیژن یانچشمه
نيمه تابستان هم سپري شد و اوقات فراغت با ميليونها مخاطب همچنان در ميان اما و اگرهاي دستگاههاي متولي بدون برنامه مشخص و جامع سپري ميشود و زمانهاي با ارزش بدون هدفگذاري مطلوب تلف ميشود. دستگاههاي دولتي همچون وزارت آموزش و پرورش، وزارت ورزش و جوانان و شهرداريها و مراكز فرهنگي هركدام ساز خود را براي جوانان و نوجوان مينوازند.
تابستان براي حدود 15 ميليون نوجوان و جوان دارد سپري ميشود و تصميمگيري و تصميمسازي مناسبي براي غنيسازي اوقات فراغت صورت نگرفته است و برنامههاي ارائه شده نيز قابل دفاع نيستند. بسياري از خانوادهها نيز در اين بيبرنامگي سرگردان ماندهاند كه با فراغت فرزندان خود چه كنند. در اين خصوص مديركل اسبق تربيت معلم وزارت آموزش و پرورش با بيان اينكه نتوانستهايم از امكانات آموزش و پرورش در خصوص اوقات فراغت خوب استفاده كنيم، معتقد است شرايط فعلي اوقات فراغت زير حد متوسط است. لطفالله مهدوي، مديركل اسبق تربيت معلم وزارت آموزش و پرورش ميگويد: بايد ببينيم اوقات فراغت دانشآموزان چه تعريفي براي خود دارد و هدف ما از تربيت دانشآموزان چيست.
وي ميافزايد: بايد به اين موضوع توجه كنيم كه اوقات فراغت را براي چه سني و جنسيتي در نظر ميگيريم؛ چراكه شرايط زندگي افراد با يكديگر متفاوت است. مديركل اسبق تربيت معلم وزارت آموزش و پرورش معتقد است به نظر بنده اگر در طول سال تحصيلي به اين موضوع توجه شود يا در خانواده به آن توجه كنيم، ميتوانيم برنامههاي مرتبط در اين خصوص را داشته باشيم. مهدوي ميافزايد: قسمتي از اين فعاليتها مربوط به مدرسهمحوري است و خود مدرسه آن را در نظر ميگيرد و بسياري از برنامههاي اوقات فراغت نيز به صورت دانشآموزمحوري در مدرسه بايد اتفاق بيفتد، ضمن اينكه در بسيج و اردوهاي جهادي نيز اوقات فراغت پُر ميشود و برخي از اين فعاليتها توسط معلمان به صورت عملي انجام ميشود.
وي با اشاره به اهميت استفاده مطلوب از امكانات آموزش و پرورش در ساماندهي اوقات فراغت دانشآموزان ميگويد: آموزش و پرورش داراي امكانات زيادي در اين خصوص است، اما نتوانستهايم از اين امكانات به خوبي استفاده كنيم؛ براي نمونه زمينهاي ورزشي و دهها ميليون مترمربع حياط مدرسه وجود دارد كه نتوانستهايم آنها را ساماندهي كنيم تا دانشآموزان از آنها استفاده كنند. بر اين اساس بخشي از اين موضوع دولتي است كه قطعاً نيازمند بودجه بيشتري است، اما به نظر بنده شرايط حال حاضر زير سطح متوسط است.
بخشينگري و موازيكاري
در كشور ما دستگاههاي بسياري بودجه براي مسائل اجتماعي فرهنگي و تفريحي به عناوين مختلف دريافت ميكنند يا از رديف بودجه سهمي دارند، اما در عمل به دليل پراكندهكاري و نگاههاي سليقهاي برنامههاي مقطعي برگزار ميكنند. در اين خصوص، ميرحمايت ميرزاده، سخنگوي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي ميگويد: علاوه بر آموزش و پرورش سازمانهاي ديگري هم اعتبارات خاص و متنوعي براي اوقات فراغت دريافت ميكنند و نسبت به آن مسئوليت دارند. وي ميافزايد: بخشينگري و موازيكاري از مشكلات بخش اوقات فراغت دانشآموزان است. سخنگوي كميسيون آموزش مجلس تأكيد ميكند: مشكل كشور ما بودجه نيست و پولي كه براي ساماندهي اوقات فراغت اختصاص داده شده از بسياري از كشورها بيشتر است، اما موازيكاري و نبود مديريت باعث ميشود كه اين مبالغ درست استفاده نشود. براي مثال برخي وزارتخانهها بودجه و امكانات اوقات فراغتشان تنها يك يا دو بار در هفته و براي كارمندان معدود مورد استفاده قرار ميگيرد. وي با بيان اينكه دستگاههاي مختلف كه امكانات بيشتر دارند بايد موظف به كمك به آموزش و پرورش در مقوله اوقات فراغت باشند، ميگويد: البته اوقات فراغت را نبايد در تابستان خلاصه كرد و براي تمام طول سال برنامهريزي كرد و هدف از برنامهريزي هم غنيسازي اوقات فراغت باشد نه صرفاً پر كردن آن.
اوقات فراغت نگاه جديد ميطلبد
همچنين معاون پرورشي و فرهنگي وزير آموزش و پرورش معتقد است در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش ساحتهاي مختلفي وجود دارد. مهدي فيض ميگويد: آنچه در طول 9 ماه تحصيلي اتفاق ميافتد، ساحتهاي علمي، اخلاقي و فناوري است، اما به ساحتهاي سياسي، اجتماعي، هنري و زيباشناختي در اين مدت توجه نميشود. معاون پرورشي و فرهنگي وزير آموزش و پرورش ميافزايد: در سه ماهه تابستان دانشآموز بايد فراغتي داشته باشد و به ساحتهاي ديگر توجه شود و همانطور كه برنامه درسي و آموزشي در طول سال تحصيلي داريم، درست اين است كه در تابستان نيز براي تعطيلات برنامه جامعي داشته باشيم. وي يادآوري ميكند: برنامهريزي اوقات فراغت را مكمل برنامه سال تحصيلي دانسته و به آن نگاه ميكنيم و اينكه برخي خانوادهها اصرار دارند، دانشآموزان را به كلاسهاي تقويتي و آمادگي ببرند، اين تربيت نامتوازني را رقم زده است و آثار منفي به دنبال دارد. وي با اشاره به تجارب بينالمللي در خصوص اوقات فراغت تصريح ميكند: اكثر قريب به اتفاق كشورها به اين نتيجه رسيدهاند كه بعد از 9 ماه يادگيري، بايد يك دوره رسوب يادگيري باشد تا آنچه دانشآموزان آموختهاند، تثبيت شود.