كبري فرشچي
اينكه مسئولان امر وقتي پشت تريبون قرار ميگيرند به جاي گزارش عملكرد درباره كاستن از مشكلات موجود، انتقاد كنند و آمار و ارقام تأملبرانگيز و بعضاً عجيب و غريب بدهند، پديدهاي است كه در دولت يازدهم رواج گستردهاي يافت.
روز گذشته نيز احمد خاكي، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي استان تهران در نشست قربانيان خاموش كه به منظور بررسي موارد كودكآزاري در محلات حاشيه و راهكارهاي پيشرو آماري عجيب و قابل تأمل ارائه كرد و گفت: 75 درصد خانوارهاي ايراني آسيبديده يا در معرض آسيبهاي اجتماعي هستند. وي آمارش را اينگونه توجيه كرد: بر اساس تحقيقات انجام شده در كشور ايران سه نوع زندگي و خانواده داريم. به طوري كه زندگي 25 درصد خانوادههاي ايراني «بهشتي» بوده يعني موفق و همراه يكديگر هستند. اين در حالي است كه 50 درصد خانوادههاي ايراني زندگي «برزخي و بينابيني» دارند، يعني برخي از اعضاي خانواده همراه و موفق بوده و برخي ديگر نيز احساس سركوبشدگي و ناموفقي دارند. در اين ميان زندگي 25 درصد خانوادههاي ايراني «جهنمي» است و افراد خانواده ميخواهند سر به تن يكديگر نباشد.
در برابر ارائه چنين آماري اما دو فرض مطرح است؛ فرض نخست اينكه چنين آماري درست است و سه چهارم خانوادههاي ايراني يا آسيب ديدهاند يا در معرض آسيب هستند. بر اين اساس يك سؤال اساسي مطرح ميشود كه طي سالهاي اخير چه اقداماتي از سوي مسئولان صورت گرفته كه ماحصل آن آسيب ديدگي يا در معرض آسيب بودن سه چهارم خانوادههاي ايراني شده است. به خصوص اينكه ارائه دهنده اين آمار سمت معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي را دارد و آماري كه ارائه داده در عمل بخشي از كارنامه عملكردي خودش است و بيان چنين آماري از پشت تريبون رسمي مسئوليتي را كه بردوش داشته است، ساقط نميكند.
فرض ديگر اما نادرست بودن چنين آماري است. به بيان ديگر بر طبق كدامين سند و مدرك ميتوان سه چهارم خانوادههاي ايراني را آسيب ديده يا در معرض آسيب دانست؟ و چنين آماري چقدر بر پايه استناداتعلمي ارائه شده است؟ هر چند نميتوان منكر در معرض آسيب بودن نهاد خانواده در كشور شد، اما بديهي است هنوز به چنين آماري نرسيدهايم، اما اگر مسئولان امر روال فعلي را در انجام مسئوليتها ادامه دهند، اين آينده سياه دور از انتظار نيست.