داريوش يوسفوند *
امروزه دهكده جهاني مرزهاي جغرافيا و حريم خصوصي را در نورديده و تكنولوژي سيطرهاي نامحدود و غيرقابل كنترل بر زندگي افراد انداخته است. ميتوان مدعي شد كه ديگر شكلگيري شخصيت را صرفاً نميتوان به عوامل ارتباطي والديني صرف نسبت داد؛ بلكه امروزه لازم است تعريفي جديد و متناسب با تحولات پست مدرنيته براي انسان و مفهوم «ايگو»، آبژه و شخصيت براي انسان تعريف كرد. انسان پست مدرنيته هويت دريافتياش صرفاً از طريق روابط آبژه اوليه خود نيست، بلكه سهم عمدهاي از هويت انسان امروزي توسط دهكده جهاني و انفجار اطلاعات شكل خواهد گرفت و خانواده يا آبژههاي اوليه تأثيري به مراتب كمتر از گذشته را بر شكلگيري هويت خواهند داشت.
اين موضوع ميتواند نگرانكننده باشد و از طرفي مستلزم توجه جديتر پژوهشگران حوزه فلسفه علم، روانكاوي و روانشناسي شخصيت به سمت تعريفي جديد و متفاوت با تعاريف گذشته از انسان و ساختار شخصيت آن در عصر انفجار اطلاعات است. با اين تفاصيل حريم خصوصي در عصر انفجار اطلاعات و دهكده جهاني چه معنايي دارد؟ مرزهاي آن كجاست؟ اين مرزها چگونه تبيين ميشوند؟
نيازسنجيهاي ناكام مانده فضاي خانواده امروزه در فضاي ارتباطات شبكههاي اجتماعي تأمين ميشوند و اين مسئله داراي دو جنبه آسيب بسيار جدي است؛ اولين آسيب اين است كه اعضای خانواده در اين زمينه به فكر تغيير نخواهند بود و به جاي تغيير و ترميم نقاط آسيب، به فضاي مجازي پناه ميبرند و آسيب همچنان گسترده شده و توسعه مييابد و آسيب جديتر آن كاركرد و مفهوم خانواده است كه در اين فرايند مفهوم و كاركردش مختل ميشود. با مقايسهاي ساده از تعريف حريم خصوصي در 20سال گذشته با امروز به راحتي ميتوان متوجه شد كه درون هر خانواده چنانچه قبلاً صرفاً بستگان سببي، نسبي يا طيف همكاران صنفي بودند، امروز اين تحول رخ داده كه حريم خصوصي خانوادگي و فردي داراي مرز تعريف شدهاي نيست.
هر نفر از اعضای خانواده اگر در چند گروه و كانال فضاي مجازي عضو باشد و با اين فرض كه ميانگين هر گروه و كانال 5 هزار نفر باشد روزانه حدود 50 هزار ايده مختلف وارد حيطه خصوصي ذهن و ساختار زندگي فرد و خانواده ميشوند. اين در حالي است كه جريانات فكرساز در اين فضا با ساختارهاي فكري كاملاً تعريف شده و هدفمند پا به اين عرصه میگذارند و اهداف خاصي را در اين روند دنبال ميكنند و از آن مهمتر اينكه در فرهنگ و حيطه فردي هيچگونه سنجه، ارزيابي و مرز ساختارمندي براي خود قائل نيستيم يا وجود ندارد. در اين فضا خارج از جريانهاي فكرساز با اهداف تعريف شده، ارتباطاتي ناسالم و غيرسنجيده و مبتني بر آسيب صورت ميگيرد، خلأهاي عاطفي توسط ارتباطات غيرساختارمند و بدون شناخت صحيح پر ميشوند كه زمينهساز بروز آسيب را در متن خانواده فراهم ميكند؛ زمينههاي بروز روابط فرازناشويي و طلاقهاي فوري و توافقي را فراهم ميآورد.
اين مسائل از مرز خطر گذشته و وارد مرز بحران شده است. واضح است كه خانواده مفهومي جديد پيدا كرده اما در اين زمينه، تاکنون نه آموزش مناسب، نه حيطهبندي تعريف شده و نه فرهنگسازي سلامت محور انجام گرفته است. خانواده مفهومي ديگر يافته است و اين مفهوم هنوز در سطح پردازش علمي و فرهنگي جايگاهي تعريف شده پيدا نكرده است. خانواده شما چند نفر است و روزانه چند هزار نفر وارد حريم خصوصي خانواده شما ميشوند؟
*روانشناس باليني