سال 94 بود كه رهبر معظم انقلاب جملهاي تاريخي را به زبان راندند: «اسرائيل ۲۵ سال آينده را نخواهد ديد» جملهاي كه زلزلهاي بزرگ در دنياي سياست به پا كرد و بسياري بر اين باور بودند اين پيشبيني در صورت به وقوع پيوستن، برنامه استكبارهاي جهاني درخصوص تغيير نقشه خاورميانه را نقش بر آب خواهد كرد. حال سايت رهبر معظم انقلاب در مقالهاي به واكاوي دلايل اين پيشبيني از سوي مقام معظم رهبري پرداخته است.
موضوع بقا و امنيت رژيمصهيونيستي همواره مهمترين اولويت و نگراني اصلي سران و مقامات اين رژيم از ابتداي شكلگيري آن بوده است. به منظور حفظ بقا و امنيت روبه زوال اين رژيم، بنيامين نتانياهو نخستوزير اين رژيم در بهمن ماه سال گذشته در سفرهايي جداگانه به انگليس و امريكا، اولين ملاقاتهاي خود را با ترزا مي، نخستوزير انگليس و دونالد ترامپ، رئيسجمهور امريكا به انجام رساند تا دغدغهها و نگرانيهاي خود را با بزرگترين حاميان اين رژيم در ميان بگذارد، البته برخلاف اختلاف ظاهري ميان اوباما و نتانياهو، دوران اوباما نيز دوراني بود كه بيشترين حمايتها از سوي دولت امريكا از رژيم اسرائيل تحقق يافت. ۱۲اسفند ۱۳۹۳ نخستوزير رژيمصهيونيستي در سخنراني جنجالي خود در كنگره امريكا، حمايتهاي امريكا و بهويژه دولت اوباما از رژيمصهيونيستي را اينگونه بيان ميدارد: «اسرائيل از حمايت مردم امريكا و رؤساي جمهور امريكا از هري ترومن گرفته تا باراك اوباما، سپاسگزار است. ما قدردان همه كارهايي هستيم كه رئيسجمهور اوباما براي اسرائيل انجام داده است... در سال ۲۰۱۱، سفارت ما در قاهره محاصره شد و او (اوباما) كمك اساسي به ما در شرايط زماني حساس داد يا اينكه او از اسرائيل با دادن سامانههاي بيشتر رهگيري (راكتها) در عمليات تابستان سال گذشته كه عليه تروريستهاي حماس وارد عمل شده بود، حمايت كرد. در هر يك از اين مواقع، من با رئيسجمهور (اوباما) تماس گرفتم و او به درخواست من پاسخ داد. برخي از اقداماتي كه رئيسجمهور (اوباما) براي اسرائيل انجام داده است، شايد هرگز علني نشود زيرا به برخي از حساسترين و راهبرديترين مسائل مربوط است كه بين رئيسجمهور امريكا و نخستوزير اسرائيل مطرح است اما من اين كارها را ميدانم و همواره قدردان رئيسجمهور اوباما خواهم بود براي اين حمايتها.»
اما بهرغم حمايتهاي بيدريغ امريكا و انگليس از اين رژيم، امنيت و بقاي آن كماكان مسئله اصلي است و «انگليس پسابرگزيت» و «امريكاي دوران ترامپ» نيز بعيد است موفق به تضمين بقاي اين رژيم بشوند. مطالعات اخير در رابطه با تحليل رأي امريكاييها در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۱۶، گوياي اين واقعيت تلخ براي سران رژيمصهيونيستي است كه ديگر اسرائيل اولويت رأيدهندگان يهودي در امريكا نيست، به نحويكه موضوع اسرائيل حتي در ميان پنج اولويت نخست رأيدهندگان يهودي - امريكايي جايگاهي ندارد.
از سويي ديگر، تحولات منطقه نيز مؤيد آن است كه همهچيز براي فروپاشي اين رژيم در حال مهيا شدن است. بهعنوان مثال، آبان ماه ۱۳۹۵، در نزديكي مرزهاي رژيم صهيونيستي، ميشل عون ۸۱ ساله يك مسيحي ماروني از سوي مجلس لبنان با رأي نزديك به ۸۰درصد نمايندگان بهعنوان رئيسجمهور لبنان برگزيده شد و ماهها بنبست سياسي در لبنان با پيروزي حزبالله پايان يافت؛ شخصي كه در سال ۲۰۰۶ توافق رسمي اتحاد ميان جنبش ميهني آزاد و حزبالله را به امضا رساند و از آن زمان بهطور دائمي از حزبالله حمايت كرده است. بندتا برتي، تحليلگر مؤسسه مطالعات امنيت ملي اسرائيل، انتخاب عون را يك پيروزي سياسي براي حزبالله دانست و گفت: «حزبالله بهوضوح و مستقيماً از عون براي رياستجمهوري حمايت كرده و اين مسئله همواره ميان حزب عون و حزبالله حلشده بوده است. حزبالله به توافق با عون پايبند بوده است. با اين انتخابات حزبالله از نظر متحدان سياسي خود و جايگاهش در لبنان مستحكم خواهد شد.»
همچنين تهديد چند ماه پيش سيدحسن نصرالله براي هدف قرار دادن نيروگاه اتمي رژيم صهيونيستي، واكنش و نگراني تند صهيونيستها را به دنبال داشته است. پردهبرداري از اين توان عملياتي جديد توسط حزبالله لبنان، عملاً يكي از مهمترين حوزههاي بازدارندگي رژيمصهيونيستي را با چالش و مخاطرهاي جدي روبهرو ساخت. در همينباره، شبكه 2 تلويزيون اسرائيل تهديد نصرالله مبني بر حمله به نيروگاه ديمونا را تهديدي جديد برشمرد و روزنامه معاريو نيز در اين مورد به تصميم حزبالله براي نفوذ در شهركهاي شمالي اشاره كرد و نوشت: نصرالله در سخنراني خود گفت، در جنگ آينده وضعيت تغيير خواهد كرد و مقاومت در خاك خود باقي نخواهد ماند. سه دست برتر محور مقاومت در ماههاي اخير كه بارزترين آن، رسيدن نيروهاي عراقي به مرزهاي سوريه در مبارزه با گروههاي تروريستي است نيز از نشانههاي ديگر تحولات منطقه درجهت تهديد شدن امنيت اسرائيل است.
در كنار اين موضوعات، سه بحران دروني اين رژيم جعلي نيز تهديدكننده امنيت و بقاي آن است:
۱- بحران ناشي از عدم مشروعيت: حمايت گسترده از جنبش بايكوت و عدمسرمايهگذاري و تحريم اسرائيل در سراسر جهان و تصويب ۲۰قطعنامه ضداسرائيلي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۶ ميلادي از جمله نشانههاي اين بحران عدم مشروعيت است.
۲- بحران ناشي از موقعيت ژئوپلتيك: امنيت ملي اسرائيل تحت تأثير منفي عامل جغرافياي سياسي قرار گرفته است، فقدان عمق استراتژيك قابل قبول براي اين رژيم بهعنوان يك آسيبپذيري راهبردي مطرح است. كوچكي و انزواي جغرافيايي از ديگر مسائل بغرنج ژئوپلتيكي اسرائيل است. از مؤلفههاي ديگر ژئوپلتيكي ميتوان به منابع تأمين انرژي و بحران منابع آبي اشاره كرد كه سياستهاي كسب منابع انرژي غيرنفتي مانند انرژي هستهاي، تسلط بر بلنديهاي جولان و تضمين آب درياچه طبريه، نمود تلاش براي رفع مسائل ناشي از اين كاستيهاست.
۳- بحران جمعيتي: تمركز جمعيتي در مثلث سرزمين با heartland triangle و ضعف كمي جمعيت نسبت به دشمنان منطقهاي از اين گروه به شمار ميروند. مشكل ديگر در اين راستا شكاف زياد جمعيتي اسرائيل با كشورهاي معارض در منطقه است. در اين راستا آذرماه ۱۳۹۲جان كري، وزيرخارجه وقت امريكا در سخناني در مجمع سابان مؤسسه بروكينگز بر تهديد بودن جمعيت فلسطينيان براي رژيمصهيونيستي تأكيد داشت و آن را در كنار تهديد موشكي ايران، دومين تهديد سرزمينهاي اشغالي خواند. مجموعه اين دلايل، نشانگر آن است كه معادلات و هندسه نوين جهاني به سمتي در حال شكلگيري است كه امنيت و بقاي رژيمصهيونيستي كماكان مسئله اصلي و كابوس هميشگي سران اين رژيم باقي خواهد ماند و در زماني نه چندان دور فروپاشي اين رژيم جعلي تحقق خواهد يافت. همانطور كه هنري كيسينجر، استراتژيست مطرح امريكايي سال ۲۰۱۲ صريحاً بيان داشت: 10 سال ديگر اسرائيلي وجود نخواهد داشت.
منبع: khamenei.ir