روزنامه اصلاح طلب بهار روز گذشته در يادداشتي بدون اسم نويسنده، با اشاره به بيماري يكي از سران محصور فتنه در روزهاي اخير و حواشي پيش آمده پيرامون بازداشت و آزادي حميدرضا بقايي مينويسد: «با كنار هم قرار دادن اين دو تصوير، ابهام بزرگي براي هر مشاهدهگر منصفي به وجود ميآيد كه آيا به واقع ارزشش را داشت كه بزرگان اين كشور كه از پيش از انقلاب تا بحران88 با وجود اختلاف نظرهاي گوناگون، همواره در كنار يكديگر بوده، به واسطه افرادي كه حتي يك سيلي هم براي به ثمر نشستن انقلاب57 مردم ايران نخوردند اين گونه از هم دور شوند؟» اين چند جمله شايد خيرخواهانه به نظر برسد، اما نادرست گوييهايي دارد كه فقط از يك ذهن تطهيركننده فتنه برمي آيد.
اولاً جهت اصلي فتنه را عوض ميكند. گويي يك نفر از خارج آمده و ميان بزرگان كشور دعوا راه انداخته! فتنه 88 شروعش روشن است، عدم تمكين به قانون از سوي بازنده انتخابات. اين ديگر ربطي ندارد آن طرف قصه چه كسي رأي آورده است. بزرگان نظام هم كساني نيستند كه تحت تأثير و به واسطه ديگران دچار اختلاف با كسي شوند.
ثانياً بله اگر قرار است فتنه 88 را به دعواي موسوي – احمدينژاد تقليل دهيم، حتماً ارزشش را نداشته؛ اما مشكل 88 ايجاد آشوب و سلب امنيت مردم و ادامه دادن اردوكشي خياباني تا حد توهين به عاشورا و عزاي امام حسين عليه السلام و تا مرز سرنگوني نظام بود. آيا ولايت فقيهي كه وسط خيابان مرگ بر آن گفته ميشد، آيا آرمان امام كه با شعارهاي «نه غزه، نه لبنان... » و «مرگ بر اصل ولايت فقيه» و «استقلال، آزادي، جمهوري ايراني» و ... ارزش اختلاف با اين مثلاً دوستان قديمي را نداشت؟ يعني نظام بايد از كل آرمانهاي امام (ره) و مباني حكومت جمهوري اسلامي بهخاطر رفيق بازي ميگذشت؟!
ثالثاً انقلاب اسلامي 57 با نظر مردم بود؛ امام پاي رأي مردم ايستادند، حتي وقتي نتيجهاش بني صدر بود. رهبري هم همه اين سالها پاي رأي مردم ايستاده اند، چه نتيجهاش هاشمي بود و چه خاتمي و چه هر كسي. موضع نظام در سال 88 ايستادگي بر سر رأي مردم بود، صرف نظر از آنكه نتيجه آن رأي چه كسي است، رهبري پاي ركن جمهوريت نظام ايستاد و زير بار بدعتهاي غيرقانوني نرفت.
رابعاً عمق فتنه 88 را بايد از شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» دريافت. اين شعار و عدم تبري سران جنبش سبز از آن جايي براي حرفي باقي ميگذارد؟
خامساً در مورد آنان كه يك سيلي براي انقلاب نخوردند، بيشتر موسوي و خاتمي در ذهن ميآيند، وقتي آذر 88 رهبر انقلاب فرمودند: «كساني كه اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضي از اين آقايان يك سيلي براي انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به بركت انقلاب اسم و رسمي پيدا كردند و همه چيزشان از انقلاب است، ميبينيد كه دشمنان انقلاب چطور آماده شدند، خوشحالند، ميخندند؛ به خود بياييد، متوجه بشويد.»
و راستي! اگر ارزش نداشت، آن همه بيانيه و اردوكشي خياباني و تعرض به جان و مال مردم و آبروي كشور براي چه بود؟