روزنامه آفتاب يزد ديروز گزارش جالب توجهي در مورد حضور الهه كولايي در ميان كانديداهاي شهرداري تهران نوشته است. الهه كولايي گفته كه براي شهرداري تهران نه فكري كرده بوده و نه برنامهاي داشته اما وقتي كمكي ميخواهند، دريغ نميكند!
در اين گزارش با عنوان «مورد عجيب الهه كولايي؛ تصميم نمايشي شوراي شهر درباره شهردار شدن يك زن» آمده است: «الهه كولايي، فعال سياسي اصلاحطلب اين روزها روايت متفاوتي از عنوان شدن نامش براي جانشيني قاليباف دارد... كولايي جملات دقيقتري به زبان آورد كه ميتواند تأسف آور باشد. وي خاطرنشان كرد كه در ابتدا صرفاً قرار بود نقشي ويتريني براي روند انتخاب شهردار در شوراي شهر ايفا كند و نمايندگان شوراي ۲۱ نفره فكر نميكردند او اين اندازه ماجراي شهردار شدن را جدي بگيرد و برنامههاي كلان مديريت شهري ارائه كند.»
اين روزنامه اصلاحطلب در ادامه نوشت: «بدون شك اگر مشخص شود كه نمايندگان شوراي شهر با رفتاري عوامفريبانه و تنها براي كاهش فشارهاي اجتماعي نام الهه كولايي را در ليست گزينههاي نهايي شورا قرار دادهاند، بيهيچ اغماضي بايد مورد مواخذه قرار گيرند.»
در شوراي شهر اول كه با اختلافات داخلي اصلاحطلبان منحل شد، اعضاي شورا در اقدامي نمايشي با انتشار اعلاميهاي از مردم خواستند كساني را كه براي شهرداري تهران توانايي دارند، معرفي كنند. حاصل اين فراخوان اعلام نام ۷۴ نفر بود. هر نامزدي كه در رأيگيري مقدماتي پنج رأي را كسب ميكرد، در فهرست نهايي قرار ميگرفت اما در نهايت پس از چند هفته كش و قوس، به پيشنهاد عبدالله نوري (رئيس شورا) و سعيد حجاريان (نايب رئيس شورا)، مرتضي الويري- كه اصلاً نام وي در ميان اسامي منتخب وجود نداشت- به عنوان شهردار تهران انتخاب شد.
گزارش يك همين روزنامه هم به انتقاد از دولت براي حذف خانمها ابتكار و مولاوردي از كابينه جديد اختصاص دارد.
***
پيروزي روحاني معجزه او نبود
احمد شيرزاد در مصاحبه با روزنامه بهار سهمخواهي اصلاحطلبان از كابينه را يك اتفاق طبيعي دانست. او ميگويد: «اگر واقعاً يك حركت جمعي صورت گرفته و كساني به همراه هم يك جنبش اجتماعي را سامان دادند و نتيجه آن در انتخابات متجلي شده، طبيعي است كه نفع اين حركت جمعي بايد به همه برسد. در واقع همه در يك حركت جمعي شركت كردند و سعي ميكنند در ادامه كار هم با هم پيش بروند. طبيعي است آنچه كه در انتخابات امسال اتفاق افتاد، اينطور نبود كه يك فرد به تنهايي به صحنه آمده و توانسته باشد معجزه صورت دهد. مجموعهاي از مطالبات اجتماعي و گرايشات سياسي اين موضوع را به نتيجه رساندند و طبيعي است كه همه آنها بايد در استفاده از آنچه كه اتفاق افتاده و مديريت بعدي كشور نقش داشته باشند. همه اينها در كنار حفظ اخلاقيات و روابط سالم بين نيروهاي سياسي است. اينكه رئيسجمهور به جهت مطالبات ناحق تحت فشار غيرمنطقي قرار نگيرد. اما اين بدان معنا نيست كه ما درويشانه و كريمانه كنار برويم و بگوييم ما هيچكاره هستيم. اينطور نيست. طبيعي است كه اصلاحطلبان در اين حركت نقش داشتند و در ادامه آن هم بايد نقش داشته باشند.»
چالش سهم اصلاحطلبان در كابينه دوازدهم روز به روز جديتر ميشود و دولت و اصلاحطلبان را دچار اختلاف ميكند. دولت عزم جزم كرده كه تحت فشارهاي اصلاحطلبان قرار نگيرد.