کد خبر: 864358
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۱۱
راهكارهايي معناگرايانه براي داشتن خانواده سالم و عاري از طلاق
در دوران گذر از سنت به مدرنيته، تغييرات اجتماعي، تحولات زيستي و الگوهاي شهري...
داود اسماعيلي*

در دوران گذر از سنت به مدرنيته، تغييرات اجتماعي، تحولات زيستي و الگوهاي شهري؛ در زوجين، به ويژه جوانان، حس برتري‌خواهي و راه صد ساله را يك‌شبه رفتن، موجبات تك‌محوري و تك‌صدايي را در خانواده‌ها فراهم كرده است. مداخلات پيشگيري از آسيب‌هاي ازدواج كه خوشبختانه در دهه اخير ضرورت و اهميت آن بيش از پيش نمود پيدا كرده، جنبه آموزش، رشد و رضايتمندي را موجب مي‌شود. عدم آگاهي از تكاليف زوجين و عدم برخورداري از سلامت شخصيتي و تناسبات فرهنگي، تحصيلاتي و خانوادگي، از جمله عوامل طلاق عاطفي، روحي و رواني است كه در اين زمينه مشاوره‌هاي پيش از ازدواج و آموزش‌هاي خانواده، نرخ جدايي را در كشور كاهش مي‌دهند. وجود فرزندان طلاق كه دچار خانواده‌هاي تك‌والدي شده‌اند، آسيب‌هاي تحصيلي، بهداشتي و رشدي را براي اين دسته از فرزندان به همراه خواهد داشت. تمام ناهنجاري‌هاي حوزه خانواده پيامد انتخاب ناشايست و عدم آگاهي جوانان از اهميت نظام مشاوره پيش از ازدواج است. كارشناسان و صاحب‌نظران جامعه‌شناسي و روانشناسي، جهت برخورداري از يك جامعه پويا و بانشاط و شاداب، بالا بردن سطح شناخت و آگاهي همگاني و ايجاد انگيزه و ميل و رغبت را عنصر خودشكوفايي جوامع مي‌دانند وتا زماني كه اين امر محقق نشود، هر گونه سرمايه‌گذاري در حوزه اجتماعي، اتلاف وقت و انرژي و سرمايه خواهد بود. در مجموع تنها راه برون‌رفت از مقوله طلاق؛ اين سونامي بزرگ، توانمند‌سازي نيروي جوان كشور براي مسئوليت‌پذيري، مهارت‌آموزي و ايجاد شوق به تشكيل خانواده، به عنوان نهادي كارآمد و كارگشاست.

خوشبختي من در گرو خوشبختي ديگران
با توجه به سند چشم‌انداز مديريتي كشور بايد نظامات ارزشي، اخلاقي و عقيدتي، بازتعريف شوند و تأمين اجتماعي از كاركردي شعاري به كاركردي عملي و عيني تبديل شود. بررسي اوضاع جوامع برخوردار از امنيت رواني و اجتماعي، مؤيد اين نكته است كه خانواده سالم و تأمين، نويدبخش جامعه و كشوري سالم و سرزنده و مولد است. توليدات فرهنگي در اين عرصه نيز بايد همسو و هم‌راستا با سند تحول نظام سلامت ملي باشد. خودمراقبتي، خودكنترلي و خودمديريتي، تنها و تنها راهكار مطمئن بهداشت رواني جوامع در حال گذار از آسيب‌هاي اجتماعي به سمت و سوي سلامت ملي آحاد كشور است.
 
مباني و اصول رويكردهاي درماني در حوزه بهداشت رواني و سلامت ذهني، داشتن خودپنداره مثبت يا همان خودانگاره كارآمد است. چنانچه فرد احساس شادكامي و رضايتمندي در خود داشته باشد، اين فرد انسان سالم شناخته مي‌شود. يعني سلامت شخصيت تابعي از رضايتمندي و توانمندي است و اين دو متغير، بهداشت و سلامت رواني و ذهني را براي فرد به همراه دارد. رشد و تكامل شخصيت ارتباط مستقيمي با مثبت‌انديشي و خودباوري فردي دارد.
در واقع زندگي بدون شور و شوق، بي‌حاصلي و به تعبير اساتيد روانشناختي، مرگ زودرس است. به تعبير برتراند راسل، فيلسوف و انديشمند معاصر، نوع بشر چنان به صورت يك خانواده درآمده است كه ما نمي‌توانيم سعادت خود را جز از راه تأمين سعادت ديگران، تأمين كنيم. اگر مي‌خواهيد خوشبخت باشيد، بايد راضي شويد به اينكه ديگران را نيز خوشبخت ببينيد. يعني كوشش در راه شادكامي، رضايتمندي و سعادت همگاني. بديهي است در جامعه خوشبختي هر فرد در گرو خوشبختي ديگران است و غير اين انديشه به تعبير ارسطو خودخواهي و دور از شأن «انسان». هيچ انساني جزيره‌اي تنها نيست بلكه هر فرد، قطعه‌اي از قاره است. اين گونه انديشه خدمت به مردم، در راه خدا- كه در يك عصر و يك نسل محدود نمي‌ماند و به اعصار و نسل‌هاي آينده توجه دارد- از ژرف‌ترين و وسيع‌ترين افكار انسان‌دوستي مايه مي‌گيرد.
 
اسلام و نسخه معنويت براي حل مشكلات انسان
در قرن حاضر تغييرات چشمگيري درباره ديدگاه آدمي نسبت به زندگي رخ داده است. در اين قرن تنها حفظ زندگي به شكل معمول، مطلوب نيست، بلكه ارتقاي كيفيت زندگي (Quality of Life)، تلاش اساسي جوامع تلقي مي‌شود. كيفيت زندگي مستلزم سعي در كم كردن فاصله بين انتظارات و آرزوها و آن چيزي است كه واقعاً اتفاق مي‌افتد. سازمان بهداشت جهاني، كيفيت زندگي را درك فرد از موقعيت خويش در زندگي، در متن فرهنگي و سيستم‌هاي ارزشي كه فرد در آن زندگي مي‌كند، در رابطه با اهداف، انتظارات، استانداردها و علايق خود تعريف مي‌كند.
 
كيفيت زندگي، يك سازه بهزيستي روان‌شناختي كلي است كه به وسيله احساس انسجام و پيوستگي در زندگي، تعادل عاطفي و رضايت كلي از زندگي، مشخص و اندازه‌گيري مي‌شود كه شامل الف- عاطفه: احساسات مثبت، ب- شناخت: زندگي قابل درك و كنترل، ج- رفتار: علاقه به كار و فعاليت، د- خودپنداره: توانايي اثبات خويشتن و هـ - روابط بين فردي: تعامل اجتماعي بروز مي‌كند.  راهكارهاي معناگرايانه در درمان طلاق عاطفي، روحي و رواني زوجين، مؤثر‌ترين و اثربخش‌ترين هستند. معنويت از واژه Spiritus  به معناي نقش زندگي يا روشي براي بودن و تجربه كردن است كه با آگاهي يافتن از يك بعد غيرمادي به وجود مي‌آيد و ارزش‌هاي قابل تشخيص آن را معين مي‌سازد. مانند عشق كه مفهوم دوست داشتن و از خود گذشتن را تداعي مي‌كند. علت عاشق ز علت‌ها جداست/ عشق اسطرلاب اسرار خداست.
 
دين مبين اسلام به منظور درمان مشكلات عاطفي و هيجاني انسان ديدگاه‌ها و الگوهايي ارائه كرده است:
الف- توجه به آيات قرآن كريم به عنوان آرام‌بخش دل‌ها، افكار و انديشه‌هاي انسان معاصر (الا بذكرالله تطمئن القلوب) همانا ياد خدا آرام‌بخش دل‌هاست. چو شادي بكاهد، بكاهد روان/ خرد گردد اندر ميان ناتوان.
 ب- كسب آگاهي و دانش و خردورزي. هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون: آيا برابرند كساني كه مي‌دانند و علم دارند با كساني كه نمي‌دانند و بي‌خردند؟
ج- توجه به معاد و بازگشت به خدا (كل شيء يرجع الي اصله) هر چيز و كسي به اصل و مبدأ خود بازمي‌گردد. ما ز بالاييم و بالا مي‌رويم/ ما ز درياييم و دريا مي‌رويم.
د- خواندن نيايش و استمداد از پروردگار (ادعوني استجب لكم): بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را.
هـ- جنبه‌هاي هدايتي و راهنمايي قرآن كريم (ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم): همانا قرآن شما را به بهترين و استوارترين راه‌ها هدايت مي‌كند.
در نتيجه مدل‌هاي شناختي اسلام، سيستم‌هاي باورهاي انساني ناشي از عواملي چون محيط فرد و سبك و شيوه تربيتي وي و خصوصيات شخصيتي و اجتماعي او را مد نظر قرار داده و در نهايت به درمان مشكلات عاطفي و هيجاني انسان معاصر كمك مي‌كند. من احي الناس احي الناس جميعا: اگر يك نفر را احيا كنيم، كل جامعه بشري به تبع آن اصلاح خواهند شد. وعده خدا حق است و در آن هيچ شك و شبهه و ابهامي نيست.
 
اهميت سنجش رواني در مشاوره‌هاي پيش از ازدواج
سنجش رواني هر يك از زوجين در مشاوره‌هاي پيش از ازدواج، نقش بسزايي در پيشگيري از آسيب‌هاي خانواده و كمك به استحكام و انسجام زندگي زناشويي مي‌كند. استرينگ (اشترينبرگ) مبدأ نظريه مثلث عشق كامل، اضلاع مثلث را، تعهد، صميميت و ميل تعريف كرده است. تعهد ميزان پايبندي و پايداري زوجين به يكديگر و صميميت، نوازش و حس خيرخواهي و ميل و كشش يعني اهميتي كه زوجين براي برقراري همدلانه و صميمانه، مي‌دهند، تعريف مي‌شود. دهه‌هاي ازدواج كه مي‌گذرد، زندگي زناشويي نياز به غني‌سازي دارد. غني‌سازي ازدواج، مهم‌ترين عامل ثبات و پايداري و كيفيت‌بخشي به زندگي مشترك است.  روابط خيانت‌آميزي كه در دهه‌هاي بعد ازدواج رخ مي‌دهد، در اصل ريشه در كاهش صميميت في ما بين و بعد عدم تعهد دارد. البته واژه پيمان‌شكني يا عهدشكني واژه مناسب‌تري است چراكه عهد و پيمان هنگامي كه بين همسران شكسته شد، طلاق عاطفي و روحي و رواني محقق مي‌شود.  تعاملات همدلانه، مهرورزانه و صميمانه، از متغيرهاي اثربخشي و كيفي و عوامل پيشگيرانه طلاق عاطفي زوجين است. خوشبختانه با اقبال دختران و پسران آماده ازدواج به جلسات مشاوره پيش از ازدواج و كارگاه‌هاي مهارت‌آموزي زوجين، درآينده‌اي نه چندان دور شاهد كاهش آسيب‌هاي حوزه زوجي و خانوادگي خواهيم بود. آموزش به روانشناسان و خانواده درمانگران بايد حول محور رضايتمندي، آگاهي و رويكرد‌هاي ارتباط مؤثر و رفتار متقابل باشد.
 
دلايل متفاوت نارضايتي مردان و زنان
هر خانواده‌اي ممكن است با مجموعه‌اي از مشكلات مواجه شود كه به ايجاد استرس در خانواده منجر مي‌شود. والديني كه با همسر خود روابط زناشويي پرتنشي دارند، آستانه تحمل پايين‌تري خواهند داشت. يكي از نقش‌هاي همسران، مراقبت و حمايت از يكديگر است و والديني كه تعارض شديدي دارند به خوبي از يكديگر حمايت نمي‌كنند و بدين ترتيب يك چرخه معيوب ايجاد مي‌شود كه تعارض‌هاي زناشويي را شديدتر مي‌كند و احساس بي‌كفايتي و تنهايي والدين نيز افزايش مي‌يابد.
 
ارتباط مثبت زناشويي، اساس قدرتمندي براي ايجاد كاركردهاي مؤثر در يك خانواده سالم است. در نظريه سيستمي خانواده، بسيار مهم است كه خانواده به عنوان يك كل در نظر گرفته شود و نمي‌توان فقط به يك فرد يا يك دوران از چرخه زندگي خانوادگي توجه كرد. يافته‌هاي پژوهشي بيانگر اين است كه نارضايتي در ميان زنان مطلقه بيش از مردان است. شكايت‌هاي شايع زنان عبارتند از: استبداد مرد، اذيت و آزار كلامي يا جسمي، مصرف مواد يا الكل، فقدان محبت، بي‌توجهي به كودكان، مشكلات عاطفي و شخصيتي در زندگي زناشويي. مردان همسران خود را، بهانه‌جو، غرغرو، عيب‌جو و نابالغ توصيف مي‌كنند. البته نظر هر فرد درباره اينكه چرا يك ازدواج خاتمه يافته است، هميشه اهميت دارد. در دهه‌هاي اخير به دليل افزايش نرخ طلاق، توجه جامعه‌شناسان، روانشناسان و خانواده درمانگران به اين مسئله جلب شده است. يكي از اين فعاليت‌ها و مداخلات آموزش والدين و خانواده‌ها پيش و پس از طلاق است.
 
دين و معنادرماني
در رويكرد درمانگري، معنادرماني و نظريه ويكتور فرانكل (كتاب انسان در جست‌وجوي معنا) مذهب را يك سيستم واحد عقايد و رفتارهاي مربوط به آن مي‌داند كه با امور مقدس و روحاني ارتباط دارد كه افراد معتقد به آن را متحد و يكپارچه نگه مي‌دارد. اين الگوي واحد بر نقش‌هاي جنسيتي، ازدواج، نرخ تولد، اخلاق، نگرش‌ها و پرورش فرزند تأثير مي‌گذارد. به طور كلي مذهب افراد را به يك شيوه زندگي، جهان‌بيني و نگرش مسلح مي‌كند كه در آن مجموعه رفتارهايي تعريف شده‌اند، خير و شر در آن مشخص شده و مسير زندگي افراد تعيين مي‌شود. پايبندي به مذهب يكي از عناصر تأثيرگذار در شيوه تعاملي زوجين‌، خانواده‌ها و فرزندان است. 
 
اديان و مذاهب و فرهنگ‌ها و سنت‌هاي كهن، يك زندگي آرام و مطمئن را معرفي مي‌كنند و افراد تمايل دارند در آن جهت حركت كنند و فرزنداني داشته باشند كه بر اساس آن به خوبي و با هدف و احترام متقابل زندگي كنند. افراد خداباور در طول زندگي به يك پشتوانه معنوي قدرتمند تكيه مي‌كنند و آن نيرويي است كه كمك مي‌كند فرد از بحران‌هاي زندگي با سلامت و اطمينان عبور كند و شادتر و با كيفيت و صميميت، زندگي خانوادگي و اجتماعي خود را بهبود بخشد.
 
راهكارهايي براي داشتن خانواده سالم و عاري از طلاق
صداقت: زمينه ارتباط مؤثر و اعتماد در برقراري رابطه است. راستگويي موجب رابطه دوستانه و صميمي مي‌شود.
خوش‌بيني: در پيشگيري و حل مشكلات مؤثر است و لازمه آن درك و شناخت متقابل است. بديهي است تلاش اعضاي خانواده براي كاهش برداشت‌هاي منفي از رفتارهاي يكديگر، زمينه‌اي براي تعامل متقابل فراهم مي‌كند.
 
قناعت: كسي كه از اين ويژگي برخوردار است، به اندازه‌اي از مواهب مادي كه نيازهاي او را كفايت مي‌كند، رضايت مي‌دهد. اعضاي خانواده در صورتي كه به كسب صفت قناعت موفق شوند، از حسرت و غم نجات مي‌يابند و به عزت نفس مي‌رسند و احساس بي‌نيازي مي‌كنند و اين حالت زندگي را گوارا و لذت‌بخش‌تر مي‌كند.
 
صبر: صبر با قناعت مرتبط است و لازم و ملزوم هم هستند.
شكيبايي: در برابر مشكلات، لازمه رويارويي مناسب و حل مسئله است.
مهارت تاب‌آوري: يكي از مهارت‌هاي اساسي براي زوجين بوده و مستلزم گذشت زمان و سعه صدر و عامل تحمل فشارهاي رواني و محيطي است.
شادي و شوخ‌طبعي: بسياري از مكاتب، فلاسفه، انديشمندان و روانكاوان، شادي را بالاترين ويژگي فرد و عامل نشاط خانوادگي و اجتماعي مي‌دانند. شادكامي و شوخ‌طبعي ارتباط مستقيم با رضايتمندي و موفقيت دارد. شوخي از شدت تعارضات بين فردي جلوگيري مي‌كند و اثرات فشار و استرس و اضطراب را مي‌كاهد. شوخي و شادكامي عامل تخليه هيجاني است و مانع پرخاشگري سركوب‌شده و خشم انفجاري مي‌شود. خداوند انسان را براي زندگي متعالي خلق كرده و تمام اسباب و لوازم رسيدن به آن را در اختيارش گذارده است ولي ابناي آدم با بي‌توجهي و بي‌مبالاتي و ناآگاهي از خويشتن و جهان هستي در زندگي دچار دردها و رنج‌هاي فراوان براي خود و جامعه بشري شده‌اند.  حتي موجب گرفتاري ديگر مخلوقات و محيط زيست شده‌اند و آرامش و تعادل را از جهان خلقت سلب كرده‌اند. خشم و خشونت نشانه اهريمني و ددمنشي است و مهر و لبخند و صميميت و خيرخواهي براي تمام موجودات و مخلوقات نشانه تكامل و عاقبت‌انديشي است.
 
روایت است  فردي از پيامبر اكرم (ص) پرسيد: دين چيست؟ ايشان فرمودند: دين جز محبت نيست. در رويكردهاي انسان‌گرايانه روانشناسي نيز خودشكوفايي هنگامي حاصل مي‌شود كه فرد مهر و شادي را درك كرده و با ديگران قسمت كند و اين همان بالندگي واقعي انساني است. به جاي خودخواهي و خودمحوري، خيرخواهي و همنوع‌محوري كه سرانجام خدامحوري را به ارمغان مي‌آورد. بر اساس اين نگرش من محبت مي‌كنم پس هستم و محبت جوهره هستي است.
انسان آيينه زيبايي است كه منعكس‌كننده جلوه زيباي خداوند است و انسان پديده‌اي است كه دنياي عظيمي را در خود نهفته دارد. بشر گنج ناشناخته‌اي است كه در طول تاريخ همچنان ناشناخته مانده و فقط به بخش كوچك و رگه‌هاي باريك و اوليه از اين گنج بي‌پايان دست يافته است.
 
*كارشناس ارشد روانشناسي
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها