زينب عامري
سخنان فرزند عارف كه موقعيتهاي اجتماعي خود را حاصل «ژن خوب» معرفي كرد به يك جنجال خبري تبديل شد. پديده آقازادگي مولود جديدي نيست و محصور به پس از انقلاب نيز نميشود اما اين آسيب مهم سياسي- اجتماعي پس از انقلاب بالطبع عواقب منفي بيشتري را در پي خواهد داشت چراكه خواهناخواه ارتباطي هم با حكومت ديني و جمهوري اسلامي پيدا ميكند. يكي از اهداف بنيادين انقلاب اسلامي «تحقق عدالت» و «كاهش فاصله اجتماعي» بود، درحالي كه اين دست سخنان كه نمونه آن نيز در ميان برخي نحلههاي سياسي كم نبوده است، موجب افزايش اين فاصلهها و تعميق شكاف اجتماعي خواهد بود. اين تنها آسيب حاصله نيست بلكه ترويج اين باور در ميان مردم كه موقعيتهاي مطلوب اجتماعي از آن، خون، ژن و طبقه خاصي است موجب پيدايش رگههاي جديدي از اشرافيگري نوين خواهد بود.
در تصور عوام اشرافيت و اشرافيگري با مفهوم ثروت پيوند دارد اما اگر اين مفهوم با سياست و ژن گره بخورد به مراتب لطمات جبرانناپذيري را به همراه خواهد داشت. سياست بخش جداييناپذير دين است و دور شدن مردم از سياست به واسطه همين مسائل، موجب حركت جامعه به سمت سكولاريته و سياستگريزي ميشود و در طول زمان با جامعهاي روبهرو خواهيم بود كه حكومت، قدرت و اركان سياسي نظام را نماينده ملت و دلسوز آنها نميدانند. اين احساس رهاشدگي دين و دنيا، تفكر و باور، تعلق و تعهد و... را از مردم خواهد گرفت، بنابراين نميتوان اينگونه رفتارها و سخنهاي سياستزده را ناديده گرفت و از آن به موجهاي زودگذر تعبير كرد چراكه اين موضوعات بدون ترديد تأثيرات عميق اجتماعي بر حافظه جمعي باقي خواهد گذاشت، به ويژه آنكه با تكرار اين دست رفتارها روبهرو باشيم.
تقسيم مردم به ژن خوب و ژن بد، مزدور و عملگرا، ارباب و رعيت، بيشناسنامه و اصيل و امثال آن از آن دست اشرافيت سياسي است كه بيش از هر زمان در دوران فعلي ديده شده است. دوري از اين گونه ادبيات آسيبزاي سياسي در ميان مسئولان كشوري و اطرافيانشان بايد رعايت شود چراكه همانگونه كه امام علي (ع) در حكمت 371 نهجالبلاغه ميفرمايند، حرص و تكبر و حسادت از انگيزههاي فرورفتن افراد يك جامعه در گناهان است. بلاشك اين گناهان هم فرد متكبر را شامل ميشود هم زمينهساز گناهان و خطاهاي ساير افراد جامعه ميشود. آقازادگي و تعلق افراد به خانوادههاي مسئولان نظام، امروزه به جاي آنكه به يك پل ميان مردم و نظام يا مردم و دولت بدل شود، به وسيلهاي براي ايجاد شكاف بيشتر تبديل شده است، لذا بايد نسبت به اين گونه برتريجوييها و متصل كردن فرصتهاي اجتماعي به ژن و خون، بيشترين تقابل فكري صورت گيرد و از شيوع بيشتر آن در ميان مسئولان و خانوادههاي آنها جلوگيري به عمل آيد.