کد خبر: 863150
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
گفت‌وگوي «جوان» با پژوهشگرتاريخ معاصر
در انتخابات امسال واقعه عجيبي رخ داد. برخي براي جمع كردن رأي دست به هر كاري زدند. در اين ميان گروهك تروريستي منافقين كه معلمان داعش محسوب مي‌شدند، بيشترين بهره را بردند تا جايي كه...
   معصومه طاهري
در انتخابات امسال واقعه عجيبي رخ داد. برخي براي جمع كردن رأي دست به هر كاري زدند. در اين ميان گروهك تروريستي منافقين كه معلمان داعش محسوب مي‌شدند، بيشترين بهره را بردند تا جايي كه مقام معظم رهبري در هشداري جمله مشهور «جاي جلاد و شهيد عوض نشود» را به كار بردند. در حالي ‌كه هرسال تابستان‌ با يادآوري جنايت منافقين عليه حزب جمهوري اسلامي شروع می‌شود و با جنايت اين گروهك عليه نخست وزير و رئيس‌جمهور مردمي به اتمام مي‌رسد و متأسفانه تقويم ما پر است از حوادثی كه يادآور ترورهاي هدفمند و كور اين گروهك است اما چرا بايد جاي جلاد و شهيد عوض شود؟ يكي از دلايل اين موضوع كم‌كاري شديد در عرصه سينمايي و مستند است. به همين بهانه و براي پي بردن به علل اين مسئله با رضا حسيني از پژوهشگران تاريخ معاصر كه درباره منافقين به‌صورت تخصصي تحقيقات داشته است، گفت‌وگو كرده‌ايم.  
 در تاريخ سينماي ايران تعداد فيلم‌هايي كه مستقيماً به سازمان منافقين پرداخته شده بسيار كم و انگشت‌شمار هستند. به‌نظر شما اين كم‌كاري و اهمال‌ورزي به چه دليل است؟
 دلايل مختلفي دارد؛ مسئله اول اين‌كه در حوزه تاريخ معاصر با وجود منابع دقيق و قابل استناد و معتبر، ورود كمتري شده است و دستيابي و رجوع به اين منابع درجه اول در فيلم‌ها و فيلمنامه‌هاي ما به نوعي كم ديده مي‌شود البته در دهه اخير وضعيت به نسبت بهتر بوده است اما باز هم بحث اعتبار منابع به قوت خودش باقي است. چون اصلاً تاريخ مقوله‌اي است كه نمي‌توان ساده به آن پرداخت و نياز به مستدلات دارد بماند به اينكه اتفاقات مربوط به اين گروهك تروريستي در دوران خود ما بوده است و منابع و مشاهدات خوبي از آنها داريم ولي مشكل آن‌جاست كه توجه به تاريخ و تاريخ‌نويسي هميشه پايين بوده است. مثلاً در حوزه پژوهش انقلاب هنوز ناگفته‌هاي زيادي وجود دارد كه به آن نپرداخته‌ايم. مسئله بعدي آن است با وجودي كه از جنايات ننگين گروهك منافق زمان زيادي نمي‌گذرد، انگيزه لازم براي نويسنده‌ها نيست تا روي چنين سوژه‌هايي كار كنند و اين خود به چند عامل مرتبط مي‌شود. اولاً؛ عملاً از افشاي ماهيت اين تشكيلات تروريستي مي‌ترسند. چون منافقين باعث ارعاب و ترس شده‌اند. ثانياً؛ فضاي عمليات رواني و شانتاژي كه خود گروهك منافقين ايجاد كرده‌اند و مدام مي‌گويند از آنها نگوييد بزرگشان مي‌كنيم. اين نگفتن‌ها عواقب بدي داشت و برعكس باعث گرديد در سايه عدم پرداخت رسانه‌اي براي روشنگري به چنين موضوعي، آنها فعاليت پنهاني و مخفي داشته باشند، وقتي خود ما چيزي نگوييم و ساكت باشيم آنها با كمك حاميانشان حقايق را برعكس نشان مي‌دهند و به خورد افكارعمومي مي‌دهند. اين مطرح نكردن مسئله جنايات منافقين، يك تاكتيك رواني بود تا در فضاي فرهنگي ما به آنها پرداخته نشود و متأسفانه برخي از افراد در اين مدت فريب تاكتيك منافقين را خوردند و عمداً يا سهواً مانع از بيان حقايق آنها شدند. درحالي‌كه در اين مدت منافقان رويكرد مسلحانه خود را بيشتر به سمت فرهنگي و هنري سوق دادند و از نگفتن‌هاي ما سوءاستفاده كردند؛ درصورتي‌كه در هيچ كجاي دنيا جنايات گروهك جنايتكار و خشني كه به هيچ كس رحم نكرده حتي دختر بچه سه ساله را آتش مي‌زنند، مسكوت نمي‌گذارند و آن‌قدر از آنها مي‌گويند تا چهره واقعي‌شان براي همگان روشن شود ما هم بايد با يك نهضت روشنگري مدام اين جنايات را بگوييم و احقاق حق داشته باشيم تا وقتي تجمعي رسانه‌اي براي مظلوم‌نمايي راه مي‌اندازند، نتوانند افكار عمومي را فريب بدهند و متأسفانه كم‌كاري‌هاي زيادي به خصوص در عرصه فرهنگي و هنري در معرفي جنايات اين گروهك منافقين شده است.
منافقين در ترور شهداي هسته‌اي ما هم دست داشته‌اند؟
شايد به طور مستقيم دست نداشته‌اند، ولي با توجه به سابقه خائنانه آنها كه همواره، مزدوري با فروش اطلاعات و فعاليت عليه جمهوري اسلامي بوده است بعيد است در اين حوزه نقشي نداشته باشند. مبارزه مسلحانه از اهداف اين گروهك است هرچند اخيراً به سمت فعاليت‌هاي فرهنگي و سياسي تغيير جهت داده‌اند، ولي اگر لازم بدانند همچنان مبارزات نظامي هم خواهند داشت.
پس روند كار آنها در حال حاضر جاسوسي و فروش اطلاعات است؟
هر دو شيوه مبارزاتي را عليه ما دنبال مي‌كنند؛ هم سلاح سخت و هم سلاح نرم زيرا آنها شناگران خشن ماهري هستند هرجا آب باشد خوب حاضر مي‌شوند.
 به نظر شما مجموعه تلويزيوني «نفس» كه در ماه رمضان روي آنتن رفت، توانست چهره منافقان را براي مردم به خصوص نسل كنوني نشان بدهد؟
اين‌كه درباره چنين موضوعاتي كار بشود خوب است، ولي مشكل اصلي نداشتن اطلاعات دقيق تاريخي و مستدل است كه در اغلب موارد حواشي را پررنگ‌تر از متن مي‌كند. مثلاً ورود زياد به مسائل اجتماعي و خانوادگي باعث شده بود تا كمتر چهره حقيقي و خشن منافقين نشان داده شود البته استفاده از تم عشق و عاشقي در اين مجموعه‌ها مي‌تواند باعث جذب مخاطب بشود، ولي بيش از اندازه به آن پرداخته بودند. انتظار مي‌رفت جنايات گروهك را دنبال كنند تا مخاطبان جوان بدانند چرا اينها تروريست هستند؛ حواشي خيلي بيشتر بود.
در بحث سريال‌سازي جليل سامان تلاش كرده چهره اين گروهك را نشان بدهد؛ كاري كه كارگردانان ديگر جرئت يا علاقه ورود به اين موضوعات را ندارند. به نظر شما اين اشكالات قابل اغماض نيست؟
بله؛ اين‌كه سامان كارگرداني متعهد است كه در مجموعه‌هاي خود به اين مسئله پرداخته ستودني است. سوژه سريال‌هاي سه‌گانه او يعني «ارمغان تاريكي» و «پروانه» و «نفس»، منافقين بود. ولي به نظرم اولاً از منابع دقيق و دست اول استفاده نشده بود. ثانياً بايد در انتخاب موضوع و سوژه اولويت‌بندي كرد و ديگر اين‌كه مشاوران خوبي نداشت تا اين موضوعات را روشنگرانه‌تر دنبال كند. مسائل جدي و مهمي درباره منافقين وجود دارد كه مي‌توانست در سريال‌هاي خود بگنجاند.
سوژه‌هاي سينمايي را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
در سينما چون زمان محدود است بايد كارگردان در زماني كوتاه گل مطلب را به مخاطب ارائه كند و پيام را انتقال دهد بنابراين حساسيت و ظرافت بيشتري لازم دارد و مي‌بايست حاشيه‌ها كمتر باشد. فيلم‌هاي سيانور و ماجراي نيمروز در ميان آن همه فيلم بي‌محتوا و كم‌عمق، كارهاي خوب و ارزشمندي هستند و بايد بيشتر از اين تعداد داشته باشيم ولي باز هم عدم اولويت سنجي و نيازشناسي انتخاب موضوع و سوژه در اين فيلم‌ها نمود بيشتري داشت. به‌طور واضح اين‌كه در سيانور بهتر بود به جاي پرداختن به سوژه‌اي به نام مجيد شريف واقفي كه همچنان به‌درستي محل مناقشه و بحث است، از بين صدها سوژه مهم، ضرورت‌دار و متقن جنايات منافقين، موضوعي ديگر در نظر گرفته مي‌شد.
مجيد شريف واقفي چهره اثرگذاري بود كه با هدف مثبت وارد تشكيلات آنها شده بود كه بعد خودش و دوستانش تصفيه شدند؛ اين مهم نيست؟
درست است اما منظورم اين است كه بايد اولويت‌بندي كنيم. وقتي به ندرت كاري درباره منافقين ساخته مي‌شود بايد در صرف هزينه و سرمايه و امكانات استفاده مطلوب را ببريم و افشاگري از جنايات منافقين داشته باشيم؛ منافقاني كه در دهه 60 جنايات بسياري داشتند، درحالي‌كه شريف واقفي مربوط به دهه 50 است و بالاخره چه بخواهيم و چه نخواهيم از اعضاي سازمان بوده است.
خب، ما از تهيه‌كننده همين اثر ماجراي نيمروز را اخيراً روي پرده داشتيم كه خيلي زيبا به اتفاقات دهه 60 اشاره داشت.
بله؛ اما نقدي كه در اين فيلم وجود دارد باز به عدم اطلاع از واقعيت‌ها مربوط مي‌شود كه مشاوران به كارگردان داده‌اند. وقتي كاري ناقص باشد ناخواسته باعث تحريف تاريخ و واقعيت مي‌شود مثلاً در اين فيلم چهره شهيد لاجوردي مخدوش شده و وي را افراطي نشان دادند درحالي كه با رفتار و منشي كه او داشت باعث بازگشت خيلي از منافقين شده بود يا در سكانس آخر حقيقت اين است كه شهيد لاجوردي فرزند رجوي را نجات داد اما خبري از اين واقعيت در فيلم نبود. اينها نقد جدي در بيان تاريخ معاصر دارد. ممكن است از روي غرض‌ورزي و سوءگيري برخي، اين تحريفات رخ داده شده باشد.
كليت فيلم را چطور ديديد؟
من نگاهم به فيلم يا هر اثر فرهنگي مرتبط با منافقين اين است كه ببينم چقدر توانسته‌ تفكر و چهره واقعي و بزك كرده اين تشكيلات خشن، منحرف و التقاطي را نشان بدهد و به عبارت ديگر اصل سيرت و صورت آنها را به نمايش گذاشته باشد. در اين فيلم شهيد لاجوردي مظلوم واقع شد و به نظر مي‌رسد تفكر و منش انقلابي‌گري او عمداً يا سهواً هدف قرار گرفت.
جدا از توليدات سينمايي به نظر شما در حوزه مستند تا چه اندازه موفق بوده‌ايم؟
 خوشبختانه در حوزه مستند كارهاي خوبي شده است. جنس قالب مستند براي پرداختن به وقايع و رخدادهاي تاريخي بهتر از قالب فيلم و سريال است چون بدون حواشي اصل ماجرا را براساس اسناد تاريخي مطرح مي‌كند. هرچند اگر فيلم و سريال هم گرفتار حواشي نشود بسيار تأثيرگذار خواهد بود. حدوداً در ابتداي يك دهه پيشين مستند «گرگ‌ها» كه از هفت قسمت تنها چهار قسمت اجازه پخش گرفت خط‌شكن خوبي در اين حوزه بود البته با توجه به وجود همان تاكتيك نگفتن از منافقين، خواسته و ناخواسته موانع زيادي براي توليد و پخش داشت. پس از آن قصه‌هاي خوب زيادي ساخته شده است كه هنوزهم جاي كاردارد. لكن به نظرم گرايش به فيلم و سريال در اين حوزه به نسبت مستند بيشتر شده و از آنجايي كه در اين قالب‌ها به اصل‌ها و اولويت‌ها كمتر توجه مي‌شود لذا جاي نگراني دارد چراكه ما بايد آمار مستندسازي قوي و مستدل را بالا ببريم تا جريان ضد انقلاب پيشتازي نكند زيرا هرچه ساخته شود به عنوان بخشي از تاريخ ما براي آيندگان ثبت و ضبط و ماندگار مي‌شود.
قوي‌ترين مستندها به نظرتان كدام بوده است؟
 كارهاي خوب زيادي داشته‌ايم. در نيمه دهه 80 مستندهاي خوبي ساخته شد از جمله فيلم ناتمام براي دخترم سميه كه تأثيرگذار بود يا «گرگ‌ها» كه تقريباً پيشقراول خوبي بود و كارهاي متعددي كه درباره پادگان اشرف داشتيم و نيز مستندهاي مختلفي در خصوص شهداي ترور. موضوع ديگري هم كه وجود دارد اين است كه در توليدات رسانه‌اي بايد سراغ توابين داراي اطلاعات كامل و سالم برويم. اين‌كه صرفاً از مشكلات و مناسبات دروني آنها تحت عنوان يك فرقه گفته شود كافي نيست بايد اطلاعات استخراج بشود كه چطور و كجاها نفوذ كردند، مسائل داخلي و فسادهايي كه دارند هرچند شنيدني است اما اولويت قطعي نيست چون در اين صورت گفته مي‌شود يك فرقه هستند. درحالي‌كه اينها يك گروهك مسلحانه تروريستي با كارنامه سياهي هستند و هزاران تن را كشته‌اند. اين مهمات قضيه را نبايد فراموش كرد و به حاشيه راند. منافقين قبل از آني كه يك فرقه محسوب شوند مسلماً يه گروهك تروريستي بالقوه و بالفعل بوده و هستند.
ساخت اين مستندها تأثيرات خارجي هم دارد؟
به طور قطع تأثيرگذار است.
مستندسازهاي غيرايراني هم بوده‌اند كه در اين حوزه وارد شده باشند؟
بله؛ مثلاً چند سال گذشته در جشنواره سينماي حقيقت فردي خارجي درباره منافقين و جناياتشان مستندي ارائه كرد كه فيلم خوبي بود و رتبه هم گرفت.
منافقان هم در سال‌هاي اخير وارد اين حوزه مستندسازي شده‌اند كه البته با حمايت شبكه‌هاي ماهواره‌اي معاند بوده چقدر مستدل و قابل قبول است؟
 بله؛ آنها با تغيير رويكرد و تاكتيك سخت به نرم درحوزه فرهنگ و رسانه حضور زيادي داشته‌اند كه در اين مسئله با ما وجه اشتراك دارند، ولي براي مظلوم‌نمايي و تحريف حقايق كار مي‌كنند. كم‌كاري‌هاي ما خواسته و ناخواسته باعث شده است افكار عمومي جهانيان را بعضاً تحريف كنند و البته وجود بعضي عوامل و دلايل در كشور، زمينه را براي نشر جعليات آنها مستعدتر كرده است.
چند فيلم ساخته‌اند؟ آماري هم داريد؟
آمار جديدي ندارم ولي در فضاي رسانه به خصوص فضاي مجازي خيلي فعال هستند. كانال‌ها و گروه‌هاي زيادي دارند و شبهاتي را هم ترويج مي‌دهند، ولي متأسفانه ما هنوز در مقابل آنها كم‌كاريم و يكسويه پيشتازي مي‌كنند.
چرا درباره اعدام‌هاي سال67 مستند نداريم؛ چيزي كه باعث شد خيلي ازآن سوءاستفاده بشود؟
با وجود منابع و اسناد معتبر و متقن در اين باره، خلأ‌هاي زيادي داريم و همين باعث گرديده تا منافقان موضوعي پيدا كنند و بين خودمان مناقشه ايجاد شود. بايد اين منابع در اختيار دستگاه‌ها و رسانه‌ها قرار بگيرد تا به اطلاع مردم برسانند منافقين از همين خلأ ما بهره مي‌برند و با نگاه سياسي و حقوق بشري اقدام مي‌كنند در حالي‌كه به خوبي و مستند مي‌توانيم به روشنگري درباره اعدام‌هاي 67 بپردازيم.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۶ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۱
0
0
عالی بود ممنون
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار