رضا رسولي*
درباره ترويج، تبليغ و تعميق موضوع با اهميت عفاف و حجاب در كشور پس از پيروزي انقلاب اسلامي طيفي از اقدامات خوب و مؤثر انجام گرفته كه نتيجه آن گرايش بخش قابل توجهي از جوانان به اين مقوله است اما اين اقدامات همچنان از كفايت لازم برخوردار نيست چراكه در جبهه مقابل به طور معكوس و موازي اقدامات فرهنگي وسيع و دامنهداري در جهت ميل به برهنگي در حال انجام است؛ انبوهي از تبليغات سوء كه طبع اوليه جوانان به طور عادي به سمت آن ميل و كشش دارد و اگر قوه عاقله ضعيف عمل كند، گرايش به آن اتفاق ميافتد. وقتي سخن از كار فرهنگي ميكنيم در واقع بايد پيچيدگيهاي اين وادي را نيز در نظر بگيريم كه طيفي از مباحث جامعهشناسانه، روانشناسانه و مباحث تربيتي و خانوادگي و آموزشي را دربرميگيرد. بنابراين ترويج عفاف و حجاب آنطور كه ممكن است براي برخي به نظر برسد، ساده نيست و پيچيدگيهاي خاص خود را دارد.
اين حرف نبايد منجر به انفعال در موضوع حجاب و عفاف شود بلكه توجه به عميقتر كردن رويكردها و پرهيز از سطحينگري در اين زمينه را گوشزد ميكند. همانطور كه ميدانيم اصل موضوع حجاب در همه جوامع متمدن بشري امري پذيرفته شده است و اختلافات تنها در نوع و اندازه اين مسئله وجود دارد. در واقع درباره حداقلهاي حجاب در همه جوامع اتفاقنظر وجود دارد و قوانين در اين ارتباط محدوديتهايي قائل شده است. آنچه امروز درباره موضوع عفاف و حجاب در جامعه بايد بيش از همه مورد دقت قرار گيرد اين است كه حجاب تنها يكي از پيش زمينههاي عفاف است و عوامل ديگري هم براي عفيف شدن جامعه وجود دارد كه نبايد آنها را از نظر دور نگه داشت. بعضي از اين عوامل پيش از مسئله حجاب بايد در سبك زندگي نهادينه شده باشد، براي مثال موضوع رزق حلال روي حياي افراد تأثيرگذار است. نميتوان انتظار داشت لقمه اعضاي يك خانواده ناسالم باشد ولي صرفاً به واسطه رعايت حجاب، عفاف در روح و جان اين افراد نهادينه شده باشد.
اگر چرخه اقتصادي جامعه يا خانواده خدايي نكرده شبههناك و آلوده به ربا باشد نميتوان انتظار داشت از دل اين چرخه مسموم، حيا و عفاف تجلي پيدا كند. نظام اجتماعي در اسلام يك چرخه است كه مانند نخ تسبيح ارتباط ميان اعضاي اين چرخه وجود دارد. رعايت حجاب تنها يكي از الزامات براي عفيف شدن جامعه است، به عنوان مثال امكان ندارد باك يك خودروي گرانقيمت با بنزين ناسالم پر شود و آن خودرو عملكرد خوبي از خود نشان دهد. رزق حلال، تزكيه نفس و ترويج مكارم اخلاق در جامعه جزو پيش نيازهاي اساسي موضوع عفاف است.
دلسوزان و فعالان فرهنگي اگر قرار است درباره بحث عفاف در جامعه كار كنند ابتدا لازم است اين پيش نيازها را در نظر بگيرند و روي تقويت آنها كار كنند و موضوع عفاف را صرفاً به مسئله حجاب محدود نكنند. از سوي ديگر عفاف چند مرحله دارد تا به اعتقاد و رفتار تبديل شود، عفاف در لباس، رفتار، گفتار و صدا نياز به الگوهاي ملموس و مؤثر دارد، رسانهها و مراكز فرهنگي ما تا چه اندازه در ارائه الگوهاي مؤثر و خلق كاراكترهايي كه بتوانند الگو باشند موفق عمل كردهاند. آثار ادبي و هنري ما چقدر در اين زمينه موفق عمل كردهاند. موضوع عفاف بايد در آثار هنري ما مانند شكر حل بشود و در تن و جان مخاطب تهنشين شود. متأسفانه نويسندگان، فيلمنامهنويسان و فيلمسازان ما نهتنها موضوع عفاف را آنچنان كه بايد جدي نگرفتهاند بلكه در اينباره اغلب از تخصص كافي براي درگير كردن و انتقال مفاهيم به افكار عمومي برخوردار نيستند. پيامهاي گل درشت و مستقيم تنها بخشي از جامعه را كه آمادگي براي پذيرش دارند، قانع ميكند و بايد به اين توجه داشت كه طيفي از افراد جامعه از طرق غيرمستقيم و به واسطه آثار هنري اقناعكننده ممكن است به سمت حجاب و عفاف تمايل پيدا كنند.
*نويسنده، مدير فرهنگي و مدرس دانشگاه
تهيه و تنظيم: جواد محرمي