شيوا نوروزي
تمرينات پيش فصل يكي از سرنوشتسازترين برهههاي زماني است كه تيمهاي حرفهاي فوتبال دنيا حساسيت ويژه روي آن دارند و براي استفاده بهينه از اين فرصت برنامهريزي دقيق و حرفهاي را در دستور كار قرار ميدهند. اردوهاي برونمرزي و ديدارهاي تداركاتي از جمله اقداماتي است كه تيمهاي حرفهاي براي آمادگي هرچه بيشتر بازيكنانشان قبل از شروع فصل جديد در نظر ميگيرند. در حالي كه باشگاههاي فوتبال در ايران در بحث آمادهسازي تيمهايشان تنها به موضوع اردوهاي خارجي توجه ميكنند و در راه عملي كردن اين خواسته خود هزينه هنگفتي را كه بيشتر از پول بيتالمال است متحمل ميشوند!
در فصل تابستان و در روزهايي كه گرماي هوا در ايران به اوج خود ميرسد بيشتر تيمهاي فوتبال ليگ برتري همانند سالهاي گذشته براي سفر به كشورهاي همسايه و اروپايي بار سفر ميبندند تا مثلاً براي فصل جديد آماده شوند. نكته جالب اينكه اغلب مديران باشگاهها و سرمربيان تيمها تمايل زيادي به برگزاري اردوهاي پيشفصل در خارج از كشور دارند و حتي بسياري رفتن به اين سفرها را ضروري ميدانند. همين آقايان سالهاست كه با تصميماتشان ثابت كردهاند عملاً اعتقادي به امكانات كشور و استفاده از پتانسيلهاي داخلي ندارند. باتوجه به شرايط آب و هوايي ايران، گرم شدن هوا بهترين بهانه براي آنهايي است كه بيصبرانه منتظر سفر خارجي هستند. همين بهانه فرصت خوبي است تا يكي از كشورهاي همسايه يا كمي دورتر مقصدي براي اردوي تداركاتي باشد. از سوي ديگر اينكه علاوه بر شرايط آب و هوايي، نبود امكانات كافي نيز يكي از توجيهات كساني است كه براي رفتن به خارج سر و دست ميشكنند. برگزاري اردوهاي تمريني مستلزم شرايطي از جمله در اختيار داشتن امكانات سختافزاري استاندارد است، شرايطي كه در اغلب شهرهاي كشور مهيا نيست. به ويژه آنكه در تعطيلات تابستاني ليگهاي فوتبال بر بيشتر مناطق ايران آب و هوايي گرم حاكم است. اين دو عامل كه البته در فوتبال حرفهاي مهم به حساب ميآيند زمينه را براي سفرهاي پرخرج پيشفصل مهيا ميكند. با اينكه اهالي فوتبال بهخصوص مديران و مسئولان از اين شرايط آگاه هستند اما تاكنون قدمي در جهت مرتفع كردن مشكلات برنداشتهاند! شايد از نظر اقليمي نتوانيم تغييري در شرايط آب و هوايي كشورمان ايجاد كنيم اما بدون شك اگر در اين سالها بخشي از بودجه كلان فوتبال صرف ساخت و ساز تأسيسات جديد و بهينهسازي زيرساختهاي قديمي شده بود قطعاً حالا مجبور نبوديم براي يك اردوي چند روزه ارمنستان، تركيه يا اوكراين را به عنوان كشور مقصد انتخاب كنيم. بودجهاي كه در اختيار فوتبال ايران قرار ميگيرد چندين برابر پولي است كه صرف كل ورزش كشور ميشود. پس چطور است كه در چند دهه گذشته تعداد ورزشگاههاي مجهز ما چند برابر نشده و خبري از احداث كمپهاي تمريني نيست؟! باشگاههاي فوتبال ما امروز مدعياند حرفهاي شدهاند و براي آنكه اين موضوع را ثابت كنند ميلياردها تومان را خرج خريد بازيكنان اسم و رسمدار ميكنند. در حالي كه پس از گذشت چند هفته مشخص ميشود كه بازيكنان ميلياردي نه تنها ستاره نيستند بلكه سطح بازيشان درحد ليگهاي دسته يك يا حتي دو هم نيست. اين را هم اضافه كنيم كه فوتبال ما از خريد فوتباليستهاي خارجي بيكيفيت ميلياردها تومان ضرر كرده و بارها نيز با جريمههاي سنگين از سوي مراجع بينالمللي مواجه شده است. اگر مديران فوتبال ايران از مديريت حرفهاي اندكي سررشته داشتند يا لااقل به جاي حفظ موقعيتشان ذرهاي هم براي آينده اين رشته پرهزينه و پرطرفدار كشور دل ميسوزاندند حالا در مناطق خوش آب و هواي ايران چند كمپ تمريني استاندارد در اختيار داشتيم و آقايان نيز ديگر نميتوانستند اردوهاي برونمرزي خود را توجيه كنند. سرخابيها كه قطبهاي فوتبال اين مرز و بوم هم محسوب ميشوند از بودجه دولتي ارتزاق ميكنند. در حالي كه مديران هر دو باشگاه و حتي مسئولان وزارت ورزش منكر پرداخت هر نوع پولي به استقلال و پرسپوليس هستند و هرگز هم توضيحي در مورد منبع درآمد اين دو تيم نميدهند اما بايد از مديران فعلي و پيشين سرخابيها پرسيد در اين سالها چند درصد از بودجههاي ميلياردي خودرا صرف زيرساختها كردهايد؟ با اندكي مديريت و با پولي كه خرج حل و فصل پروندههاي خارجيهاي بيكيفيت شده ميتوانستيم در سرعين، كردان يا ساير مناطق خوش آب و هوا كمپ احداث كنيم. در آن صورت در روزهاي داغ مجبور نبوديم ارز از كشور خارج كنيم تا بلكه تيمهاي ليگ برتريمان در خارج تمرين كنند و با تيمهاي محلي بازي دوستانه برگزار كنند!