
به مناسبت روز ملي ادبيات کودک و نوجوان نشستي با عنوان "به زبان امروز" با حضور جمعي از اعضاي انجمن نويسندگان کودک ونوجوان ، نويسندگان، مترجمان، محققان و پژوهشگران اين حوزه در سالن جلسات انجمن نويسندگان کودک و نوجوان برگزار شد. سخنراني و برپايي ميزگردي در خصوص نحوه بازافريني و بانويسي متون کهن و اسيب شناسي ان در ايران از جمله مهمترين برنامه هاي اين نشست بود.
در ابتداي اين جلسه معصومه انصاریان عضو هیئت مدیره انجمن نويسندگان کودک و نوجوان با ابراز خرسندي از اقدامات انجام شده در خصوص معرفي اثار نويسندگان ايراني در سطح بين المللي و حضور موفق انها در نمايشگاه هاي معتبر ادبي جهان اظهار کرد: از انجا که سی در صد ادبیات کودک و نوجوان در ایران، شامل بازنویسی و بازآفرینی است و اين بحث از جمله مباحث مهم و کليدي در ارتقاي سطح ادبيات کودک و نوجوان است نشست روز ملي ادبيات کودک به اين موضوع اختصاص يافته است.
***
بازافريني اثار داخلي و مقابله با امپرياليسم فرهنگي!
دکتر مریم جلالی، عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي و استاد ادبيات کودک ونوجوان ، از تجربه بازنویسی و بازآفرینی در کشورهای دیگر سخن گفت. اين استاد دانشگاه با بيان اينکه لزوم بازپردازش متون بزرگسال درادبيات کودک و نوجوان سال 1800ميلادي در کشورهاي غربي مورد توجه قرار گرفت افزود: تا پيش از اين زمان، قسمت هايي از کتاب ها گزينش مي شد و بدون دخل و تصرف در اختيار گروه سني کودک و نوجوان قرار مي گرفت اما کم کم ضرورت اثبات و انتقال هويت تاريخي، ملي و ديني با ايجاد ارتباط ميان گذشته و حال را احساس کردند و براي سياست گذاري در بازپرداختن و اقتباس از متون بزرگسال وارد عمل شدند. دکتر جلالي ادامه داد: نويسندگان و مسئولان فرهنگي و سياست مداران براي سياست گذاري در اين خصوص پاي کار امدند و با بکارگيري ظرفيت هاي موجود از جمله رسانه هاي دولتي و خصوصي و با تمرکز بر شناخت خواسته و نياز واقعي مخاطب به بررسي و تحقيق پرداختند. اين استاد دانشگاه افزود: انتخاب متوني که قابليت جهاني شدن داشته باشد از جمله معيارهايي بود که در بازافريني آثار مورد توجه مسئولان فرهنگي و نويسندگان غربي قرار گرفت. دکتر جلالي با اشاره به اينکه پس از سياست گذاري دقيق چندين ساله، براي تثبيت اين اقدام فرهنگي وارد عمل شدند ادامه داد: غربي ها با اين ديدگاه که ادبيات با ايجاد حس لذت درکودک کمک مي کند تا او هويت و ميراث فرهنگي اش را کشف کند، با استفاده از محرک هاي ديداري و نوشتاري توانستند آثار نويسندگان برجسته اي چون شکسپير را به گونه اي بازافريني کنند که توجه کودکان و نوجوانان را به خود جلب کند. اين استاد دانشگاه افزود: غربي ها براي تثبيت پديده ادبي بازافريني و بازنويسي اثار کهن فرهنگي شان در قالب يک برنامه مدون ساله و مطالعه بر روي مکان هايي چون مهدکودک ها و مدارس پيش رفتند و به همين دليل توانستند در اين راه موفق عمل کنند. اين در حالي است که درکشور ما به رغم انجام بازافريني و بازنويسي متون قديمي براي کودکان و نوجوانان، هنوز نه از سياست گذاري در اين زمينه خبري هست و نه از تدوين برنامه اي مدون و مستمر. دکتر جلالي با بيان اينکه نبايد اجازه دهيم امپرياليسم فرهنگي با رويکردهاي خاص خودش ادبيات کودک ونوجوان ما را تصاحب کند بر لزوم سياست گذاري و تدوين برنامه اي براي پيشبرد هدفمند بازافريني و بازنويسي متون کهن ارزشمند کشورمان براي مخاطبان کودک ونوجوان تاکيد کرد.
سازگاري داستان با هنجارهاي اجتماعي مدنظر قرار گيرد
در ادامه اين نشست مرجان فولادوند پژوهشگر و نويسنده با ارائه توضيحاتي در خصوص" خيانت و خدمت بازنويسي گفت: از انجا که عصر حاضرناگزير به بازنويسي و بازافريني متون کهن هستيم بايد در خصوص چگونگي انجام اين اقدام فرهنگي مطالعه و تحقيق کنيم . اين شاهنامه شناس با اشاره به اينکه در حال حاضر به دليل استقبال و تمايل مخاطبان به خواندن اثار و متون کهن بخش مهمي از کتاب هاي حوزه ادبيات کودک و نوجوان در حيطه بازافريني قرار گرفته است افزود: از اين رو نويسندگان و مترجمان بايد براساس معيار و ملاک مشخصي به بازافريني و بازنويسي بپردازند. وي ادامه داد: با توجه به تحولات اجتماعي، بازنويسي براي اصالت بخشيدن به معنا به جاي لفظ مورد توجه قرار گرفته است و نويسنده بايد براي بازنويسي متون سه حوزه فولکولوريک، متون مذهبي و کلاسيک بر اساس اقتضائات و حيطه هاي اين سه حوزه پيش برود و اين امر مستلزم شناخت درست متون و انتخاب درست انهاست.موضوعي که گاهي انگونه که بايد مورد توجه قرار نمي گيرد و نتيجه ان بازنويسي اثري مي شود که يا کارکردش در دنياي امروز را از دست داده و با هنجارهاي اجتماعي سازگار نيست، يا مورد استقبال خواننده قرار نمي گيرد.
اين پژوهشگر ادامه داد: داستان هايي که با هنجارهاي اجتماعي تطابق ندارند براي بازنويسي نيازمند تغيير ساختار هستند اما متاسفانه گاهي نويسندگان نسبت به اين موضوع کم توجهي مي کنند.
اين نويسنده با تاکيد بر اينکه بازنويسي اگاهانه اشکار کننده معناي پنهان متن است ، مخدوش شدن معنا در بازنويسي را يکي از مشکلات اين حوزه دانست و افزود: متاسفانه به دليل عدم تسلط نويسنده بر متن اصلي و عدم دريافت مفهوم دقيق ان، اثر بازنويسي شده معناي پنهان در متن اصلي را مخدوش مي کند و نمي تواند منظور نويسنده اصلي را به مخالب القا کند.
فولادوند فروکاستن معنا را يکي ديگر ازاسيب هاي بازافريني عنوان کرد و گفت: در متون کهن و مذهبي داستان ساده و به راحتي قابل فهم است حال انکه در متون کلاسيک به رغم صورت ظاهري ساده چند لايگي معنايي وجود دارد که در بازافريني با کاهش بخشي از مطلب به دليل محدوديت حجم برخي ازلايه هاي معنايي متن تقليل يافته و در نهايت داستاني بدون پايان و هدف مشخص به مخاطب ارائه مي شود.
اين نويسنده تاکيد کرد: براي بازافريني ، بازنويسي و اقتباس اثار به ويژه براي مخاطب کودک و نوجوان بايد نظام همگني وجود داشته باشد که هم نويسنده و هم مخاطب با ان اشنا باشند.
فولادوند توصيه کرد: نويسندگان در بازنويسي مطلب در عين وفاداري به متن اصلي سعي کنند بخش هايي از متن اصلي را که شيرين تر و دوست داشتني تر است در لابه لاي متن بگنجاند تا خواننده به مطالعه متن اصلي نيز ترغيب شود . فولادوند ادامه داد: باید باور کنیم بعضی از داستانها در متون کهن کارکردشان را از دست داده اند. داستان کنیزان و غلامان و خرید و فروش انها جایی در بازنویسی برای کودکان ندارند. بسیاری از داستانهای مثنوی هم قابل بازنویسی نیست.برخی از داستانهای فولکلور هنجاری را آموزش می دهند که هنجار دوران ما نیست. به عنوان نمونه داستان خاله سوسکه. اما ساختار مبتنی بر تکرار و سایر ویژگیهای ساختاری این داستان آن را برای مخاطبان محبوب کرده است. ما می توانیم از ساختارش استفاده کنیم
بازافريني شاهنامه نتيجه سالها تلاش است!
در ادامه اين جلسه محمدرضا يوسفي يکي ديگر از نويسندگان مجرب کودک و نوجوان که بازافريني مجموعه چند جلدي شاهنامه براي کودکان و نوجوانان را در کارنامه اش دارد در خصوص تجربيات شخصي و نحوه بازنويسي اين اثر ارزشمند به ارائه توضيحاتي براي حضار پرداخت. يوسفي گفت: از کودکي علاقه بسياري به داستان هاي شاهنامه داشتم ، پاي صحبت هاي نقال ها مي نشستم و بارها براي سياوش گريه کردم . به همين دليل از زمان شروع نويسندگي دلم مي خواست داستان هاي اين اثر ارزشمند فرهنگي را بازافريني کنم و نهايتا بعد از سالها به اين هدف رسيدم. اين نويسنده بابيان اينکه شاهنامه مجموعه اي از حکمت، تاريخ، اسطوره ، مردم شناسي و داستان است افزود: در بازافريني نويسنده فقط از متن الهام مي گيرد، ممکن است کمي شخصيت ها و زاوايه ديد را تغيير بدهد ودر نهايت يک اثر جديد را به مخاطب ارائه دهد. مجموعه 63 جلدي شاهنامه که براي مخاطبان نوجوان نوشته ام و مجموعه 50 جلدي براي کودکان را با الهام از داستان هاي شاهنامه بازافريني کردم و خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.
يوسفي با تاکيد بر لزوم ساختارشناسي اسطوره ها افزود: برخي نظريه پردازان در اين زمينه ورود پيدا کرده اند و اميدوارم اين گام ها استمرار داشته باشد اين نويسنده ادامه داد: در بازافريني شاهنامه براي کودکان و نوجوانان تلاش کرده ام تا حد امکان درون مايه و شخصيت ها را حفظ کنم و برخلاف داستان هاي شاهنامه که اپيزودگونه و بخش بخش است در بازافريني اين اثر داستان ها را در قالب يک رمان مستقل و حلقه هاي به هم پيوسته نوشته ام.
تهيه و تنظيم: مريم احمدي