
محمد اسماعیلی
كمتر روزي را ميتوان جستوجو كرد كه رسانههاي مشهور و معتبر دنيا گزارش و تحليلي از تواناييهاي جمهوري اسلامي ايران نداشته باشند و توانمنديهاي هستهاي، موشكي، پزشكي و در بعد ديپلماسي عمومي و قدرت نفوذ گفتماني را مورد تحسين و ستايش قرار ندهند،آن هم در شرايطي كه جمهوري اسلامي ايران در طول نزديك به 40سال گذشته همواره در معرض تحريم و فشارهاي بينالمللي بوده است و نظام سلطه تلاش داشته تصويري سياه و كدر را از نظام جمهوري اسلامي ايران مقابل افكار عمومي قرار دهد.
يكي از اولويتهاي هميشگي نظام سلطه و رسانههاي گسترده وابسته به شبكههاي امنيتي و جاسوسي آنها اين بود كه تصويري تيره از نظام و كشور ايران به دنيا مخابره كنند؛ كشوري كه مردم آن در رنج و فقر مطلق زندگي ميكنند و دولت آن توانايي بوميسازي هيچ صنعت يا علمي را ندارد و براي نيازهاي ضروري همواره بايد دست نياز به سوي كشورهاي ديگر دراز كند.
اين در حالي است كه واقعيت، حداقل در آنجايي كه رسانههاي معتبري مانند واشنگتن تايمز، فارين پاليسي و چندين رسانه ديگر - اگر چه اولويتشان همانند ساير رسانههاي وابسته به امريكا يا كشورهايي نظير انگليس و فرانسه «تخطئه دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران بوده است»- در خلال گزارشها و تحليلهاي خود به توانمنديهاي بالقوه و بالفعل ايران اعتراف داشته و از مقامات ارشد امريكا خواستهاند در مواجهه با كشورمان قدرت ايران را ناديده نگيرند و اشتباهات گذشته را تكرار نكنند.
در يكي از آخرين نمونهها ميتوان به گزارش نشريه امريكايي «نشنال اينترست» اشاره كرد كه تحت عنوان بحران قطر هشداري براي بيدار شدن از خواب غفلت است، به روابط امريكا و عربستان پرداخته و تأكيد كرده: «اكنون به روشني پيداست كه تلاش ترامپ براي تشكيل يك ائتلاف ضد ايراني با شكست مواجه شده است و شكاف و تفرقه ميان متحدان امريكا در حال گسترش است. يكي از موضوعاتي كه نقش ويژهاي در بدتر شدن روابط عربستان و قطر داشته، مخالفت دوحه با ورود به جنگ نيابتي عربستان عليه ايران در يمن بوده است.»
اين رسانه امريكايي در ادامه دموكراسي محور بودن حاكميت ايران را نيز مورد تحسين قرار ميدهد و از دولت ترامپ ميخواهد منافع مشترك با ايران را مورد توجه قرار دهد: «در حالي كه تروريسم وهابي توليد شده در رياض حتي نيويورك را تهديد ميكند، ترامپ ايران را دشمن درجه يك امريكا معرفي ميكند، با وجود آنكه امريكا و ايران در مبارزه با داعش منافع مشتركي دارند و هر دو هدف حملات تروريستي هستند، ايران كه دموكراتيكترين كشور در ميان همسايگانش است بايد به عنوان شريكي در مبارزه با داعش فرض شود.» به چالش كشاندن سياست ترامپ در مقابل كشورمان را اين رسانه مورد توجه قرار داده و خواهان تغيير سياستهاي ضدايراني دولت ترامپ ميشود، به دليل آنكه سياستهاي گذشته اين كشور در مقابل ايران اثر قابل توجهي نداشته و قدرت ايران نسبت به گذشته قابل قياس نيست: «ترامپ كه ديد عميقي در رابطه با مسائل سياسي ندارد، موضع شديد ضد ايراني خود را از جمهوريخواهان دريافت كرده است اما اكنون كه روندها در حال تغيير هستند، ادامه سياستهاي گذشته معنايي ندارد.»
اعتراف سياستمداران ايالات متحده
اعتراف به قدرت جمهوري اسلامي ايران تنها مختص رسانههاي مشهور غربي نيست و در دورههاي زماني مختلف سياستمداران ارشد امريكايي و ساير كشورهاي غربي به اجبار نسبت به قدرت گفتماني يا دفاعي و هستهاي ايران اعتراف داشته و بر خلاف ميل باطني خود تأكيد كردهاند هزينههاي روبهرو شدن با كشورمان سرسام آور بوده و جبران آن حتي غيرممكن است.
بودهاند سياستمداران امريكايي كه بعد از حمله نظامي اين كشور به افغانستان و عراق و به چالش كشيده شدن اهداف اوليه امريكا در منطقه غرب آسيا، با ارائه دلايل متقن و مهمي تأكيد داشتهاند حمله نظامي به ايران غير ممكن بوده و هزينههاي آن قابل مقايسه با افغانستان و عراق نيست وتنها راهكار مقابله با ايران تعيين رديف بودجهاي در لوايح بودجههاي سالانه اين كشور و اقدامات مشابه براي براندازي نرم در حاكميت سياسي كشورمان است؛ سياستي كه دولت ترامپ نيز طي هفتههاي اخير به آن توجه ويژه داشته و جك تيلرسون وزير امور خارجه امريكا نيز در يكي از مواضع جنجالي خود راهكار مؤثر مقابله با جمهوري اسلامي ايران را حمايت و تقويت جريان غربگراي داخلي و تلاش براي استحاله حاكميت سياسي كشورمان بهواسطه وجود چنين افرادي ميداند.
اما آنچه بايد مورد توجه قرار بگيرد اين است كه اعتراف به توانمنديهاي جمهوري اسلامي ايران در حوزههاي مختلف علمي، نظامي، هستهاي و گفتماني اختصاص به مقامات يك دولت امريكا نداشته و در بين سياستمداران دموكرات و جمهوريخواه اين كشور ميتوان دهها نفر را جستوجو كرد كه به فراخور تحولات بينالمللي ناچار شدهاند قدرت جمهوري اسلامي ايران را فراتر از حد تصور عنوان كنند.
جيمز كلپر رئيس سابق سازمان اطلاعات ملي امريكا يكي از افرادي است كه درباره ايران بيان ميكند: «پيشرفتهاي فني ايران، به طور مشخص در غنيسازي اورانيوم، بر اين ارزيابي ما صحه ميگذارد كه ايران ظرفيت علمي، فني و صنعتي لازم را براي توليد تسليحات هستهاي در اختيار دارد و موضوع اصلي، تنها اراده سياسي (براي توليد چنين تسليحاتي) است. اين پيشرفتها در راستاي اين نظر ماست كه ايران در صورتي كه بخواهد تسليحات هستهاي توليد كند، از نظر فني اين ظرفيت را دارد كه اورانيوم غني شده براي مصارف نظامي، توليد كند.»
استوارت مدير آژانس اطلاعات دفاعي امريكا در يكي از جلسات استماع سنا كه با محوريت توان موشكي ايران برگزارميشود ودر پاسخ به سؤال نمايندهاي كه خواستار توضيح درباره نقش برنامه موشكي ايران در راهبرد نظامي اين كشور در پرتو «برجام» و همچنين احتمال ادامه اين برنامه بهرغم تحريمها عليه آن شده بود، ميگويد: «ايرانيها بهرغم بيش از 30 سال مواجهه با تحريمها، توان موشكي بسيار قدرتمندي ايجاد كردهاند. هيچ نشانهاي مبني بر اينكه قصد عقبنشيني از فناوري و توان موشكيشان دارند، وجود ندارد. آنها همچنان به ارتقاي بُرد موشكها، ميزان مرگآوري آنها و توان مانورشان ادامه ميدهند و از نظر من، اينها، هيچ زمان و با هيچ تحريمي تغيير نخواهند كرد.»
فارين پاليسي: ايران قويتر از گذشته
فارين پاليسي نيز روز گذشته با اشاره به ناتواني رژيم سعودي در مقابله با ايران و ضربه فني شدن اين كشور در مقابل سياستهاي جمهوري اسلامي ايران در مطلبي تحت عنوان «عربستان خودش را ضعيفتر و ايران را قويتر ميكند»، مينويسد: «عربستان با متحد كردن بيشتر كشورهاي عربي بهدنبال فشار بيشتر به ايران است. ترامپ نيز سياستهاي خود را در قبال ايران دنبال ميكند همانطور كه جرج بوش نيز به عراق حمله كرد تا بيش از پيش ايران را تحت نظر قرار دهد.»
اين رسانه مشهور امريكايي هراس خود از قدرتمندتر شدن ايران به دليل اشتباهات فاحش ترامپ و شيوخ منطقه را مورد تأكيد قرار ميدهد و خواهان مقابله هوشمندانهتر با كشورمان در عرصه بينالمللي و منطقهاي ميشود: «تحريم قطر و خارج شدن يك كشور عربي از اتحاد عليه ايران، ميتواند موجب تضعيف عربستان شود. زمين زدن ايران و افزايش تلاشها براي تسويه حساب با ايران ميتواند در نهايت موجب قدرتمندتر شدن ايران هم بشود. سياستمداران ايران به خوبي ميدانند كه عربستان به شدت شيفته مبارزه با ايران است و اكنون بازي را به نحوي اداره كردهاند كه متحد عربستان نيز به يكي از مخالفان اين كشور تبديل شود.»
تصوير غرب را بدون تعصب ترسيم کنيد
به همان اندازه كه سياستمداران و رسانههاي غربي از قدرتمندتر شدن ايران هراس داشته و به هر طرح و ايدهاي جهت جلوگيري و مقابله با نفوذ گفتماني و مانع شدن از توسعه صنايع دفاعي- نظامي جمهوري اسلامي ايران روي ميآورند، جريان خوش بين به غرب در داخل كشور نيز از به خطر افتادن منافع
حزبي- جناحي خود در صورت استمرار رويه انقلابيگري در عرصه سياست خارجه و در مواجهه با نظام سلطه دلهره داشته وتنها راه فارغ شدن از اين هراس و دلهره را تعديل مواضع و رويكردهاي انقلابي درمقابل غرب دانسته؛ روشي كه تنها با بازخواني خروجي توافق هستهاي در20ماه گذشته ميتوان از هماكنون نتايج آن را حدس زد. بهراستي چرا جريان مذكور هيچگاه حاضرنبوده براي مشاهده واقعيتهاي صحنه بينالملل، مواضع غربيها در قبال توانمنديهاي ايران را بدون هراس تحليل و با چاشني كردن نحوه اجراي تعهدات توسط ايالات متحده در برجام، تصويري بهدور از شيفتگي از غرب ترسيم كند؟