
به گزارش خبرنگار ما، تابستان سال 94، دختر 22 سالهاي به نام نگار خودش را به پليس تهران رساند و از دو مرد فروشنده به اتهام آدمربايي و تعرض شكايت كرد. او توضيح داد: چندماهي به خاطر مشكلات مالي دنبال كار مناسب بودم. هرجا رفتم به خاطر تحصيلات ايراد ميگرفتند تا اينكه يكي از آشنايان آدرس فروشگاه لباس زنانهاي را داد و گفت آنها به فروشنده نياز دارند. به آدرس فروشگاه رفتم و با صاحب فروشگاه صحبت كردم و قرار شد مشغول كار شوم. روز بعد وقتي به فروشگاه رفتم، صاحب فروشگاه به بهانهاي مرا به طبقه بالا برد. بعد از دقايقي برادرش آمد و آنها بعد از آنكه دهانم را بستند. . . . .
با طرح شكايت، مأموران پليس به آدرس فروشگاه رفتند و صاحب آن به نام نبي 24 ساله و برادرش فؤاد 21 ساله را كه هر دو از تبعه افغان بودند، بازداشت كردند. دو متهم در جريان تحقيقات پليس به جرمشان اعتراف كردند. با كامل شدن تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي كه به رياست قاضي اصغرزاده و با حضور قاضي توكلي به صورت غيرعلني برگزار شد، شاكي به جايگاه دعوت شد و بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد. بعد از توضيحات شاكي، متهم رديف اول در جايگاه حاضر شد و در دفاع از خودش گفت: وقتي نگار براي كار به مغازه آمد، قبول كردم و قرار شد از فرداي آن روز در مغازه مشغول كار شود. روز بعد وقتي او را ديدم وسوسه شدم و از او خواستم به بهانه بازديد از ديگر اجناس به طبقه بالا بيايد. او قبول كرد و با هم به طبقه دوم مغازه رفتيم. متهم در ادامه گفت: قبول دارم او را مورد اذيت و آزار قرار دادم، اما شاكي دروغ ميگويد و دهانش را نبستم. از طرفي او با ميل خودش به مغازه آمده بود و مرتكب آدمربايي هم نشدهام. در ادامه، متهم رديف دوم به دستور رياست دادگاه در جايگاه قرار گرفت. او بعد از تفهيم اتهاماتش در دفاع از خود، جرمش را انكار كرد.
در پايان جلسه بعد از آخرين دفاع، هيئت قضايي بعد از شور، با توجه به مدارك موجود در پرونده هر دو متهم را از اتهام آدمربايي تبرئه و نبي را به 100 ضربه شلاق و فؤاد را به 99 ضربه شلاق محكوم كرد. همچنين قضات شعبه با توجه به تحقيقات در دادسرا كه ورود آنها به كشور مجاز بوده است، براي مجازات تكميلي، حضور آنها را به علت تعرض به نواميس ايراني خطرناك دانست و تشخيص داد بايد از كشور خارج شوند.