
«با وجود گذشت دو ماه از برگزاري انتخابات، برخي نميتوانند عصبانيت خود از رأي مردم را ناديده بگيرند. اين عصبانيت در حالي است كه مردم در دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، با اختلاف رأي قابل توجه، رئيسجمهور خود را انتخاب كردند.» اين عبارت يكي از آخرين موضعگيریهاي جنجالي دولتمردان است كه به ملتهب شدن فضاي سياسي جامعه كمك كرده و ميتواند گلايهمندي جامعه از اوضاع كنوني را افزايش دهد.
اسحاق جهانگيري در حالي در بيستوهفتمين همايش پولي و بانكي با اعلام اين مطلب تلاش ميكند همانند ساير دولتمردان به حاشيههاي هزينهزاي شكل گرفته در عرصه سياسي دامن بزند كه عامل اصلي رأيآوري دولت كنوني در انتخابات امسال، مهلت خواستن آنها از جامعه براي محقق كردن شعارهاي برزمين مانده آنها در چهار سال نخست بود اما با گذشت چندين هفته از انتخابات، مقامات ارشد دولتي همچنان علاقهمندند تا به جاي تمركز روي مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم به مباحث غيرضروري بپردازند تا شايد با اتخاذ چنين روشي ذهن جامعه را از مباحث اصلي جامعه به سمت مسائل حاشيهاي و فرعي سوق دهند.
طي چند روز اخير دامن زدن به مباحث دستچندم همانند حاشيه يك سخنراني يا اقدام
دفاعي- نظامي، اولويت كاري دولت قرار گرفته در حالي كه دغدغههاي اصلي جامعه، برآورده نشدن وعدههاي برجامي و لزوم تحقق وعدههاي داده شده توسط دولتمردان يازدهم و همچنين برخورد با مديران مجرم دولتي در باب فيشهاي حقوقي است يا مهمتر اينكه دولت مقابله جدي با تحريمهاي جديد امريكاييها داشته باشد.
در اين ميان روزنامههاي زنجيرهاي نيز همسو با دولت يازدهم تلاش ميكنند موضوعي دستچندم مانند حاشيههاي مراسم برگزاري نماز عيدسعيدفطر را به عنوان مسئله اصلي كشور معرفي كنند تا ذهن مردم از ناتوانيهاي دولت در جهت فائق آمدن بر مشكلات داخلي منحرف شود و از سوي ديگر پروژه مظلومنمايي دولتمردان را به جلو هدايت كنند.
رويه ثابت 4 سال اخير «فرعي به جاي اصلي»
همين رويه و روش دقيقاً در تيرماه سال گذشته از سوي دولت و روزنامههاي حامي دولت مورد توجه ويژه و گسترده قرار گرفت، آنجايي كه بحث برخورد با مديران نجومي به عنوان يك خواسته جدي عمومي مورد توجه قرار گرفته بود اما در مقابل اين مطالبه عمومي، بحث برگزاري دادگاه متهمان حمله به سفارت عربستان، به صورت هماهنگ و گسترده به تيتر يك اين روزنامهها و به عنوان مطلع سخنراني سياستمداران تبديل شده بود.
در همان مقطع زماني نيز روزنامههاي زنجيرهاي به جاي بحث درباره لزوم برخورد قضايي و حتي كيفري با مديران مجرم دولتي و صاحبان فيشهاي نجومي، مباحث فرعي مانند حمله به سفارت عربستان و برگزاري جلسه دادگاه متهمان اين حادثه را برجسته ميكردند، آن هم در شرايطي كه پيش از اين زمان جريان غربگراي داخلي تلاش ميكرد تمام اخبار مربوط به بابك زنجاني را با هدف ضربه زدن به جريان رقيب به تيتر يك رسانههاي خود تبديل كند.
اين برخورد دوگانه جماعت تجديدنظرطلب با مسئلهاي به نام فساد و جرم همواره اين شائبه را به همراه داشته كه بهكارگيري تاكتيكهايي نظير «اصلي كردن مسائل فرعي» با هدف دستيابي به اهداف حزبي- جناحي منجر به آن شده تا مطالبات اوليه جامعه قبل و بعد از انتخابات مورد بيتوجهي دولت مستقر قرار گيرد وحتي زمينه ايجاد روحيه نااميدي در مردم نسبت به حاكميت اسلامي فراهم شود.
تجربيات مختلف ثابت كرده اولويتهاي مردمي براي شخصيتها و رسانههاي اين طيف جايگاهي نداشته و مقتضيات حزبي- جناحي هميشه بر دغدغههاي جامعه چربش داشته است و آنجا كه برجسته شدن يك فساد اقتصادي به ضرر جريان متبوعشان باشد، سياستمداران و رسانههاي آنها ترجيح ميدهند سكوت كنند و در مقابل چنانچه پرداختن به يك اتفاق ساده و دستچندم اهداف و توقعات پدرخواندههاي آنها را تأمين و به قدرتيابي آنها كمك كند، تمام قد خود را به عنوان حاميان مردم و حقوق آنها نشان داده و دائم از لزوم احقاق حق جامعه سخن به ميان ميآورند.
تطهير فعالان به اصطلاح حقوق بشري كه عليه نظام اسلامي فعاليتهاي خاص ميكنند يا لاپوشاني كردن جرائم مهدي هاشمي و دلسوزي كردن براي مجرمان امنيتي و جاسوسان داخلي همواره اولويت فعالان سياسي و رسانههاي وابسته به اين طيف بوده است.
بيتوجهي به مشكلات اقتصادي و معيشتي جامعه زمينه گلايه بسياري از سياستمداران را نيز فراهم كرده است، به عنوان نمونه محمد دهقان نماينده مردم طرقبه و شانديز در مجلس در واكنش به بيتفاوتي دولتمردان نسبت به شعارهاي انتخاباتي و مشكلات مردمي ميگويد: اين نوع رفتار واقعاً خلاف شأن نظام جمهوري اسلامي بوده و من تعجب ميكنم ايشان در چه تصور و تخيلي است؟ مشكلات كمر مردم را خم كرده است، مشكل كاسپين و مؤسسات مالي و خوابيدن بازار و تعطيل شدن كارخانهها همگي به بحران جدي تبديل شده اما چه كسي پاسخگو است؟
وي با بيان اينكه ممكن است رئيسجمهور بگويد من با همه وجود رأي آوردم، البته هم راست ميگويد، اظهار داشت: ما نميگوييم او رأي نياورده است، به هر حال از همه ابزارها استفاده و به صورت مشروع و نامشروع تلاش و رأي جمع كرد. همه دولت، ستاد انتخاباتي او شد و صدها نفر از عناصر دولتي مرتكب جرم شدند و خلاف قانون دولت را تبديل به ستاد انتخاباتي كردند و رأي آورد اما ديگر آن زمان تمام شده است.
وي همچنين بيان ميكند: اكنون مهمترين مسئله تعيين تكليف كشور براي تحريمهاي جديد امريكاست، كشور بايد خود را آماده كند چراكه اين تحريمها بيش از گذشته اثر خواهد گذاشت. متأسفانه دولت نسبت به اين موضوع سكوت كرده و رسانههاي حامياي كه درآمدشان از جيب دولت تأمين ميشود هم سكوت كردهاند، گويي انگار اتفاقي نيفتاده است!
اين نماينده مجلس دهم با اشاره به اينكه همانگونه كه روحاني تعهدات قبلي خود را فراموش كرده، قطعاً تعهدات كنوني را هم فراموش خواهد كرد، عنوان كرد: در هر صورت كشور بايد سر و ساماني پيدا كند چراكه اين وضعيت نگرانكننده است و دودش هم در چشم مردم ميرود.
وي در بخش پاياني سخنان خود تصريح كرد: اين نوع رفتار غيرمسئولانه بيتفاوتي نسبت به مشكلات اصلي و هر روز فحش و كنايهزدن به منتقدان واقعاً مشكلي از كشور حل نميكند. حال ممكن است آقاي روحاني براي خنك كردن دل خود بخواهد مرتب به يكي فحش و ناسزا بدهد و جامعه را در معرض يك دوقطبي قرار دهد كه مردم حواسشان به اين تعهدات نباشد و ذهن مردم از اين افتضاحي كه در زمينه برجام براي كشور پيش آمده، فاصله بگيرد.
تغيير كابينه مهمتر است تا حاشيهسازي
امروز پس از گذشت 40 روز از زمان برگزاري دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و چهار هفته مانده به مراسم روز تنفيذ و تحليف، دولت همچنان ايجاد درگيري با نهادها و شخصيتهاي مختلف را اولويت خود ميداند در حالي كه انتخاب افراد توانمند، پرتحرك و دلسوز در كابينه دوازدهم براي تحقق شعارهاي برزمين مانده چهار سال گذشته و شعارهاي پرطمطراق اخير يك اولويت مشخص براي جامعه ايراني است.
بدون ترديد درگير كردن كشور به مسائل حاشيهاي و غفلت از مسائل اصلي كه در شرايط كنوني مقابله با جنگ اقتصادي دشمن، مقابله فعال با نقض برجام و وضع تحريمهاي جديد و تحقق شعار سال است، نتايج مشخصي مانند: «القاي ناكارآمدي نظام اسلامي»، «فرصتيابي مخالفان و فتنهگران براي زير سؤال بردن ارزشهاي انقلاب اسلامي»، «مسئلهدار شدن نسل جوان و زاويهگرفتن آنها از اصول و مباني و دامنزدن به ريزشهاي اجتماعي»، «تحريك نيروهاي دلسوز نظام و زمينهيابي برخي اقدامات واكنشي كه برآيند آن به نفع نظام نيست»، «القاي وجود دوقطبيدر نظام» و «كاهش مشاركت در انتخابات آتي» را به همراه خواهد داشت.