دنيا حيدري
طرح انتقال تيمهاي فوتبال پايتخت به شهرهاي مختلف كه طي چند سال گذشته عملي شد حالا به غصهاي عميق تبديل شده است. غصهاي كه بيم آن ميرود تا هراز چندگاهي يقه يكي از تيمهاي ريشهدار را بگيرد. داستاني كه با وعدههاي رنگارنگ و ترسيم آيندهاي روشن و درخشان آغاز شد اما طولي نكشيد كه ثابت شد آواز دهل شنيدن از دور خوش است. نه اينكه كليت داستان از ابتدا اشتباه باشد، نه، داستان ميتوانست به سمت و سويي ديگر برود و همان آينده روشني كه نويدش داده ميشد را به تصوير بكشد اما گام اول اشتباه برداشته شد و خشت اول گر نهد معمار كج/ تا ثريا ميرود ديوار كج و اين شد سرنوشت تلخ انتقالهايي كه قرار بود باعث رشد و شكوفايي شود اما جز زوال و نابودي چيزي در پي نداشت. انتقالهايي كه با هدف صاحب تيم كردن شهرها شروع شد تا هم برنامهاي سالم براي اوقات فراغت جوانان هر شهر ريخته شود، هم زمينه شكوفايي استعدادهاي شهرستانها مهيا گردد و هم ترغيب جوانان براي رفتن به سمت ورزش باشد. هدف قابل قبولي كه ميتوانست نتايج خوبي را هم به دنبال داشته باشد اما عدم بسترسازي لازم براي اجراي اين هدف باعث شد طي چند سال اخير شاهد سرنوشتي تلخ باشيم از تيمهايي كه با اميد فراوان بار سفر بسته و به شهري ديگر كوچ كرده بودند. تيمهايي كه براي بهبود شرايط رنج غربت به جان خريدند اما از اينجا مانده و از آنجا رانده شدند و از چاله درآمده و به چاه افتادند. چاه عميقي كه ندانم كاريهاي مسئولاني بر سر راهشان گذاشته بود كه بيهيچ حساب و كتاب و برنامهريزي منطقي، آنها را از خانه و كاشانه خود آواره كردند.
حضور تيمهاي فوتبالي در شهرهايي كه پيش از آن چنين تجربهاي نداشتند ابتدا بسيار جالب توجه بود. سكوهاي مملو از جمعيت نشان از سمت و سو دادن به اوقات فراغت جوانان به شكلي سالم داشت كه ميتوانست در ادامه آنها را به جمع علاقهمندان به ورزش اضافه كند. مسئله بسيار مهمي كه ميتوانست نقش پررنگي در كمرنگ شدن بزهكاري در هر شهري داشته باشد و به همين جهت نيز ابتدا با استقبال خوب از سوي مسئولان هر شهر مواجه شد؛ استقبالي كه با به ميان آمدن بحث حمايتها و دست به جيب شدنها و پشتيبانيهاي مادي، رنگ ميباخت و شكل ديگري به خود ميگرفت و اين عزيز كرده حكم فرزند ناخوانده يا ناتني را پيدا ميكرد تا زمينهساز شكست پروژه انتقال شود. از جمله دلايلي كه باعث شد پروژهاي كه ميتوانست گامي در راستاي رشد و شكوفايي فوتبال ايران باشد سقوط كند، توجه نكردن و بسترسازي لازم و همچنين عملي نشدن وعدههاي رنگارنگ حمايتي بود كه داده ميشد اما هرگز به مرحله اجرا نميرسيد. از جمله اين وعدهها ساخت ورزشگاههاي اختصاصي در شهرهاي مختلف بود. وعدهاي كه در صورت عملي شدن ميتوانست گامي بلند در راستاي پيشرفت فوتبال ايران باشد اما از آنجايي كه تنها شعاري بيش نبود، خيلي زود دليل ديگري شد براي آنكه يكي از پروژههاي مهم فوتبال ايران با سرنوشتي تلخ مواجه شود.
پاس تهران، تيم ريشهداري كه قهرمانيها و عنوانهاي زيادي در كارنامه داشت و بازيكنان بزرگ و مطرحي را به فوتبال ايران معرفي كرده بود، اولين قرباني اين تصميمگيري بيبرنامه و عجولانه بود. تصميمي كه بدون آمادهسازي بستر لازم و مهيا شدن شرايط به مرحله اجرا در آمد تا خيلي زود به بن بست بخورد، چراكه هيچ يك از وعدههاي داده شده قبل از اين انتقالها به مرحله اجرا در نيامد تا بتواند پروژه انتقال را به انتها برساند و ختم به خير كند. آن هم در حالي كه اين پروژه با استقبال خوب مردمي همراه بود و ميتوانست باعث كاهش هزينههاي شهري در مقابله با جرم و بزه نيز باشد.
اما شايد بدترين اتفاق در پروژه شكست خورده انتقال تيمهاي فوتبال به شهرهاي مختلف، اصرار بر انجام آن بود. آن هم در حالي كه نتيجه خيلي زود مشخص شده بود. بعد از پاس، تيمهاي ديگري هم به چنين سرنوشت شومي دچار شدند كه بسياري از ردههاي پايينتر فوتبال سر درآوردند و برخي نيز هر از چندگاهي از اين شهر به آن شهر آواره شدند. مسئلهاي كه باعث شد تا خيلي زود از تعداد تماشاگراني كه روزهاي اول حضور پرتعدادشان غوغا ميكرد كاسته شود به طوري كه گاه تعداد آنها به كمتر از انگشتان دو دست ميرسيد، چراكه از يكسو بومي نبودن تيم، بازيكنان و مربيان و از سوي ديگر عدم نتيجهگيري به دليل نبودن حمايت و امكانات باعث دلزدگي تماشاگران ميشد؛ اتفاق ناخوشايندي كه طي سالهاي گذشته در شهرهاي مختلف و به شكلي كاملاً تكراري رخ داده اما هنوز هم مسئولان را برآن نداشته تا پرونده اين انتقالها را بسته و مانع از فروپاشي و نابودي تيمهاي ديگر شوند. اصرار بر اشتباهي كه نه فقط نابخشودني است، كه فوتبال را نيز به ورطه سقوط ميكشاند. در صورتي كه اگر هر شهر به جاي پيگيري انتقال و آماده خوري كه در ادامه همواره به رها شدن تيمها انجاميده به دنبال از صفر شروع كردن باشد نه تنها داستان تيشه زدن به ريشه تيمهاي قدمت دار به اين روش تمام ميشود بلكه ارزش بيشتري هم دارد، چراكه از پتانسيل شهر و استان براي بوميسازي استفاده ميكند و حمايت بيشتري را هم به دنبال خواهد داشت.