نويسنده: خسرو معتضد
اخيراً گويا در مجلس يا مرجع تصميمگيري ديگري، طرحي پيشنهاد شده كه وزارتخانه جديدي به نام وزارت گردشگري تأسيس و بر اين بناي حجيم و پرهزينه دولت و در مجموع دستگاه اداره كشور افزوده شود. جالب اينكه معاون گردشگري دولت، اين كار را زائد دانسته است!
پيشينه كم و زياد شدن وزارتخانهها در ادوار پيشين
در زمان سلطنت فتحعلي شاه، دولت ايران بنا به ضرورت، به چهار وزارتخانه تقسيم شد زيرا يك جناب وزير اعظم از عهده تمام امور كشوري و لشكري برنميآمد و كارها معطل مانده بود. ناصرالدين شاه تعداد آنها را به هشت وزارتخانه افزايش داد. حاج ميرزا حسين خان مشيرالدوله 9 وزارتخانه تأسيس كرد و اساسنامهاي براي آنها و محل وزارتخانهها كه قبلاً بيرون خانه وزيران يا عمارتي در كاخ گلستان بود نوشت و حتي دستور داد وزيران ناهار مهمان دولت باشند كه كارها را به پايان برسانند و از زير كار در نروند.
مظفرالدين شاه كه با رجال و درباريها ملاحظه داشت تعداد وزارتخانههاي مسخره و پوشالي را تا 37 وزارتخانه بالا برد! چندي بعد مشروطه از تعداد آنها كاست و مجموع آنها را در شش وزارتخانه خلاصه كرد. از سال 1300 ه. ش تأسيس و وزارتخانه تابع اصولي شد و دكتر ميلسپو امريكايي طرحي ارائه كرد كه هم از نظر تشكيلات، هم ميزان حقوق و هم نحوه ترفيع كارمندان اهميت داشت و در مجموع ميتوان گفت كه تأسيس وزارتخانه اصول و قواعدي پيدا كرد.
تعداد وزارتخانهها در دوران رضاخان
در دوران 20 ساله تعداد وزارتخانهها هشت تا 10 وزارتخانه بيشتر نبود و اداره كل صناعت و اداره كل فلاحت (كشاورزي) و اداره كل صحيه (بهداري) وزارتخانه نبودند. مدتها مملكت وزارت فوايد عامه داشت كه بعدها سه اداره كل و نيز وزارت طرق (راه) از آن جدا شدند. پس از شهريور 1320 وزارت بهداري تأسيس شد. در سال 1325 براي مبارزه با تودهايها و فرقه دموكرات وزارت كار و تبليغات تأسيس شد و بيمههاي كارگري تصويب و اجرا شد. حسنعلي منصور وزارتخانه اطلاعات (تبليغات) و فرهنگ و هنر و علوم و آموزش عالي را بر ساختار دولت اضافه كرد. هويدا براي پست دادن نورچشميها وزارت كشاورزي را تقسيم به وزارتخانههاي كشاورزي، جنگلها، منابع، اصلاحات ارضي، توليدات كشاورزي و موادغذايي كرد كه مزخرف و بيفايده بود و چندي بعد هم با هم ادغام شدند.
مرحوم ترقي روزنامهنگار برايم تعريف ميكرد: زن بسيار صاحب جمال و داراي هيكل موزوني مورد علاقه يكي از وزيران سالهاي دهه شهريور قرار گرفت و خواست او را استخدام كند، محل شغل وجود نداشت. براي استخدام او طرحي به هيئت دولت برد و مصوبه گرفت كه آن خانم به عنوان منشي ويژه او استخدام شود در هر حال چون آن خانم نياز به شغل داشت و وزير هم ميخواست خانم مزبور كنار دستش باشد، در وزارتخانه پست ايجاد شد. هويدا براي خود 9 معاون در نظر گرفت. زمان رضاشاه رئيس تشريفات سلطنتي يك نفر بود. در سال 1357 تعداد رؤساي تشريفات سلطنتي 15- 14 نفر بود كه شاه در آن سال به ناچار، اغلبشان را مرخص كرد.
بازار داغ كم و زياد شدن وزارتخانهها در دو دهه اخير
جالب اينجاست كه ازدياد و كاستن بيملاك وزارتخانهها در ساليان اخير نيز، بازار داغي پيدا كرده است. چند سال پيش دو وزارت حساس صنايع و معادن با وزارت بازرگاني روي لج و لجبازي ادغام شد. امروز مهار آن به دست وزير پيري افتاده كه از هر دو ساعت جلسات مهم، يك ساعتش در خواب گران است. وزارت راه و ترابري شامل سازمانهاي بزرگ و پرمشغله راه، حمل و نقل، راهآهن سراسري، بنادر و دريانوردي، هواشناسي، هواپيمايي و فرودگاهي بود. آمدند آن را در وزارت مسكن و شهرسازي ادغام كردند. امروز وزير ميلياردر و عجول و كمحوصله آن، وقت حرف زدن ندارد و ميكروفن را از دست خبرنگار زن رسانهها ميگيرد و پرت ميكند!
معماي تشكيل وزارت گردشگري
اكنون ميخواهند وزارت گردشگري تأسيس كنند آخر براي چه؟ در بسياري از مراكز توريستي كشور، يك آبريزگاه درست و حسابي براي گردشگران نيست. سازمان كنوني به قدري بيدست و پاست كه يكي از بنيادها قصد كرده كاخ نياوران و كاخ سعدآباد را- كه هر دو از اموال ملت ايران است و فروزان شهردار وقت تهران در روزهاي پس از شهريور 1320 رسماً در جرايد و مجلس شوراي دوره سيزدهم ملي اعلام كرد هزينه ساختمان كاخهاي مرمر و نياوران و سعدآباد و مرمت نياوران از محل بودجه شهرداري تهران ساخته شده و تعلق به دولت دارد(يعني از اموال ملت ايران است) و 35 ميليون خرج آنها هم از عوارض شهري مردم تهران تأمين شده- به بهانه اينكه اموال شخصي شاه بوده است، از دست ميراث فرهنگي در بياورد و اين سازمان جرئت نفس كشيدن ندارد و مخالفتي نشان نميدهد!

من ميترسم امثال اين نهادها- كه ماشاءالله حرص و طمعشان تمامي ندارد- كاخهاي نياوران (متعلق به عهد قاجار و ساخته شده از بودجه دولت را كه بودجه ساخت كاخ جديد نيز از بودجه دولت هويدا پرداخته شد) و كاخ مرمر و كاخ سعدآباد كه هر دو در سالهاي 1300 تا 1320 ه. ش از بودجه شهرداري تهران ساخته شد و شهردار وقت آقاي فروزان به طور رسمي و در مقابل پرسش نمايندگان مجلس اعلام كرد را هم به دستاويز اينكه اموال شاهان پهلوي بوده، از چنگ ميراث ملي درآورد و اين سازمان ضعيف و بيكاره به علت فقر اطلاعات تاريخي تمكين كند. من نميدانم بنياد چه اصراري دارد روي اين دو كاخ دست بگذارد، اگر زورش ميرسد چرا كاخ مرمر را- كه آن هم از اموال دولت است- بازپس نميگيرد؟
آيا آقازادهها نياز به شغل جديد پيدا كردهاند؟
در هر صورت گويا تعدادي آقازاده يا نورچشميها از خارج بازگشته و نياز به شغلهاي نان و آبدار پيدا كردهاند براي همين قرار شده وزارتخانه جديدي به نام «گردشگري» تأسيس شود و حدود هشت معاون وزير و 30 كانديد كل در استانها و تعدادي مديركل و مديرعامل در مركز از خزانه تارعنكبوت بسته دولت حقوق دريافت كنند و باز هم دولت عليه ناچار شود چشم به سفره مردم بدوزد از محل ماليات بر ارزش افزوده حقوق اين عزيزان را بپردازد و البته تا ته مزايا و حق سفر آنان را هم تأمين كند. جالب اينجاست كه خود سازمان ميراث فرهنگي نيز تمايلي به وزارتخانه شدن نشان نميدهد. من در سفرهايي كه در گذشته به كشورهاي مختلف جهان داشتهام، هر جا رفتهام صنعت گردشگري را صنعتي پويا و خلاق يافتهام و معمولاً افرادي بسيار مطلع، خوش ذوق، پويا و دلسوز در رأس امورند و ميبينيد كه كشورهاي كوچكي چون ارمنستان و گرجستان چقدر در كشور ما تبليغ ميكنند و حتي راديو تفليس مجلهاي به زبان فارسي نشر ميدهد و انواع رستورانهاي ايراني در آن كشور داير شدهاند.
بياعتنايي به رخداد بازرسي بدني زنان ايراني در گرجستان
سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ما هر چند روز، متصدي تازهاي پيدا ميكند كه حتي قدرت دفاع از اموال خود را ندارند و دور نيست چندي بعد كاخهای دولتي ساخته مرمر و نياوران و سعدآباد را هم دو دستي به بنياد تقديم كنند و جالب اينجاست در خصوص بازديد بدني خانمهاي ايراني در تفليس تذكري به گرجستان نميدهند كه پليسهاي زن در اتاقي جداگانه اين كار را بكنند. شخصي كه از تفليس آمده بود در اين باره تعداد زيادي مجله و نشريه و پوستر برايم آورده بود. من به گرجيها كه در طول چند هزار سال همسايه و دوست ما بوده و حتي تعدادي از شاهزاده خانمهاي گرجي در زمان صفويه ملكه ايران بوده و در قرن نوزدهم هم چند شاهزاده گرجي براي رهاندن كشورشان از چنگ روسها دوش به دوش ايرانيها جنگيدهاند و كتابهاي فارسي دستنويس قديم را در دانشگاههايشان چاپ ميكنند، علاقه زيادي دارم و آنان را از خودمان ميدانم.
با اين همه گويا پليسها در ملأعام بعضي از خانمهاي مسافر عيد امسال را بازرسي كردهاند و گفتهاند چادر و مانتو و روسري را از تن دور كنند. بازرسي زنان مسافر در فرودگاههاي ايران هم به وسيله پليس زن انجام ميشود و خانمها ناراحت نميشوند زيرا محل بازرسي زنانه است. آيا كسي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نبوده اين موضوع را به گرجيها تذكر بدهد؟ براي اينكه اغلب اينكاره نيستند. دولتيعوض ميشود و دولتي بر سر كار ميآيد. عدهاي را در رأس مهمترين سازمان كشور از نظر روابط با خارجيان ميگذارند كه اطلاعاتي در اينگونه زمينهها ندارند. در تركيه، آلمان، انگلستان، فيليپين، مالزي، تايلند، من هر جا ميرفتم نقشهاي در دستم بود. حتي در داخل كاخها نقشه ميفروختند كه تماشاگر بداند به كجا آمده است. متأسفانه در كشور ما سازمان گردشگري به خواب رفته و مغفول است. اين سازمان حتي بلد نيست اموالش را بشناسد و بداند كاخ مرمر، كاخ نياوران و كاخ سعدآباد از محل بودجه دولت ساخته شده و ارث خانوادگي شاه نبوده است.