کد خبر: 852037
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
دولت‌هاي توسعه يافته‌اي كه به علت صاحب بخش‌هاي خصوصي قوي، توسعه يافته خوانده شده‌اند...
محمد شهاب
نویسنده: محمد شهاب
 
دولت‌هاي توسعه يافته‌اي كه به علت صاحب بخش‌هاي خصوصي قوي، توسعه يافته خوانده شده‌اند، در حالي كشورهاي در حال توسعه را از طريق وام با بهره و تن دادن به عاريت گرفتن فناوري و يادگيري آن، مي‌خواهند به توسعه برسانند كه خود به شركت‌هاي داخلي خود كه طالب توسعه آنها هستند، هيچ از هزينه‌هايي كه در قالب تحقيق و توسعه بر دوش خود گذاشته‌اند و براي آن شركت‌ها خرج مي‌كنند انتظار برگشت آن را ندارند چه رسد به آنكه طالب بهره‌هاي آن باشند. در درون كشورهايي كه امروز آنها را كشورهاي توسعه يافته مي‌شناسيم توسعه به معناي خلق تحقيق و توسعه است و اين خلق تحقيق و توسعه همان‌طور كه گفته شد معلول حمايت‌هاي صاحبان سياست آنهاست، حال اين امر در كشورهاي در حال توسعه، در قالب رشد‌هاي سريع اقتصادي و به عاريت گرفتن فناوري تعريف شده است.
 
شما نگاه كه مي‌كنيد در تاريخ كشورهاي در حال توسعه‌اي كه با رشد‌هاي سريع مواجه شدند، سقوط‌هايي رخ داده كه از جنس ادوار تجاري نبوده بلكه تداعي دهنده پايان معجزه اقتصادي آنها بوده است، به عنوان مثال كوزو يامورا يكي از نخستين اقتصاد داناني بود كه به پايان معجزه ژاپن اشاره كرد. ژاپن در خلق تحقيق و توسعه از امريكا عقب افتاد، به عبارت بهتر غرب به خصوص پس از جنگ جهاني دوم كاري كرد كه خلق تحقيق و توسعه الگوي توسعه ژاپن نشود. شما اگر خلق تحقيق و توسعه الگوي توسعه تان نباشد به شدت براي پويايي سرمايه فيزيكي توليد خود نيازمند صادرات جهت ارز خواهيد شد؛ امري كه امروز اقتصاد چين با وجود كاهش ارزش يوان، كاهش دستمزدها و اجازه ندادن به افزايش مصرف داخلي با آن مواجه شده است. امروز چين وابسته به صادرات براي پويايي نهاده سرمايه فيزيكي خود وابسته به كاهش ارزش پول خود شده است.
 
روزي ژاپن آن ابزاري را كه دولت‌هاي كشورهاي توسعه به علت صاحب اهداف سياسي بودن صاحبان اصلي سياست خود، آن را صاحب شده بودند در دست داشت و به نظر اين عامل حمله به ژاپن بوده است؛ امري كه براي آلمان نيز رخ داد چراكه فئودال‌هاي آلمان خود تصميم به تغيير نظام اقتصادي از نظام فئودالي به اقتصاد صنعتي داشتند. پس از جنگ عليه ژاپن نگذاشتند مدل توسعه ژاپن خلق تحقيق و توسعه باشد، چين و تايوان نيز همان مسير را رفتند و سؤال بزرگ اين است چرا توسعه براي كشورهاي در حال توسعه بايد از طريق وام و بهره و به عاريت گرفتن مدام فناوري‌هاي توليد شده در غرب باشد ولي براي كشورهاي غربي بايد ناشي از حمايت‌هاي مادي مجاني دولت‌هاي آنها در قالب تحقيق و توسعه پايه‌اي كاربردي و توسعه‌اي باشد. اين همان توسعه درون‌زاست كه اگر در ايران بيان شده منظور بوده است، همان امري كه هم اكنون نيز امريكا در حال انجام آن است. شما در توسعه برون‌زا در بهترين حالت آن كه دولت‌ها با شما بدون تنش بوده و بتوانيد صادرات داشته باشيد تا پويايي سرمايه فيزيكي‌تان تضمين شود، ملتي كارگر خواهيد داشت و ثروتمندان شما صاحبان جايگاه‌هاي هيئت مديره خواهند بود.
 
زماني كه آل‌سعود بيان مي‌كند ما نمي‌توانيم نسبت به ايران رويكرد خصمانه نداشته باشيم، لذا اين مشكل از ماست يا مشكل از باطل بودن آنهاست؟ زماني كه آنها بدون هيچ دليل شيعه‌هايي كه در راه رفتن به مدرسه و محل كار بوده‌اند توسط ارتش خود مي‌كشند (اين اتفاق ديروز رخ داده است) اين مشكل از ماست كه شيعه هستيم؟ مي‌گويند شيعه جنگ طلب است ولي آنها چون ما شيعه هستيم، جنگ طلب عليه ما شده‌اند. در اين شرايط چيزي را كه خود در داخل مي‌توانيم به‌دست آوريم كه هرگز جايگزين خارجي نيز نخواهد داشت چرا بايد آن را اعمال نكرده و سياستي را اعمال كنيم كه تصور بر آن است كه با گفت‌وگو مي‌شود به آن رسيد؟
 
در حالي كه هم اكنون كه ما در حال صحبت كردن براي توسعه برون‌زا هستيم، دولت امريكا موظف است همچنان مشغول حمايت‌هاي گسترده مالي تحقيق و توسعه براي شركت‌هاي داخلي خود باشد، آيا اين را ايران نمي‌تواند انجام دهد؟ صاحب اهداف اقتصادي نبودن و باور به اينكه تورم ناشي از درست خرج نكردن پول است نه خرج كردن پول براي كاهش هزينه‌هاي توليد، به راحتي سبب مي‌شود سياست توسعه درون‌زا عملياتي شده و در كنار كاهش تورم به علت كاهش هزينه‌هاي توليد، افزايش توليد افزايش اشتغال فراهم‌ آيد. شما وقتي دستاوردهاي توسعه درون‌زا را در كنار توسعه برون‌زا قرار مي‌دهيد به نتايج غيرقابل مقايسه‌اي مي‌رسيد. اشتغال مبتني بر توسعه برون‌زا ماهيت كارگر مانند دارد و سود‌ها و منفعت‌ها بيشتر براي صاحبان جايگاه‌هاي هيئت مديره‌ها خواهد بود، حال آنكه اشتغال با رويكرد توسعه درون‌زا ماهيت كارآفريني دارد، ماهيت استعداديابي نيرو‌هاي كار و ارتقا و حمايت از آنها دارد: در سيستم توسعه درون‌زا تكنولوژي‌هاي جديد خلق مي‌شود، مسيرهاي متفاوت توليد ايجاد مي‌شود، اين مسير هويت ملي‌ساز است، اعتماد به نفس ملي‌ساز است و همان طور كه عرض شد به چندعامل اساسي براي تحقق خود نياز دارد:
 
1- باور به توسعه درون‌زا چيزي شبيه به باور رهبر ژاپن ميجي
2- وجود ابزار فشار اجرايي شدن آن
3- عدم صاحب اهداف اقتصادي بودن صاحبان سياست چراكه اگر آنها صاحب اهداف اقتصادي باشند، صاحبان ابزار فشار اجرايي شدن توسعه درون‌زا وجود نخواهد داشت.
و 4- باور به اينكه تورم بيش از آنكه معلول چاپ پول باشد، معلول نحوه خرج كردن پول است. نه تنها دستاوردهاي توسعه درون‌زا قابل قياس با توسعه برون‌زا نيست بلكه اساساً توسعه برون‌زا توأم با ريسك و قيود فراوان در حيطه بين‌المللي و داخلي است. تا چه حد مي‌توان ارزش پول را پايين آورد، دستمزد‌ها را پايين آورد تا امكان صادرات باشد تا چه حد با وجود پايين آوردن دستمزدها و ارزش پول اطمينان براي تقاضاي خارجي جهت صادرات مي‌توان داشت؟ يك اقتصاد تا چه حد توان دارد بر پايه توسعه صادرات دوام آورد. ما معطل چه شده‌ايم ما براي خلق تحقيق و توسعه كه يك امري كاملاً دروني است معطل چه شده‌ايم، امريكا كه امريكاست اقتصاد خود را با انواع و اقسام حمايت‌هاي مالي قانوني مانند اعمال محدوديت‌هاي واردات مانند تعرفه‌هاي بسيار سنگين حمايتي سوبسيد‌ها در حوزه انرژي، صنعت و خريد‌هاي تضميني و حمايت‌هاي بلاعوض مانند هزينه كردن براي پژوهش و توسعه براي تكنولوژي‌هاي برتر، همراه و توأم كرده است، حال سؤال اين است كه اين امكان نيست كه ما با تغيير تعريف توسعه معطل دريافت از آنها نشده و توسعه را همان عملكردهاي تحقيق و توسعه رايگان تعريف كنيم كه دولت امريكا براي بخش خصوصي خود انجام داده و مي‌دهد نه آنچه براي كشورهاي در حال توسعه به عنوان ابزارهاي لازم براي توسعه معرفي كرده و مي‌كند؟ عملكرد‌هايي كه كاملاً داخلي بوده و مانع خارجي براي انجام آن نيز ندارد؛ عملكرد‌هايي كه به محض انجام آن اشتغال را در سطح ارتقاي استعداد افراد ايجاد خواهد كرد و زنجيره‌هاي بعدي كاهش قيمت‌ها به علت كاهش هزينه‌هاي توليد را منجر خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار