به گزارش خبرنگار ما، اولين متهم پسر 18 سالهاي به نام يزدان است كه 16 فروردينماه سال 88 سه عضو خانوادهاش را در يك حادثه آتشسوزي عمدي به قتل رسانده بود. يزدان بعد از بازداشت گفت: من دچار اختلالات رواني و تحت معالجه دكتر بودم. مدتي قبل به خاطر افسردگي شديد به رفتار مادرم مشكوك شدم و تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. شب حادثه يك گالن بنزين در راه پله گذاشتم و يك پتو روي آن كشيدم. نيمههاي شب سراغ گالن رفتم و كبريت كشيدم كه آتش شعلهور شد. پدرم بيدار بود به همين دليل متوجه آتشسوزي شد. گالن را برداشت و به طرف حمام دويد، اما گالن از دستش افتاد و آتش به اتاقها سرايت كرد. من و مادرم نجات پيدا كرديم، اما پدر، خواهر و برادر كوچكم فوت كردند. بعد از اقرارهاي متهم و كامل شدن بررسيها، پرونده براي رسيدگي به شعبه چهارم دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي عبداللهي فرستاده شد. در جلسه رسيدگي اوليايدم درخواست گذشت كردند. پسر آتش افروز هم در شرح بيشتر ماجرا گفت:به خاطر بيتوجهيهاي پدر و مادرم دچار افسردگي شده بودم. خودم نيز در آن حادثه دچار سوختگي شديد شدم. با اين كار ميخواستم خانواده توجه بيشتري به من داشته باشند، اما پايان هولناكي برايمان رقم خورد.
قتل به خاطر رابطه نامشروع
دومين مردي كه موفق به جلب رضايت اوليايدم شده، مردي 33 ساله به نام يوسف بود كهبه اتهام قتل شوهر زن مورد علاقهاش بازداشت شده بود. او بيست و چهارم خردادماه سال92 در شهرستان ساوه بازداشت شد. متهم در بازجوييها گفت: من و زهره در خيابان آشنا شديم. در آن مدت او با من درد دل ميكرد و ميگفت، شوهرش مجتبي، مرد بداخلاقي است و به او توجهي نميكند. خيلي دلم برايش سوخت و تحتتأثير حرفهايش به او علاقهمند شدم. زهره هم از رفتارش معلوم بود به من وابسته شده است. اين ارتباط ادامه داشت تا اينكه روزي از من خواست تا شوهرش را از سر راه برداريم تا با هم زندگي مشترك داشته باشيم. از آنجايي كه به او علاقهمند شده بودم، حاضر بودم هر كاري انجام دهم. متهم در خصوص قتل گفت: يك شب زهره تماس گرفت و گفت كه به مجتبي آمپول بيهوشي تزريق كرده است. شبانه آنجا رفتم و زهره مرا مجبور كرد تا شوهرش را خفه كنم. براي اينكه مطمئن شوم او مرده است با چاقو چند ضربه زدم. سپس جنازه را در پتو پيچيديم و در صندوق عقب ماشين مقتول گذاشتيم و آن را در زبالههاي حوالي خيابان رها كرديم.
بعد از اقرارهاي متهم، زهره نيز تحت بازجويي قرار گرفت و حرفهاي همدستش را تأييد كرد. اين پرونده بعد از انجام تحقيقات به شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به اين پرونده ابتدا اولياي دم درخواست قصاص كردند. در ادامه بعد از شرح ماجرا و آخرين دفاع متهمان هیئت قضايي يوسف را به قصاص و زهره را به 10 سال حبس محكوم كرد. اين حكم بعد از تأييد در آستانه اجرا قرار داشت كه با رضايت اولياي دم متهم از مرگ فاصله گرفت.
روز گذشته متهم بار ديگر پاي ميز محاكمه به رياست قاضي زالي و مستشار اسلامي حاضر شد. بعد از قرائت كيفرخواست، متهم در آخرين دفاعش گفت: در يك قدمي چوبهدار قرار داشتم كه پدر و خواهرم با فروش خانههايشان مبلغ 170 ميليون تومان را به حساب پسر مقتول واريز كردند. آنها 80 ميليون تومان وام گرفتند و آن را به ولي دم مقتول دادند تا توانستند رضايت بگيرند. حالا خواهر و پدر پيرم مستأجر هستند و زندگيشان را به سختي ميگذرانند. از دادگاه ميخواهم در مجازاتم تخفيف قائل شوند تا سر كار بروم و بتوانم گذشتهام را جبران كنم.
قتل شريك زندگي بعد از 20 سال زندگي مشترك
سومين مردي كه از مرگ فاصله گرفت، مرد 73 سالهاي به نام اصغر است كه همسرش را در خيابان آزادي به قتل رسانده بود. چهاردهم تيرماه سال 82 مأموران از قتل زن 60 سالهاي به نام اقدس باخبر و راهي محل شدند. شوهر آن زن كه بعد از قتل دست به خودكشي زده بود، بعد از انتقال به بيمارستان تحت معالجه قرار گرفت و از مرگ نجات يافت. او بعد از بهبودي با اقرار به جرمش گفت: در مدت 20 سال زندگي مشترك با همسرم هميشه با هم اختلاف داشتيم. او هميشه پشتسر من بدگويي ميكرد و ميگفت به او خرجي نميدهم. به همين خاطر بارها با هم درگير شده بوديم. روز حادثه وقتي فهميدم به زنهاي همسايه در مورد من گفته كه مرد خسيسي هستم، عصباني شدم و با چاقو يك ضربه به او زدم. سپس جلوي دهانش را گرفتم تا سر و صدا نكند كه ناگهان بيهوش شد. همان موقع با اورژانس تماس گرفتم و با چاقو خودزني كردم، اما زنده ماندم.
متهم بعد از توضيحات و اقرار به جرمش روانه زندان شد و اين پرونده بعد از صدور كيفرخواست به شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. اولياي دم در آن جلسه درخواست قصاص كردند. سپس متهم در جايگاه بار ديگر ماجرا را شرح داد و بعد از آخرين دفاعش به قصاص محكوم شد. متهم بعد از تأييد اين حكم در ديوان عالي كشور با رضايت اولياي دم از چوبهدار فاصله گرفت. روز گذشته اين پرونده بار ديگر در همان شعبه روي ميز هيئت قضايي به رياست قضاي زالي و مستشار اسلامي قرار گرفت. متهم در آخرين دفاعش گفت: 14 سال است كه در زندانم و چيزي براي از دست دادن ندارم. از دادگاه ميخواهم حكم آزاديام را صادر كند تا در زندان نميرم. در پايان اين جلسه هيئت قضايي وارد شور شد.