کد خبر: 851393
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
نوه ‌ناخلف كه متهم است با همدستي يك خواهر و برادر به خانه مادربزرگش دستبرد زده است، ماجرا را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، 12 فروردين‌ماه بود كه اين پرونده روي ميز كارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. شاكي كه زني 75 ساله بود در شرح ماجرا گفت: خانه من در مجتمعي مسكوني در خيابان 21 گيشاست. ساعت 14:30 امروز در خانه تنها بودم كه زنگ را زدند. آيفون تصويري را كه برداشتم زن و مرد جواني من را به اسم صدا كردند و خواستند كه در را برايشان باز كنم. گفتند كه از ساكنان ساختمان هستند و دسته كليدشان را در خانه جا گذاشته‌اند. من هم اعتماد كردم و در ساختمان را برايشان باز كردم. لحظاتي بعد بود كه زنگ آپارتمانم را زدند. در را كه باز كردم ناگهان زن و مردي نقابدار وارد شدند. آنها با تهديد چاقو از من خواستند كه سكوت كنم.
زن و مرد نقابدار دست و پا و دهانم را بستند و شروع به جست‌وجوي خانه كردند. پول، طلا و اشياي قيمتي كه 30 ميليون تومان قيمت داشت را سرقت كرده و من را در همان وضعيت رها كرده و فرار كردند. ساعتي بعد بود كه يكي از دخترانم براي سركشي به خانه‌ام آمد و من را نجات داد و پليس را از ماجرا باخبر كرد.
 
بعد از مطرح شدن شكايت كارآگاهان با بررسي محل سرقت و حرف‌هاي شاكي مطمئن شدند كه بايد فرد يا افرادي آشنا در جريان سرقت نقش داشته باشند. آنها در اولين گام با بررسي افراد نزديك شاكي متوجه شدند كه يكي از نوه‌هاي او كه مردي 30 ساله به نام محسن است از مجرمان سابقه‌دار در زمينه سرقت منزل است، بنابراين وي به عنوان مظنون تحت نظر پليس قرار گرفت و ششم ارديبهشت‌ماه در خانه‌مجردي‌اش در خيابان كميل بازداشت شد. او ابتدا گفت كه نقشي در ماجراي سرقت ندارد، اما در تحقيقات بعد به ارتكاب سرقت با همدستي دختر و پسري جوان اعتراف كرد.
 
او توضيح داد: مدتي قبل بود كه با دختري 28 ساله به نام مينا آشنا شدم. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه يك روز به مينا گفتم كه مادربزرگ پولداري دارم كه مي‌توانيم از او سرقت كنيم و پولدار شويم. از آنجا كه نمي‌توانستم مستقيم وارد سرقت شوم قرار شد كه مينا و برادر26 ساله‌اش نادر، نقشه را اجرا كنند و بعد پول‌ها را بين هم تقسيم كنيم. روز حادثه وقتي مطمئن شدم كه مادربزرگم در خانه تنها است، مينا و نادر را به ساختماني كه مادربزرگم آنجا زندگي مي‌كرد، بردم. كليد زنگ را به آنها نشان دادم و از آنجا فاصله گرفتم. لحظاتي بعد بود كه مينا و نادر وارد خانه شدند و نقشه را اجرا كردند. بعد از اعتراف‌محسن، كارآگاهان هشتم ارديبهشت‌ماه، نادر و خواهرش مينا را در محل زندگي‌شان در منطقه اكبرآباد شهرستان بهارستان بازداشت كردند. آنها در بازجويي‌ها به سرقت از خانه مادربزرگ محسن اعتراف كردند.  سرهنگ كارآگاه سعدالله گزافي، رئيس پايگاه دوم پليس آگاهي‌ گفت: تحقیقات در این‌باره ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار